تبليغاتX
بوی کاغذ
جمعه 12 تیر1388

امید به آینده، رساترین اعتراض ماست

 

جنبش سبزتمامی تلاش‌هایی که این روزها در مخالفت با شما صورت می‌گیرد برای آن است که از ثمربخش بودن اعتراضات قانونی خود ناامید شوید، زیرا تا ما ناامید نشویم این دولت از اعتبار واقعی برخوردار نخواهد شد. امید به آینده، رساترین اعتراض ماست.

به سابقه‌ی دیرینه‌ی این سرزمین نگاه کنید. در زندگانی ما مردم که از کهن‌ترین تمدن‌ها زاده شده‌ایم، فراز کنونی جزئی از یک تاریخ طولانی است. ما در جاده‌ای به درازای تاریخ همه‌ی بشریت قدم می‌زنیم. در این جاده چه بسیار ملت‌ها که منقرض شدند و جز داستانی از آنان باقی نماند. آن چیزی که ملت ما را به خلاف آنان و علی‌رغم سخت‌ترین رویدادها زنده نگه داشت امید بود، زیرا آفت این راهپیمایی هزاران‌ساله، ناامیدی است. مردم ما می‌توانستند با بدبینی و ناامیدی حوادثی شبیه به آن‌چه را که در جریان انتخابات گذشته با آن روبرو شدیم پیش‌بینی کنند و به صحنه نیایند. آیا آنان اشتباه کردند که به این پیش‌بینی‌ها اعتنا نکردند؟ نه! آنان به مقتضای روح امیدی که هسته‌ی درونی هویت ملی ما را شکل داده و ما را در طول هزاره‌ها زنده نگه‌ داشته است، چنین کردند. به‌ویژه با جوانان می‌گویم که اگر می‌خواهید ایرانی باقی بمانید از شعله‌ی امید در سینه‌های خود محافظت کنید، زیرا امید بذر هویت ماست؛ بذری که با نخستین باران شروع به روییدن می‌کند و جان هرکسی را که هنوز ایرانی باقی‌مانده است، در هر کجای جهان که بیتوته کرده باشد به اهتزاز در می‌آورد، تا از نو خود را در سرنوشت این خاک شریک بداند.

 

متن کامل بیانیه‌ی شماره‌ی نهم میرحسین موسوی: این‌جا


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

چهارشنبه 10 تیر1388

v       تغییری در شرایط کشور و روحیات جامعه و آگاهی مردم بیش از آن‌چه تصور می‌شد، صورت گرفت، و اذعان می‌کنم که این تغییر به مراتب فراتر از تصمیم من بود.

v       ... همه برای تغییر بود و تغییر برای ایران؛ حاصل همه‌ی این آمدن‌ها که زمان وسیعی را به همراه اراده و ارادت به ملت بود، آن شد که توانستیم و فضای یخ‌زده‌ی کشور را شکستیم. مطالباتی که حق مردم بود بازگو و بازتعریف کردیم، افق نقد را به طلوع سپیدی نزدیک‌تر ساختیم، جرأت گفتن و شنیدن را برای مسؤولان و نامزدها به اوج رساندیم، شجاعت دیدن واقعیت‌ها را در همه‌ی زمینه‌ها ارتقا بخشیدیم، گفت‌وگو با همسایگان، آمریکا، اعراب و مسلمانان را به جایگاه مطمئنی نزدیک ساختیم و با ارائه‌ی برنامه‌ها، بیانیه‌ها، اعلام مواضع و دیدگاه‌ها، ناگفته‌های بزرگی را با عظمت گفتیم و جامعه را از ترس‌های غیرمنطقی دور کردیم و همگان را این‌سو و آن‌سوی مرزهای ایران به گفت‌وگو ترغیب کردیم.

v       با چکمه و باتوم به جان و مال مردم هجوم بردند، صدها نفر سازماندهی شده به خوابگاه دانشجویان حمله کردند و قلب دختر جوان را با گلوله شکافتند و از پشت بام مسجد با یونیفرم، مردم را به گلوله بستند و صدها نفر را در خانه و خیابان دستگیر کردند و تا سر حد مرگ کتک زدند و چه زشتی‌هایی که در کلام در حق آن‌ها روا داشتند. ده‌ها نفر از رجال مذهبی و سیاسی را شبانه دستبند زدند و، وااسفا که چه زود انتقام دو ماه آزادی نسبی را گرفتند و همه را روانه‌ی زندان‌ها و سلول انفرادی کردند تا در چنین شرایطی سخت، لب به سخن بگشایند و به انقلاب مخملی اعتراف کنند!

v       این چه انقلاب مخملی است که رهبران آن دو تن از زنده‌ترین و باسابقه‌ترین یاران امام‌اند [...] رؤیای انقلاب مخملی در ذهن این‌ها بوده، یا آن‌ها که کابوس آن را می‌دیدند و نیرو به همسایه‌ی شمالی گسیل داشتند که آموزش ببینند تا چگونه مردم را با حالت ارعاب و قیافه‌ی مهیب و هجوم موتور و زدن باتوم و پرتاب گاز فلفل و زدن کابل بر سر پیر و جوان و زن و مرد و اتومبیل و مغازه بترسانند تا مبادا کسی جرأت حضور آرام و در صحنه‌ی اعتراض ماندن را به خود بدهد و بعدها هم با همان روش‌های تبلیغاتی و در بوق کردن حرف‌های غیر واقعی، همه را محکوم به اغتشاش، انقلاب مخملی، تخریب و ده‌ها اتهام دیگر نموده و تا جایی پیش رفتند که مردم را به قتل یکدیگر و رفتن در لباس بسیج برای زدن خودشان هم متهم کردند!

v       هم ما و هم مردم بر اساس وعده و وعیده‌ها و نمایش فضای دموکراسی بر این باور بودیم که هنوز کف‌گیر منافع مادی به ته دیگ امانت‌داری و دیانت و اخلاق اجتماعی نخورده و ته‌مانده‌ای از پاکی و صداقت می‌تواند از رأی مردم صیانت و آن را همان‌گونه که بود اعلام کند. در این‌جا باید اذعان کنم که مردم و برخی کارشناسان و صاحب‌نظران بهتر از ما شرایط انتخابات را می‌شناختند و به کرات بی‌حاصلی برگزاری انتخابات و حساب کردن روی آرای مردم را یادآوری می‌کردند که مجدانه بابت این حسن ظن به مسؤولین از مردم عذرخواهی می‌کنم.

v       با ساز و کاری که قبل از انتخابات و توسط دولت و شورای نگهبان و برخی نهادهای عمومی انجام شده و نیز نحوه‌ی اجرای انتخابات و دخالت‌های دولت و نمایش شکایت‌پذیری و بازشماری آرای شورای نگهبان و وقایع بعد از آن را عاملی در جهت باطل بودن انتخابات می‌دانم و بر همین اساس دولت برآمده از آن را دارای مشروعیت و مقبولیت نمی‌دانم و در هیچ برنامه‌ای از جمله تنفیذ و تحلیف آن شرکت نخواهم کرد.

v       ضروری‌ترین مسأله در شرایط کنونی حفظ روحیه‌ی انقلابی و سیاسی در برابر کسانی است که می‌خواهند مردم ناامید شده و از صحنه‌ی انتخابات خارج شوند. همه باید وحدت انقلابی و روحیه‌ی سیاسی را حفظ کرده و با جریان عظیمی که در این انتخابات به حرکت در آمده و خودآگاهی خود را بازیافته به تشکیل و تقویت تشکل‌های مدنی و حضور در احزاب و گروه‌های سیاسی اصلاح‌طلب و تحول‌خواه و امیدوار به آینده بپردازند.


ادامه‌ی نوشته را بخوانيد...


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

پنجشنبه 4 تیر1388

به خواست مردم برای آزادی گردن نهيد!

 

مردم شريف و آزاده!

طی نزديک به دو هفته‌ای که از اعلام نتيجه‌ی انتخابات ۲۲ خرداد ٨٨ می‌گذرد، ده‌ها تن از مردم بی‌گناه بر اثر يورش وحشيانه‌ی نيروهای سرکوب‌گر به قتل رسيده‌اند. افزون بر اين، شمار بسيار بيش‌تری مجروح و بازداشت شده‌اند. کانون نويسندگان ايران بی‌آن‌که بخواهد وارد بحث ماهيت انتخابات و درستی يا نادرستی شرکت در آن شود بنا بر منشور و اساسنامه‌ی خود از آزادی بيان بی‌هيچ حصر و استثنا برای همه‌ی مردم و معترضان و سرکوب‌شدگان، صرف‌نظر از عقايد سياسی آنان، پيگيرانه دفاع می‌کند و، ضمن محکوم کردن کشتار سازمان‌يافته‌ی مردم حق‌طلب ايران و تسليت و همدردی با خانواده‌های بازماندگان و مردم داغ‌ديده، خواهان آن است که:

 

1.       به حمله‌ی وحشيانه به تظاهرات و راه‌پيمايی آرام و مسالمت‌آميز و متمدنانه‌ی مردم پايان داده شود.

2.       اسامی همه‌ی کشته‌شدگان، مجروحان و دستگير‌شدگان اعلام، و بازداشت‌شدگان بی‌قيد و شرط و بی‌درنگ آزاد شوند.

3.       امکان برگزاری آزادانه‌ی مراسم بزرگ‌داشت جان‌باختگان راه آزادی فراهم آيد.

4.       سانسور خبری مطبوعات و رسانه‌ها هر چه زودتر برچيده شود.

5.       به اشغال نظامی تهران و ديگر شهر‌های کشور پايان داده شود.

6.       آمران و عاملان کشتار مردم معرفی، محاکمه و مجازات شوند.

 

بساط سرکوب را برچينيد!

مردم حق‌طلب و آزادی‌خواه را اراذل و اوباش و آشوب‌گر نخوانيد!

به خواست مردم برای آزادی گردن نهيد!

 

کانون نويسندگان ايران

2 تیر 1388


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

سه شنبه 2 تیر1388

سرکوب مردم ایران را متوقف کنید!

 

صدای آزادی‌خواهی امروز مردم ایران که واکنشی برخاسته از سی سال سرکوب آزادی بیان و حقوق طبیعی آن‌ها است، همه‌ی آزادی‌خواهان و نهادها و دولت‌های دموکراتیک را به‌هم‌صدایی و همراهی فرامی‌خواند.

ما نویسندگان، که طی سال‌های گذشته شاهد بیدادهای فراوان از سوی حکومت جمهوری اسلامی در پایمال کردن ابتدایی‌ترین حقوق انسانی مردم سرزمین‌مان بوده‌ایم و امروز، ناگزیر در مهاجرت و تبعید زندگی می‌کنیم، ضمن همراهی و هم‌صدایی با مردم شریف ایران، به‌ویژه جوانان هوشمند، که برای برقراری آزادی، عدالت اجتماعی و دموکراسی در ایران با مسالمت‌آمیزترین روش صدایشان را بلند کرده‌‌اند، از شما نویسند‌گان و فرهیختگان جهان می‌خواهیم که به یاری آن‌ها برخیزید و در اعتراض به حکومت اسلامی که برای خاموش کردن صدای آزادی‌خواهانه‌ی مردم، سرکوب‌های گسترده‌‌ای را آغاز کرده است، با ما همراه شده و خواستار توقف این سرکوب‌ها شوید.

 

مهدی استعدادی‌شاد، رضا اغنمی، رضا براهنی، روشنک بی‌گناه، شهرنوش پارسی‌پور، کوشیار پارسی، علی‌اصغر حاج‌سیدجوادی، حسن حسام، منصور خاکسار، نسیم خاکسار، وازریک درساهاکیان، مهرانگیز رساپور، منیرو روانی‌پور، ناصر زراعتی، علی زرین، اکبر سردوزامی، فرج سرکوهی، اسد سیف، بهروز شیدا، قادر عبداله، رضا علامه‌زاده، احمد کریمی‌حکاک، منصور کوشان، عباس معروفی، فرشته مولوی، باقر مؤمنی، مجید نفیسی، علی نگهبان، پرتو نوری‌علا، محسن یلفانی

 

برای پیوستن به ‌این همبستگی به میل‌های زیر اطلاع دهید:

 

jong-zaman[@]hotmail.com

 mansourkoushan[@]yahoo.no


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

دوشنبه 1 تیر1388

در نقد و معرفی مجموعه‌ی شعر پسته‌ی لال سکوتِ دندان‌شکن است:

فرانو؛ شعری متناسب با ذوق و ذائقه‌ی ایرانی

محمدعلی حیدری، روزنامه‌ی مردم‌نو

 

اکبر اکسیر در کنار همسرش ملیحه نظمیپنجاهمین جلسه‌ی گروه ادبیات عصرکتاب اداره‌ی‌کل کتابخانه‌های عمومی استان زنجان به معرفی، نقد و بررسی کتاب «پسته‌ی لال، سکوتِ دندان‌شکن است» نوشته‌ی اکبر اکسیر اختصاص یافت.

این جلسه که با حضور استادان، دانشجویان و علاقه‌مندان در تالار همایش‌های انجمن فرهنگی‌‌ـ‌اجتماعی زنان ساعت 5 عصر روز سه‌شنبه 26 خرداد برگزار شد، ابتدا مهدی جلیل‌خانی، مسؤول گروه ادبیات عصرکتاب به معرفی شاعر، پرداخت و اظهار داشت: اکبر اکسیر متولد 1332 در محله‌ی آبروان شهرستان آستارا است. پس از پایان کارشناسی ادبیات در رشت دبیر ادبیات دبیرستان‌های آستارا شد و در حال حاضر بازنشسته‌ی آموزش و پرورش است و به شاعری، نقد شعر و طراحی آرم و گرافیک می‌پردازد.

وی افزود: شاعر کتاب "پسته‌ی لال، سکوت دندان‌شکن است" شاعری را از سال 47 در انواع قالب‌های شعری شروع نمود. اکسیر در سال 61 اولین مجموعه‌ی شعرش با نام "در سوگ سپیدداران" را در 11 هزار نسخه منتشر کرد. وی از سال 72 تا 81 از شعر کناره گرفت و پس از 10 سال با پیشنهاد شعر فرانو به جامعه‌ی ادبی ایران، دوره‌ی جدید شعری خود را آغاز نمود و طنز به مفهوم مطلق را با شعرهای جدیدش عرضه کرد.

مسؤول گروه ادبیات عصر کتاب گفت: اکسیر، اولین مجموعه از این نوع شعر را با نام "بفرمایید بنشینید صندلی عزیز!" در سال 82 در 3000 نسخه چاپ و منتشر کرد. در سال 85 دومین مجموعه‌ی شعر فرانو را با نام "زنبورهای عسل دیابت گرفته‌اند" به چاپ رساند که بلافاصله به چاپ دوم رسید و در حال حاضر مراحل آماده‌سازی برای چاپ سوم را طی می‌کند. این مجموعه به عنوان کتاب سال جمهوری اسلامی ایران و اثر برگزیده‌ی حوزه‌ی هنری به عنوان کتاب طنز سال در سال 85 انتخاب شد.


ادامه‌ی نوشته را بخوانيد...


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

شنبه 30 خرداد1388

اثبات کمی و کیفی تقلب در انتخابات دهم

 

ما برای اثبات این تقلب از آمار ارائه شده توسط وزارت کشور و بررسی شکل الگویی آن استفاده کرده‌ایم؛ با دانش به این‌که  علم آمار، اشاره به الگوهای جامع  و جهانی دارند. در ضمن برای تأیید و تأکید بیش‌تر از نظریه‌ی کارشناسان نیز استفاده کرده‌ایم.

اعداد و آمار گویاترین جلوه‌ی حقیقت هستند. ما با ارائه‌ی آمار ارائه شده که منابع آن وزارت کشور است، نشان داده‌ایم که هم‌دستان آقای احمدی‌نژاد بدون هیچ شک و شبهه‌ای در انتخابات دست به تقلبی واضح زده‌اند. اثر فراوان گردهمایی و مخارج تبلیغاتی را به هزینه‌ی دولت که غیرقانونی است توسط تیم آقای احمدی‌نژاد در موقعیتی که دیگران این‌چنین امکاناتی را نداشته‌اند، نباید نادیده گرفت. در حین این تبلیغات اگر گزارشات وزارت کشور و دیگر منابع نزدیک به آقای احمدی‌نژاد را مطالعه کنید قطعاً به این نتیجه می‌رسید که برای تخطی در انتخابات برنامه‌ریزی قبلی داشته‌اند. ولی به علت عدم شناخت از آگاهی علمی بسیاری از ایرانیان و نداشتن امکانات کارشناسانه که یکی از محصولات قشری بودن است، تقلبی بسیار ناشیانه کرده‌اند که ممکن نیست در باور بگنجد.

ابتدا الگوی آماری را برای شما توضیح می‌دهیم. در علم آمار متداول است که نتایج همیشه از بعضی از جهات شباهت‌های دائمی داشته باشند. به طور مثال اگر جمعیت رأی‌دهنده را به سه دسته زیر تقسیم کنیم:

گروه محافظه کار، گروه لیبرال، گروه بی‌طرف

الگوی آماری نشان می‌دهد بدون در نظر گرفتن نتیجه‌ی انتخابات هیچ‌وقت تعداد رأی گروهای حزبی از تعداد اعضاء حزبی‌شان کم‌تر نیست. اثبات «من رأی می‌دهم» را مطالعه کنید.

زمانی که با وجود شواهد غیرقابل انکار رهبر تقلب حکومت را کتمان می‌کند، یعنی ایشان خود شریک جرم است. ما به کادر رهبری توصیه می‌کنم صبر ملت را نادیده نگیرند، به یاد بیاورند چگونه با اتحاد، اعتراضات و اعتصابات موجب انقلاب شدیم. مسیری که قرار است ملت طی بکند از احقاق حقوق اولیه برخاسته است. آرامش و سکوت ما فقط در ازای احقاق حقمان ممکن می‌شود، ما به نقطه‌ی عطفی از تاریخ آزادی‌خواهی خود رسیده‌ایم که راه بازگشت نیست، با آگاهی، استقامت و اتحاد و مبارزه‌ی مسالمت‌آمیز حق خود را خواهیم گرفت.

نظام فعلی در محکوم کردن و صحنه‌سازی تبحر دارد. مردم در دام درگیری‌های طراحی شده نیفتند. از خشونت فقط خشونت بیش‌تر برمی‌خیزد. به هر شکل ممکن خطوط ارتباطی خود را برای توزیع اطلاعات و جهت‌دهی‌های ستاد انتخاباتی آقای موسوی و کروبی گسترده‌تر و عمومی کنید. مهم‌ترین عنصر موفقیت در هر تحول اتحاد عمومی است. اموال عمومی از جیب شما ساخته شده است.

 

منبع: «من رأی می‌دهم»


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

چهارشنبه 27 خرداد1388

درباره‌ی‌ رويدادهای خونين اخير

 

شلیک یک نیروی عضو پایگاه گردان ۱۱۷ عاشورا، ناحیه‌ی مقاومت بسیج ویژ‌ه‌ی قدس، به تظاهرکنندگانسرانجام، انتخابات نمايشی و غيردموکراتيک خردادماه به خون مردم رنگين شد. فرجام اين سناريوی ضددموکراتيک چيزی جز اين نمی‌توانست باشد.

روزنه‌ی کوچکی مانند اين انتخابات، که حاکميت ناگزير از گشودن آن بود، کافی بود تا خواسته‌های سرکوب‌شده و انباشته‌ی مردم از آن فوران کند و به موجی گسترده بدل شود که در روزهای گذشته شاهد آن بوده‌ايم. ما بدون توجه به بازی قدرتی که ميان نامزدها و جناح‌های مختلف ساختار قدرت در جريان است، و جدا از سوداهايی که گردانندگان نمايش انتخابات در سر دارند، سرکوب مردم و به خاک و خون کشيدن جوانان آزادی‌خواه اين سرزمين را محکوم می‌کنيم و بر اين باوريم که تا آزادی بی‌قيد و شرط احزاب، سنديکاها،‌ اتحاديه‌ها و انجمن‌های آزاد و مستقل تأمين نشود، تا آزادی انديشه و بيان بی‌هيچ حصر و استثنا محقق نشود، تا بساط سرکوب به طور جدی و کامل برچيده نشود، مشکل مرحله‌ی کنونی تاريخ جامعه‌ی ما حل نخواهد شد.

به سرکوب و کشتار مردم پايان دهيد! به اراده‌ی مردم گردن نهيد!

 

کانون نويسندگان ايران

۲۶ خرداد ۱۳۸۸


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

یکشنبه 24 خرداد1388

کارمندان وزارت کشور خبر داده‌اند:

 

می‌خواهند جمهوری اسلامی را به حکومت اسلامی تغییر دهند

افراد واجد شرایط رأی: 49322412

افراد شرکت‌کننده در انتخابات: 42026078

تعداد آرای باطله: 138716

 

میرحسین موسوی‌خامنه: 19075623

مهدی کروبی: 13387104

محمود احمدی‌نژاد: 5698417

محسن رضایی‌میرقائد: 3754218

 

لطفاً در اطلاع‌رسانی این خبر ما را یاری کرده و به دیگران خبر دهید.

 

تهران صحنه‌ی درگیری خونین جوانان با پلیس ضدشورش شده است، شبکه‌ی پیامک و تلفن همراه در تهران قطع شده، شبکه‌های ماهواره‌ای مختل شده، اینترنت در بسیاری از مناطق قطع است، بسیاری از فعالان سیاسی دستگیر شده‌اند، کروبی و موسوی تحت محاصره‌ی نیروی ویژه هستند و اجازه‌ی انجام هیچ کاری را ندارند، تنها راه این است که این اطلاعات را سریع‌تر از هر راهی که می‌توانید، منتقل کنید.


ادامه‌ی نوشته را بخوانيد...


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

دوشنبه 18 خرداد1388

من به تغییر رأی می‌دهم

فرزانه طاهری*

 

فرزانه طاهری، همسر هوشنگ گلشیریمن اگر بنشینم،

تو اگر بنشینی،

آن‌چه در می‌آید،

پدر هر دویِ ماست.

 

این پیامک را دو، سه روزی است دریافت کرده‌ام. این روزها تمام زندگی‌ام انگار شده است خواندن و دیدن و شنیدن مطالب مربوط به انتخابات. بارها شده که رشک برده‌ام به آن‌ها که از ابتدا، یک‌بار برای همیشه، به دلیل دموکراتیک ندانستن انتخابات در این کشور، به دلیل نظارت استصوابی و سایر موانع ذاتی قانون اساسی، تصمیم گرفته‌اند انتخابات را تحریم کنند.

 

گرچه باید بگویم خوشحالم که برخی اینک رویکردی دیگر را برگزیده‌اند و حق انتخاب را برای ما به رسمیت شناخته‌اند. استدلال اکثریت‌شان بحث مشروعیت است، اما ما که یادمان نرفته سال‌های سال نمی‌دانستیم اصلاً انتخاباتی برگزار می‌شود و چه روزی، و چه کسانی نامزد انتخابات‌اند. سال‌ها. نمی‌دانم چرا این بحث درست زمانی آغاز شد که مردم ِ به تنگ آمده در سال 76 به گسترده‌ترین وجهی به میدان آمدند. نمی‌دانم آن مشروعیت به قول ایشان نداشته‌ی سال‌های قبلش چه حاصلی داشت؟

کاری با تحریم‌کنندگانی که در خارج از این کشور زندگی می‌کنند ندارم، چون مسائل‌مان آن‌قدر از هم فاصله دارد که انتظار درک خود را از آن‌ها ندارم، انگیزه‌هایشان هم هرچه باشد برای منی که باید مدام با خود بجنگم، هر بار تصمیم بگیرم، هی این کفه آن کفه کنم، فرقی نمی‌کند. استدلال‌هاشان را بارها خوانده و شنیده‌ام. در سر و کله زدن‌هایم با خودم هرگز برایم تأیید یا تکفیر یا ترحم آنان یک پای معادله نبوده است.

من به بهتر شدن وضعیت خودم و کسانی چون خود می‌اندیشم، حتا اگر سر سوزنی باشد، و این را حق مسلم خود می‌دانم که اگر از من کاری برمی‌آید در میدانی که قوانین‌اش را دیگران و خلاف میل من تعیین کرده‌اند وارد شوم ـ به شرط این‌که تا جایی که در توان دارم از اصولم دست برندارم و فراموش‌شان نکنم.


ادامه‌ی نوشته را بخوانيد...


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

یکشنبه 17 خرداد1388

۲۸مین سالگرد اعدام سعید سلطانپور

 

مردم شریف و آزاده!

سعید سلطانپوربیست و هشت سال پیش، در چنین روزهایی، در ٣۱ خرداد ۱٣۶۰، سعید سلطانپور، شاعر، نمایش‌نامه‌نویس، منتقد، کارگردان تئاتر و عضو هیأت دبیران کانون نویسندگان ایران که در رژیم گذشته نیز بارها زندانی شده بود، پس از تحمل شکنجه‌های سنگین، همراه با ۱۴ تن دیگر به جوخه‌ی‌ اعدام سپرده شد. اما سعید فقط یک شاعر، نویسنده یا نمایشگر ساده نبود. شاید به جرأت بتوان گفت که او جلوه‌گاه تمامی ویژگی‌های برجسته‌یی بود که در هر عصر، تنها در تنی چند از روشنفکران به نمود در می‌آید؛ روشنفکری متعهد، انترنالیست، فروتن در برابر مردم و خروشان در مقابل قدرت ستم‌بارگان؛ نویسنده و شاعری که التزام‌اش به آزادی و برابری، حقیقت و همه‌ی ارزش‌های انسانی و پاک، تا دم مرگ با او بود. شک نداریم که شاملو‌ها، پوینده‌ها، مختاری‌ها و... در فضایی دم زدند و بالیدند که سلطانپور و سلطانپورها به وجود آورده بودند؛ با سنتی رشد کردند که در آن نوشتن و گفتن جدا از انسان و سرنوشت و آینده‌ی او معنایی ندارد.

کانون نویسندگان ایران در بیست‌ و هشتمین سالگرد اعدام تبهکارانه‌ی سعید سلطانپور هم‌چنان بر خواسته‌ی بر حق همیشگی خود پا می‌فشارد که پرونده‌های کشتارهای دهه‌ی ۱٣۶۰ و از جمله پرونده‌ی سعید سلطانپور را بگشایند.

آرزوی ما این است که شرایطی فراهم آید که بتوانیم بزرگداشتی شایسته‌ی این روشنفکر آزاده و بزرگ برگزار کنیم، و از تشکل‌هایی که در خارج کشور در تدارک مراسمی برای بزرگداشت یاد و خاطره‌ی سعید سلطانپور و راه و روش اجتماعی او هستند قدردانی می‌کنیم.

 

کانون نویسندگان ایران

۱۷ خرداد 1388


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

سه شنبه 5 خرداد1388

گرچه اولین برخوردم با تو توصیه‌ای دوستانه بود، اما همواره دیده‌ام نگران برج‌های بلند بینایی هستی که ببینند و دم‌های بلند گویایی که بازگو کنند؛ چیزی که خود ندارم. پس باید چیزی می‌گفتم به تو مهدی جلیل‌خانی که:

 

خیره سرانه

سرانه‌ی کودتای‌ام را

از خاک گرفتم.

داد برم داشت.

گوش ممتنع

چندان جالب نبود

که شب‌مویه‌های‌ام را

بتراشد

          بصیقلد

                    بتمامد.

 

خیره‌سرانه‌ام

به آتش می‌دهم سر جمهوری‌ام را.


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

جمعه 1 خرداد1388

کتاب‌سوزان

امیر هوشنگ برزگر

 

یکی از  شرم‌آورترین کارهای حکومت هیتلری، سوزاندن کتاب‌ها [کتاب‌سوزی] بود که در حرکتی نمادین طی مراسمی حدود 25 تا 30 هرار کتاب را سوزاندند، خاکستر کردند و به باد دادند. کاری که در کشور ما نیز بی‌سابقه نبوده است.

از جمله نوسندگانی که کتاب‌هایشان سوزانده شد، می‌توان از این‌ها نام برد: آلبرت اینشتن، توماس مان، برتولد برشت، ارنست بلوخ، رزا لوکزامبورگ، کارل مارکس، زیگموند فروید، هاینریش مان و بسیاری دیگر و تقریباً آثار همه‌ی نوابغ علم و ادب کشوری که که ملتش به فرهنگش می‌نازید، آتش زده شد.

هدف از سوزاندن علم و فرهنگ که در نهایت خشک‌اندیشی انجام شد، رسیدن به «خلوص فرهنگی» بود. یعنی آن‌چه که با خواسته و ایده‌ئولوژی «حاکم» ناهمخوان بود.

وزارت ارشاد حکومت اسلامی دقیقاً به همین منظور شکل گرفته و در همین راستا  فعال است.

توجه کنید به این تصمیم صفار هرندی مسئول این وزارتخانه: «...70 درصد کتاب‌های منتشر شده در گدشته [زمان خاتمی] دارای ایراد است».

و پبرو این برنامه‌ی «کتاب سوزان بی‌آتش ولی پُر دود» در روز دوم و سوم نمایشگاه، بسیاری از همین 70 درصد که با مجوز منتشر شده است از غرفه‌های نمایشگاه جمع آوری شد. در بیست و دومین نمایشگاه کتاب: احمد محمود، هوشنگ گلشیری، علی‌اشرف درویشیان و پاره‌ای از آثار صادق هدایت غایب هستند.

مگر در قتل‌های زنجیره‌ای: محمد مختاری، محمدجعفر پوینده ، سعیدی‌سیرجانی، غفارحسینی، مجید شریف و بیش‌تر... نویسنده نبودند؟ و با برداشتی فاشیست‌مآبانه حذف فیزیکی نشدند؟

نازی‌ها در آلمان کتاب‌ها را سوزاندند ولی در ایران کتاب و نویسنده را با هم می‌سوزانند.


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com