و اینک ما خِرد داریم
به یزدان اگر ما خرد داشتیم
کجا این سرانجام بَد داشتیم؟
فردوسی
نمیدانم عکسها و یا فیلمهای کشورهای تحت اشغال سربازان هیتلری را دیدهاید؟ لباسها، چکمهها، و برخوردهای خشنشان را چه؟ آن را هم دیده، شنیده و یا خواندهاید؟
میدانید که هرگاه سربازی از آنها به هر دلیل کشته میشد، به تلافی محلهای را قتل عام میکردند و به خاک و خون میکشیدند؟ ولی عاقبت رفتند و دود شدند.
نمیدانم چیزی از حضور سربازان انگلیسی و روسی و عملکردشان در اغلب شهرهای ایران که در آستانهی پایان جنگ جهانی دوم به بهانهای پوچ از شمال و جنوب کشورمان را تسخیر کردند، میدانید؟ دیری نپاییدند و رفتند.
آیا از حضور سربازان خارجی در جنگ کُره و رفتارشان با مردم اطلاع دارید؟ و آیا از فجایع جنگ ویتنام، و رفتاری که با مردم شد شنیده یا دیدهاید؟ و حالا صفحهی سیاهی از تاریخ شدهاند.
نزدیکتر، بسیار نزدیکتر؛ از رفتار وحشیانهی سربازان عراقی (در جنگی که میتوانست رخ ندهد ولی برای بقای رژیمی که مردم بسیار زود متوجه شده بودند که فریب خوردهاند، لازم بود و پس از شروع نیز در سال دوم میتوانست حتا با دریافت خسارت پایان بپذیرد)، در شهرهای تسخیرشدهی ایران و تجاوز به ناموس مردم و رفتار رعشهآورشان با اسرا چیزی به یادتان مانده است؟ و ما ماندیم و خواهیم ماند.
اگر همهی اینها را یا ندیدهاید و نخواندهاید و به هر دلیل برایتان خاطرهای دردناک شده است، داریم تکرار مهیبتر، خشنتر، قسیتر و غیرانسانیترش را در پهندشت کشورمان و نه از متجاوزین خارجی، بلکه از کلاهگذاران بر سر خدا و در ردای مردان او، بر سر زن و بچه و جوان و پیر میبینیم. کشور ما، از سوی آنهایی که با شرمندگی بسیار شناسنامهی ایرانی دارند، تسخیر شده است و دارند با مردم آن میکنند که حیرتبرانگیز است.
به همهی آهنگهایی که طی این 50-40 روز در رابطه با اعتراض به یک تقلب آشکار و رذیلانه درست شده است، با حوصله و دقت نگاه کنید؛ چون مجموعهای هستند از فیلمهای عملکرد این هجوم یگانهی دهشتناک. خوب نگاه کنید که چگونه روی سپاهیان آنچه که در بالا اشاره رفت را سفید کردهاند، آن هم در جلو دیدگان دنیا؛ دنیایی که چه بهتانگیر فقط نظارهگر است و گاه فقط اشکی چون اشک تمساح میریزد. آنها در انتظار ادامهی چپاول و تاراج سرمایههای ملی ما از حکومت زبون و توسری خوردهای هستند که به همین شرط نگهدارشان شدهاند. منافع و سود حتا اگر از ناحیهی قاتلین مردم باشد، برایشان گواراست. ولی: بدانید و آگاه باشید که رژیم امیدش به این بود که، پس از سی سال تلاش در مدارس روی مغزشویی کودکان و نوجوانان، حالا لشکری از آنها را دنبالهرو داشته باشد، ولی طی این پنجاه روز فهمید، آب در هاون ساییده است و کسی برایش تره هم خرد نمیکند و نفرت در وجود جوانان علیه آنها موج میزند. و میاندیشید که اگر بهاء انواع دراگ (مواد!) را از سیگار ارزانتر کند و دسترسی به آن را فوریت بدهد، دیگر مرد میدانی را جلو یکهتازیهایش نخواهد داشت و حالا دریافته است که کور خوانده و خیل ستبرسینهگان انبوهتر از تصور آنهاست.
برای رژیم فقط و فقط زندانها و اراذل باقی مانده است و دیگر هیچ. و ما باید با تداوم مبارزات خود، آنها را از اینی که هستند نیز تخلیه کنیم. کارشان از حالت نزع هم گذشته است.
باید تا آنجا که میتوانیم و به هر طریق به آنچه که منافع آنها را در بر دارد، لطمه بزنیم و با مبارزات مستمر و بیوقفهی مدنی، کمکاری را در کشور مزمن کنیم. و ضمن ادامهی تظاهرات که سوهانی است بر آرامش آنها، به سوی اعتصاباتی گسترده و همهگیر پیش برویم.
باید با تداوم مبارزات خود از پای درشان بیاوریم.
کشور ما جای این قاتلین و یاریدهندگان آنها نیست. نشان بدهیم!
ایمیل از سوی سایت گذرگاه