تبليغاتX
بوی کاغذ
جمعه 8 آبان1388

گاندی یا مصدق؟

مهناز عارفی

 

محمد مصدقآن‌قدر چماق مبارزات مسالمت‌آمیز گاندی را بر سر ما کوفتند که همه‌ی ما گیج شدیم و فراموش کردیم که گاندی می‌خواست با دوستی از انگلستان جدا بشود و برای کشورش در صحنه‌ی بین‌المللی، وجهه‌ی خوبی کسب کند و ماندلا هم مایل بود که در کشورداری با سران رژیم آفریقای جنوبی همکاری کند. اما آیا ما مردم ایران مایل هستیم که دست دوستی به رژیم جمهوری اسلامی بدهیم؟ و یا این‌که مایلیم در مجلس ملایان صاحب نیم‌درصد کرسی شویم و در جنایات سی ساله‌ی آنان سهیم بشویم؟ آیا ما مردم ایران محتاج صنعت و تکنیک آدم‌کُشی اینان هستیم که مجبوریم به صورت مسالمت‌آمیز با آنان بجنگیم؟

ایران امروز، اگر دارای نظامی نیمچه انسان‌دوست بود و می‌خواست که دست استعمار جهانی را از کشورش بیرون کند و خودش صاحب معادن و ثروت‌های کشورش باشد، به استقلال خود برسد و ریشه‌ی فقر، فحشا و بی‌سوادی را در کشورش نابود کند، آن‌گاه می‌توانست با پیدا کردن شخصی مثل گاندی و به روش گاندی با استعمار جهانی به شیوه‌ی مسالمت‌آمیز مبارزه کند و از مردم جهان نیز برای آزادی ایران درخواست کمک کند تا آنان دولت‌مردان کشورشان را زیر فشار بگذارند.

اما بیایید از خود بپرسیم که ما در پنجاه سال گذشته چگونه برای ایران مبارزه کردیم؟ آقای دکتر محمد مصدق اگر واقعاً می‌خواست که با استعمار جهانی بجنگد تا انگلیس، آمریکا و شوروی که فاتحین جنگ جهانی دوم بودند را از ایران بیرون کند، آنگاه می‌توانست یک گاندی برای ایران باشد و به صورت مسالمت‌آمیز ریشه‌ی استعمار را تا قرن‌ها از ایران بیرون کند. اما مصدق دست به حرکتی زد که نتیجه‌ی آن صدها سال دیگر دامان مردم ایران را خواهد گرفت.


ادامه‌ی نوشته را بخوانيد...


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

دوشنبه 27 مهر1388

در پنجاه و یکمین نشست نقد گروه ادبیات عصرکتاب

نقد کتاب «جلال آل‌احمد را چگونه می‌شناسید»، گردآورده‌ی عصمت صدرمحمدی

 

جلال آل‌احمدپنجاه و یکمین نشست از سلسله نشست‌های نقد گروه ادبیات عصرکتاب زنجان، به معرفی و بررسی کتاب «جلال آل‌احمد را چگونه می‌شناسید؟» پژوهشی از عصمت صدرمحمدی اختصاص دارد.

این نشست، با حضور نویسنده و گردآورنده‌ی زنجانی این کتاب، روز چهارشنبه 29 مهرماه ساعت 16:30 در محل تالار اجتماعات کتابخانه‌ی سهروردی زنجان برگزار خواهد شد.

چاپ اول کتاب «جلال آل‌احمد را چگونه می‌شناسید؟»، در تابستان 1387 توسط نشر نیکان‌کتاب و در قطع رقعی به بهای 3000 تومان به بازار نشر عرضه شده که دربرگیرنده‌ی کلیاتی درباره‌ی جلال آل‌احمد و بُرش‌هایی از نثر زیبای اوست.

گفتنی‌ست جلال آل‌احمد نویسنده‌ی نامی و تأثیرگذار دهه‌های سی و چهل خورشیدی، در یازدهم آذرماه ۱۳۰۲ در خانواده‌ای مذهبی-روحانی به دنیا آمد. دوران کودکی و نوجوانی جلال در نوعی رفاه اشرافی روحانیت گذشت. وی در ۱۸ شهریور ۱۳۴۸ در سن چهل و شش سالگی در اسالم گیلان درگذشت. پس از مرگ نابهنگام آل‌احمد، جنازه‌ی وی به سرعت تشییع و دفن شد که باعث ایجاد باوری درباره‌ی سربه‌نیست شدن او توسط ساواک شد. همسر وی، سیمین دانشور این شایعات را تکذیب کرده‌است. ولی شمس آل‌احمد قویاً معتقد است که ساواک او را به قتل رسانده‌است و شرح مفصلی در این باره در کتاب از چشم برادر بیان کرده‌است.

جلال آل‌احمد در وصیت‌نامه‌ی خود آورده بود که جسد او را در اختیار اولین سالن تشریح دانشجویان قرار دهند ولی از آن‌جا که وصیت وی مطابق شرع نبود، پیکر او در مسجد فیروزآبادی جنب بیمارستان فیروزآبادی شهر ری به امانت گذاشته شد تا بعدها مقبره‌ای در شأن او ایجاد شود و این کار هیچ‌گاه صورت نگرفت.


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

سه شنبه 20 مرداد1388

و اینک ما خِرد داریم

 

به یزدان اگر ما خرد داشتیم

کجا این سرانجام بَد داشتیم؟

فردوسی

 

نمی‌دانم عکس‌ها و یا فیلم‌های کشورهای تحت اشغال سربازان هیتلری را دیده‌اید؟ لباس‌ها، چکمه‌ها، و برخوردهای خشن‌شان را چه؟ آن را هم دیده، شنیده و یا خوانده‌اید؟

می‌دانید که هرگاه سربازی از آن‌ها به هر دلیل کشته می‌شد، به تلافی محله‌ای را قتل عام می‌کردند و به خاک و خون می‌کشیدند؟ ولی عاقبت رفتند و دود شدند.

نمی‌دانم چیزی از حضور سربازان انگلیسی و روسی و عملکردشان در اغلب شهرهای ایران که در آستانه‌ی پایان جنگ جهانی دوم به بهانه‌ای پوچ  از شمال و جنوب کشورمان را تسخیر کردند، می‌دانید؟ دیری نپاییدند و رفتند.

آیا از حضور سربازان خارجی در جنگ کُره و رفتارشان با مردم اطلاع دارید؟ و آیا از فجایع جنگ ویتنام، و رفتاری که با مردم شد شنیده یا دیده‌اید؟ و حالا صفحه‌ی سیاهی از تاریخ شده‌اند.

نزدیک‌تر، بسیار نزدیک‌تر؛ از رفتار وحشیانه‌ی سربازان عراقی (در جنگی که می‌توانست رخ ندهد ولی برای بقای رژیمی که مردم بسیار زود متوجه شده بودند که فریب خورده‌اند، لازم بود و پس از شروع نیز در سال دوم می‌توانست حتا با دریافت خسارت پایان بپذیرد)، در شهرهای  تسخیرشده‌ی ایران و تجاوز به ناموس مردم و رفتار رعشه‌آورشان با اسرا چیزی به یادتان مانده است؟ و ما ماندیم و خواهیم ماند.

اگر همه‌ی این‌ها را یا ندیده‌اید و نخوانده‌اید و به هر دلیل برایتان خاطره‌ای دردناک شده است، داریم تکرار مهیب‌تر، خشن‌تر، قسی‌تر و غیرانسانی‌ترش را در پهن‌دشت کشورمان و نه از متجاوزین خارجی، بلکه از کلاه‌گذاران بر سر خدا و در ردای مردان او، بر سر زن و بچه و جوان و پیر می‌بینیم. کشور ما، از سوی آن‌هایی که با شرمندگی بسیار شناسنامه‌ی ایرانی دارند، تسخیر شده است و دارند با مردم آن می‌کنند که حیرت‌برانگیز است.

به همه‌ی آهنگ‌هایی که طی این 50-40 روز در رابطه با اعتراض به یک تقلب آشکار و رذیلانه درست شده است، با حوصله و دقت نگاه کنید؛ چون مجموعه‌ای هستند از فیلم‌های عملکرد این هجوم یگانه‌ی دهشتناک. خوب نگاه کنید که چگونه روی سپاهیان آن‌چه که در بالا اشاره رفت را سفید کرده‌اند، آن هم در جلو دیدگان دنیا؛ دنیایی که چه بهت‌انگیر فقط نظاره‌گر است و گاه فقط اشکی چون اشک تمساح می‌ریزد. آن‌ها در انتظار ادامه‌ی چپاول و تاراج سرمایه‌های ملی ما از حکومت زبون و توسری خورده‌ای هستند که به همین شرط نگهدارشان شده‌اند. منافع و سود حتا اگر از ناحیه‌ی قاتلین مردم باشد، برایشان گواراست. ولی: بدانید و آگاه باشید که رژیم امیدش به این بود که، پس از سی سال تلاش در مدارس روی مغزشویی کودکان و نوجوانان، حالا لشکری از آن‌ها را دنباله‌رو داشته باشد، ولی طی این پنجاه روز فهمید، آب در هاون ساییده است و کسی برایش تره هم خرد نمی‌کند و نفرت در وجود جوانان علیه آن‌ها موج می‌زند. و می‌اندیشید که اگر بهاء انواع دراگ (مواد!) را از سیگار ارزان‌تر کند و دسترسی به آن را فوریت بدهد، دیگر مرد میدانی را جلو یکه‌تازی‌هایش نخواهد داشت و حالا دریافته است که کور خوانده و خیل ستبرسینه‌گان انبوه‌تر از تصور آن‌هاست.

برای رژیم فقط و فقط زندان‌ها و اراذل باقی مانده است و دیگر هیچ. و ما باید با تداوم مبارزات خود، آن‌ها را از اینی که هستند نیز تخلیه کنیم. کارشان از حالت نزع هم گذشته است.

باید تا آن‌جا که می‌توانیم و به هر طریق به آن‌چه که منافع آن‌ها را در بر دارد، لطمه بزنیم و با مبارزات مستمر و بی‌وقفه‌ی مدنی، کم‌کاری را در کشور مزمن کنیم. و ضمن ادامه‌ی تظاهرات که سوهانی است بر آرامش آن‌ها، به سوی اعتصاباتی گسترده و همه‌گیر پیش برویم.

باید با تداوم مبارزات خود از پای درشان بیاوریم.

کشور ما جای این قاتلین و یاری‌دهندگان آن‌ها نیست. نشان بدهیم!

ایمیل از سوی سایت گذرگاه


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

دوشنبه 22 تیر1388

مصاحبه‌ی صدای آمريکا با عطيه طاهری همسر سعيد متين‌پور

در رابطه با هشت سال زندان شوهرش

 

سعید متین‌پور، متولد 1354 زنجانسعيد متين‌پور روزنامه‌نگار و فعال هويت‌طلب آذربايجانی که شعبه‌ی ۱۵ دادگاه انقلاب تهران وی را به هشت سال حبس تعزيری محکوم کرده است، برای گذراندن دوران محکوميت، بازداشت و به زندان اوين تهران منتقل شد.

اتهام اين روزنامه‌نگار آذربايجانی ارتباط با بيگانگان و تبليغ عليه نظام عنوان شده است. متين‌پور فارغ‌التحصيل رشته‌ی فلسفه از دانشگاه تهران و عضو هيأت تحريريه‌ی هفته‌نامه‌های يارپاق و موج بيداری وبلاگ‌نويس و يک فعال حقوق بشر آذربايجانی است که به خاطر سفر به ترکيه با اين اتهامات روبرو شده است.

عطيه طاهری همسر سعيد متين‌پور در گفت‌وگويی تلفنی با پيام يزديان در مورد روند رسيدگی به پرونده و آخرين وضعيت همسرش توضيحاتی داده است که توجه شما را به آن جلب می‌کنم:

 

عطيه طاهری: ايشان در ۴ خرداد ۸۶ در ساعت ۱۲:۳۰ نيمه‌شب بازداشت شدند و به مدت نه ماه در زير انواع شکنجه‌ها در زندان اوين در بازداشت بودند که هفت ماه از اين مدت را در زير انواع شکنجه‌های جسمی، روحی، و روانی در انفرادی بوده است که هنوز هم آثار اين شکنجه‌ها در جسم و روح ايشان هست و دچار کمردردهای شديد شدند و مدام معده‌درد دارند و اواخر هم دچار سرگيجه می‌شدند و برای ما باورش سخت بود که بعد از ۹ ماه از ما ۵۰۰ ميليون تومان وثيقه خواستند. سعيد با ۵۰۰ ميليون تومان وثيقه آزاد شد و بعد از آزادی برای ايشان هشت سال حبس بريدند.

وکيل سعيد آقای دادخواه بودند که الان در زندان به سر می‌برند و اتهام ايشان با ذکر اين نکته که هيچ‌وقت اتهام ايشان به صورت مکتوب به ما ارائه نداده‌اند، ارتباط با بيگانگان و اقدام عليه امنيت ملی است. افراد ديگری که با ایشان بازداشت شده‌اند و در واقع متهمان اول و دوم محسوب می‌شوند يا تبرئه شده‌اند و يا برايشان يکسال حبس تعليقی داده‌اند. وکيل سعيد از صدور اين‌چنين حکمی بسيار متعجب بود که چطور برای متهمان رديف اول و بقيه‌ی افرادی که با ايشان بازداشت شده‌اند، حکم تبرئه و يا يک‌سال حبس تعليقی صادر می‌شود اما برای سعيد هشت سال حبس تعزيری صادر و به اين صورت از ديروز اجرا می‌شود.


ادامه‌ی نوشته را بخوانيد...


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

شنبه 30 خرداد1388

اثبات کمی و کیفی تقلب در انتخابات دهم

 

ما برای اثبات این تقلب از آمار ارائه شده توسط وزارت کشور و بررسی شکل الگویی آن استفاده کرده‌ایم؛ با دانش به این‌که  علم آمار، اشاره به الگوهای جامع  و جهانی دارند. در ضمن برای تأیید و تأکید بیش‌تر از نظریه‌ی کارشناسان نیز استفاده کرده‌ایم.

اعداد و آمار گویاترین جلوه‌ی حقیقت هستند. ما با ارائه‌ی آمار ارائه شده که منابع آن وزارت کشور است، نشان داده‌ایم که هم‌دستان آقای احمدی‌نژاد بدون هیچ شک و شبهه‌ای در انتخابات دست به تقلبی واضح زده‌اند. اثر فراوان گردهمایی و مخارج تبلیغاتی را به هزینه‌ی دولت که غیرقانونی است توسط تیم آقای احمدی‌نژاد در موقعیتی که دیگران این‌چنین امکاناتی را نداشته‌اند، نباید نادیده گرفت. در حین این تبلیغات اگر گزارشات وزارت کشور و دیگر منابع نزدیک به آقای احمدی‌نژاد را مطالعه کنید قطعاً به این نتیجه می‌رسید که برای تخطی در انتخابات برنامه‌ریزی قبلی داشته‌اند. ولی به علت عدم شناخت از آگاهی علمی بسیاری از ایرانیان و نداشتن امکانات کارشناسانه که یکی از محصولات قشری بودن است، تقلبی بسیار ناشیانه کرده‌اند که ممکن نیست در باور بگنجد.

ابتدا الگوی آماری را برای شما توضیح می‌دهیم. در علم آمار متداول است که نتایج همیشه از بعضی از جهات شباهت‌های دائمی داشته باشند. به طور مثال اگر جمعیت رأی‌دهنده را به سه دسته زیر تقسیم کنیم:

گروه محافظه کار، گروه لیبرال، گروه بی‌طرف

الگوی آماری نشان می‌دهد بدون در نظر گرفتن نتیجه‌ی انتخابات هیچ‌وقت تعداد رأی گروهای حزبی از تعداد اعضاء حزبی‌شان کم‌تر نیست. اثبات «من رأی می‌دهم» را مطالعه کنید.

زمانی که با وجود شواهد غیرقابل انکار رهبر تقلب حکومت را کتمان می‌کند، یعنی ایشان خود شریک جرم است. ما به کادر رهبری توصیه می‌کنم صبر ملت را نادیده نگیرند، به یاد بیاورند چگونه با اتحاد، اعتراضات و اعتصابات موجب انقلاب شدیم. مسیری که قرار است ملت طی بکند از احقاق حقوق اولیه برخاسته است. آرامش و سکوت ما فقط در ازای احقاق حقمان ممکن می‌شود، ما به نقطه‌ی عطفی از تاریخ آزادی‌خواهی خود رسیده‌ایم که راه بازگشت نیست، با آگاهی، استقامت و اتحاد و مبارزه‌ی مسالمت‌آمیز حق خود را خواهیم گرفت.

نظام فعلی در محکوم کردن و صحنه‌سازی تبحر دارد. مردم در دام درگیری‌های طراحی شده نیفتند. از خشونت فقط خشونت بیش‌تر برمی‌خیزد. به هر شکل ممکن خطوط ارتباطی خود را برای توزیع اطلاعات و جهت‌دهی‌های ستاد انتخاباتی آقای موسوی و کروبی گسترده‌تر و عمومی کنید. مهم‌ترین عنصر موفقیت در هر تحول اتحاد عمومی است. اموال عمومی از جیب شما ساخته شده است.

 

منبع: «من رأی می‌دهم»


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

دوشنبه 18 خرداد1388

من به تغییر رأی می‌دهم

فرزانه طاهری*

 

فرزانه طاهری، همسر هوشنگ گلشیریمن اگر بنشینم،

تو اگر بنشینی،

آن‌چه در می‌آید،

پدر هر دویِ ماست.

 

این پیامک را دو، سه روزی است دریافت کرده‌ام. این روزها تمام زندگی‌ام انگار شده است خواندن و دیدن و شنیدن مطالب مربوط به انتخابات. بارها شده که رشک برده‌ام به آن‌ها که از ابتدا، یک‌بار برای همیشه، به دلیل دموکراتیک ندانستن انتخابات در این کشور، به دلیل نظارت استصوابی و سایر موانع ذاتی قانون اساسی، تصمیم گرفته‌اند انتخابات را تحریم کنند.

 

گرچه باید بگویم خوشحالم که برخی اینک رویکردی دیگر را برگزیده‌اند و حق انتخاب را برای ما به رسمیت شناخته‌اند. استدلال اکثریت‌شان بحث مشروعیت است، اما ما که یادمان نرفته سال‌های سال نمی‌دانستیم اصلاً انتخاباتی برگزار می‌شود و چه روزی، و چه کسانی نامزد انتخابات‌اند. سال‌ها. نمی‌دانم چرا این بحث درست زمانی آغاز شد که مردم ِ به تنگ آمده در سال 76 به گسترده‌ترین وجهی به میدان آمدند. نمی‌دانم آن مشروعیت به قول ایشان نداشته‌ی سال‌های قبلش چه حاصلی داشت؟

کاری با تحریم‌کنندگانی که در خارج از این کشور زندگی می‌کنند ندارم، چون مسائل‌مان آن‌قدر از هم فاصله دارد که انتظار درک خود را از آن‌ها ندارم، انگیزه‌هایشان هم هرچه باشد برای منی که باید مدام با خود بجنگم، هر بار تصمیم بگیرم، هی این کفه آن کفه کنم، فرقی نمی‌کند. استدلال‌هاشان را بارها خوانده و شنیده‌ام. در سر و کله زدن‌هایم با خودم هرگز برایم تأیید یا تکفیر یا ترحم آنان یک پای معادله نبوده است.

من به بهتر شدن وضعیت خودم و کسانی چون خود می‌اندیشم، حتا اگر سر سوزنی باشد، و این را حق مسلم خود می‌دانم که اگر از من کاری برمی‌آید در میدانی که قوانین‌اش را دیگران و خلاف میل من تعیین کرده‌اند وارد شوم ـ به شرط این‌که تا جایی که در توان دارم از اصولم دست برندارم و فراموش‌شان نکنم.


ادامه‌ی نوشته را بخوانيد...


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

دوشنبه 21 اردیبهشت1388

در چهل و نهمین نشست نقد گروه ادبیات عصرکتاب

عشق در ادیان و ملل و عرفان اسلامی در ایران، م. توسلی افشار

 

چهل و نهمین نشست از سلسله نشست‌های نقد گروه ادبیات عصرکتاب زنجان، به معرفی و بررسی کتاب «عشق در ادیان و ملل و عرفان اسلامی در ایران» پژوهشی از مصیب توسلی افشار اختصاص دارد.

این نشست، با حضور نویسنده و سخنرانی دکتر قدمعلی سرامی، روز شنبه 26 اردی‌بهشت ساعت 17 در محل تالار همایش‌های انجمن فرهنگی اجتماعی زنان واقع در خیابان سعدی شمالی، انتهای کوچه‌ی بینش برگزار خواهد شد.

توسلی افشار متولد 1323 در منطقه‌ی افشار تکاب است که این اثر تحقیقی خود را در قطع وزیری و با جلد شومیز در 326 صفحه در بهار 1386 با شمارگان 2000 نسخه و به بهای 3500 تومان توسط نشر نیکان‌کتاب روانه‌ی بازار نشر کرده است. از دیگر آثار در دست انتشار این نویسنده‌ی پُرکار می‌توان: ورود اسلام به ایران، مشاهیر بزرگ تصوف و عرفان، شهیدان تصوف و عرفان اسلامی، لباس و آرایش و پیرایش صوفیه، ادیان و مذاهب از دیدگاه عرفا، تاریخ مغان (سرگذشت روحانیون ادیان ایرانی پیش از اسلام تا پایان قاجاریه در دو جلد)، نقش مسحیت در تاریخ ایران (شامل دخالت مسیحیان در ایران از آغاز تا پایان قاجاریه در ده جلد) را نام برد.

گفتنی است به تازگی و در سال جدید کتابی از توسلی با نام «روند زهد و تصوف و عرفان در گستره‌ی اسلامی ایران» توسط نشر دانش زنجان چاپ شده که اکنون آماده‌ی انتشار و توزیع است.


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

پنجشنبه 27 فروردین1388

وبلاگ‌نویس زنجانی، به اداره‌ی اطلاعات احضار شد

مجموعه‌ی فعالان حقوق بشر، پنجشنبه، 27 فروردين 1388، 08:31

 

مهدی جلیل‌خانی، نویسنده، منتقد ادبی و رسانه‌نگار مستقل زنجانی صبح روز یکشنبه 23 فروردین به اداره‌ی اطلاعات زنجان احضار شد.

جلیل‌خانی نویسنده‌ی وبلاگ «بوی کاغذ»، که پیش‌تر دو وبلاگ از او فیلتر شده، اکنون برای توضیح درباره‌ی پرونده‌ی خویش که به گفته‌ی او از سال 1381 را دربرمی‌گیرد، به ستاد خبری اداره‌ی‌کل اطلاعات زنجان فراخوانده شده است.

امضای بیانیه‌ی حمایت از دانشجویان در سالگرد 18 تیر، انتشار بیانیه‌ی کانون نویسندگان بر ضد سانسور در فصلنامه‌ی توقیف‌شده‌ی اشراق، اطلاع‌رسانی پیرامون قتل عام زندانیان در سال‌های دهه‌ی شصت، و حمایت و پشتیبانی از حقوق زنان از جمله موارد مطرح در بازجویی وی بوده‌اند.

به گفته‌ی جلیل‌خانی، برخی اطلاع‌رسانی‌ها از سوی وی، همچون اعدام زندانیان در دهه‌ی شصت و حمایت از حقوق زنان، تنها توسط ایمیل‌های شخصی و در گستره‌ای محدود به برخی افراد ارسال شده‌ که نویسنده‌ی آن‌ها نیز خود او نبوده‌اند و بنابراین جنبه‌ی عمومی نداشته و تأیید و موضع‌گیری شفاف نیز تلقی نمی‌شدند، اما با این حال وی پیرامون آن‌ها بازخواست و تفتیش شده است. او همچنین تهدید شده که در صورت ادامه‌ی روندِ در پیش گرفته، اداره‌ی حقوقی وزارت اطلاعات نسبت به بازداشت و تشکیل پرونده‌ی قضایی برای وی اقدام خواهد کرد.

گفتنی است مهدی جلیل‌خانی، دبیر گروه ادبیات و فرهنگ هفته‌نامه‌ی لغو امتیاز شده‌ی مهرزنجان، سردبیر فصلنامه‌ی توقیف‌شده‌ی اشراق و عضو سابق هیأت دبیران انجمن ادبی اشراق زنجان بوده و فرزند غلامحسین جلیل‌خانی نماینده‌ی مردم زنجان در پنجمین دوره‌ی مجلس شورای اسلامی نیز هست.


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

شنبه 10 اسفند1387

در چهل و هشتمین نشست نقد گروه ادبیات عصرکتاب

حوّای دور، پرچین شاه‌محمدی

 

چهل و هشتمین نشست از سلسله نشست‌های نقد گروه ادبیات عصرکتاب زنجان، به معرفی و بررسی مجموعه‌ی داستان «حوای دور» نوشته‌ی پرچین شاه‌محمدی اختصاص دارد.

این نشست، با حضور نویسنده، روز دوشنبه 12 اسفندماه ساعت 30/16 در محل تالار همایش‌های انجمن فرهنگی اجتماعی زنان واقع در خیابان سعدی شمالی، انتهای کوچه‌ی بینش برگزار خواهد شد.

پرچین شاه‌محمدی متولد 1357، با مدرک کارشناسی زبان و ادبیات فرانسه، در خانواده‌ی هنرمند و فرهنگی «شاه‌محمدی‌»های زنجان به دنیا آمده است. طراحی و نقاشی و داستان‌نویسی از دغدغه‌های روزمره‌ی او هستند که حاصل آن‌ها را در کتاب «حوای دور» او می‌توان یافت.

این مجموعه‌ی داستان در تابستان 1387 توسط انتشارات نیکان کتاب زنجان در 132 صفحه و به بهای 2500 تومان روانه‌ی بازار نشر شده است. مقدمه‌ی کتاب را پدر پژوهشگر نویسنده، ذبیح‌اله شاه‌محمدی که ویراستار این مجموعه‌ی داستان نیز هست، نگاشته و در آن توضیح داده است که این مجموعه 34 داستان کوتاه را در برمی‌گیرد که برخی از این داستان‌ها بیش از چند سطر نیستند.


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

یکشنبه 27 بهمن1387

در چهل و هفتمین نشست نقد گروه ادبیات عصرکتاب

خاله‌بازی، بلقیس سلیمانی

 

چهل و هفتمین نشست از سلسله آیین‌های نقد گروه ادبیات عصرکتاب زنجان، به نقد و بررسی رمان «خاله‌بازی» نوشته‌ی بلقیس سلیمانی اختصاص دارد.

این نشست روز چهارشنبه 30 بهمن‌ماه ساعت 16 در محل سالن اجتماعات انجمن فرهنگی اجتماعی زنان واقع در خیابان سعدی شمالی، انتهای کوچه‌ی بینش برگزار خواهد شد.

بلقیس سلیمانی در سال 1342 در روستایی در کرمان به دنیا آمده است. فلسفه را تا مقطع کارشناسی‌ارشد خوانده و اکنون در رادیو فرهنگ کار می‌کند. وی در دو سال اخیر دو رمان و یك مجموعه داستان منتشر كرده و در این مدت کوتاه، خوانندگان فراوانی را به آثار خود جلب کرده است تا جایی كه كارهای او در ردیف آثار پُرفروش ایرانی قرار دارند.

او در کارنامه‌ی خود آثاری را هم‌چون: مجموعه‌ی داستان «بازى عروس و داماد»، رمان «بازى آخر بانو»، «همنوا با مرغ سحر» درباره‌ی زندگى و آثار على‌اکبر دهخدا، «هنر و زیبایى از دیدگاه افلاطون»، «بررسى وضعیت کمى و کیفى ادبیات داستانى در دهه‌ی هفتاد» و «تفنگ و ترازو» (در نقد و بررسى ادبیات دفاع مقدس) دارد.

به گفته‌ی سلیمانی، موضوع رمان خاله‌بازی، عقیم بودن جسمی و فرهنگی زنان است که به دلیل قرار گرفتن در نظام مردسالار مورد ستم واقع شده‌اند. فضای رمان دوگانه است و بخشی از اتفاقات آن در تهران و بخش‌هایی نیز در روستاهای اطراف کرمان می‌گذرد. او خود، این رمان 240 صفحه‌ای را ادامه‌ای بر رمان بازی آخر بانو می‌داند که این‌بار به گروه‌های سیاسی پس از انقلاب و به‌طور مشخص طیف ملی‌مذهبی‌ها پرداخته است. گفتنی است، بازی آخر بانو نیز وقایع سیاسی سال‌های آغازین انقلاب را دستمایه قرار داده بود.

رمان خاله‌بازی، سال 1387 با قیمت  3500تومان توسط انتشارات ققنوس عرضه شده است.


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

دوشنبه 30 دی1387

مهدی کروبیوقتی نمی‌توانی

هم مسافر باشی، هم سوزن‌بان

بهتر است قطار را دلتنگ نکنی

و بگذاری بی‌دغدغه راه‌اش را برود و

سهم همه‌ی ما را

از افق‌ها بگیرد.

حسین منزوی

 

شاید در قاموس روشنفکری، حمایت از چهره‌ای سیاسی آن هم در میدان انتخابات، مکروه و یا حتا حرام بوده باشد و یا اصلاً امروز، با این بیم‌ها و امیدها در جریان اصلاح‌طلبی، هنگام نتیجه‌گیری و اعلام موضع نرسیده باشد؛ اما چه باک که من به این بایدها کم‌تر اندیشیده‌ام و همه جا حرف‌ام را زده‌ام؛ چه، که حمایت کم‌تر و نقّادی و مذمت بیش‌تر بوده.

چهار سال پیش، اخبار انتخابات ریاست جمهوری نهم را از تلویزیون آسایشگاه سربازان در آموزشگاه شهید بهشتی اصفهان دنبال می‌کردم و از طریق تلفن نیز خبرهایی می‌گرفتم و گاه در پرسه‌زنی در چارباغ و حاشیه‌ی زاینده‌رود، اوضاع انتخابات را نظاره‌گر بودم. اما از این همه تشتت، همواره نگران بودم. نگران این‌که لحن و اخلاق و رفتار مردم و رفقای دور و برم هم با آمدن یک رییس جمهور چه‌قدر می‌تواند تغییر کند! من که هشت سال پیش از آن به چشم خود دیده بودم که با آمدن خاتمی چه احترام و شادی وصف‌ناپذیری در چهره‌ی شهر منتشر شده بود؛ و افسوس که موقت ماند و نماند.

و پس یعنی که باید هم اهمیت چنین رویدادی در انتخابی پیچیده و در عین حال بی‌قاعده و نیم‌بند، تو را آزار دهد و دغدغه‌مند و اندیشناک‌ات کند. مگر نه این‌که امروز با استقرار یک طرز تفکر مذهبی خشک و هیأتی بر سر قدرت، از بی‌اخلاقی و بی‌ادبی و چاقوکشی سراغ می‌توان گرفت و از مهرورزی و عدالت هرگز؟


ادامه‌ی نوشته را بخوانيد...


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

سه شنبه 28 آبان1387

چهار زنجانی نمونه و شایسته‌ی تقدیر شناخته شدند

 

محمدربیع احمدخانی مدیرکل کتابخانه‌های عمومی استان زنجاندر دومین آیین تجلیل از خادمان كتاب و كتابخوانی، كه روز جمعه‌ 24 آبان‌ماه به مناسبت روز كتاب، كتابخانه، كتابدار و حامیان نسخ خطی برگزار شده بود، 4 نفر از استان زنجان به عنوان نمونه، برگزیده و تجلیل شدند.

آقایان محمدربیع احمدخانی، سیروس نعمتی و هادی وحیدی و ثريا محمدی‌ارهانی هر کدام به ترتیب به عنوان مدیرکل، کتابدار، کتابخوان و برگزیده‌ی مسابقه‌ی فرهنگی راز نماز معرفی و مورد تقدیر قرار گرفتند.

این آیین در تالار همایش‌های بین‌المللی صدا و سیما و با حضور محمدحسین صفارهرندی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و واعظی دبیرکل نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور برگزار شد و طی آن، 111 نفر از خادمان كتابخانه‌های عمومی كشور مورد تقدیر قرار گرفتند. 15 كتابدار، 5 كتابخوان نمونه در گروه كودك و نوجوان، 5 كتابخوان نمونه در گروه جوان، 5 كتابخوان نمونه در گروه بزرگسال، 6 كتابدار نمونه‌ی بسیجی، 6 نفر از برندگان مسابقه‌های فرهنگی راز نماز و 16 نفر از برگزیدگان مسابقه‌ی بزرگ فاطمی(س) و 4 خیر كتابخانه‌ساز در سراسر كشور از جمله تجلیل‌شدگان در این آیین بودند.

در این آیین علاوه بر وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، استانداران، فرمانداران حامی كتابخانه‌ها و شهرداران نیز حضور داشتند.


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

چهارشنبه 22 آبان1387

معرفی و بررسی کتاب

پژوهشی در اندیشه‌های عرفانی عین‌القضات همدانی

 

چهل و ششمین نشست گروه ادبیات حلقه‌ی عصرکتاب زنجان، به بررسی کتاب «پژوهشی در اندیشه‌های عرفانی عین‌القضات همدانی» تألیف زهرا فتحی اختصاص دارد.

این نشست روز شنبه 25 آبان‌ماه ساعت 17 به همت اداره‌ی‌ کل کتابخانه‌های عمومی استان و همزمان با شانزدهمین دوره‌ی هفته‌ی کتاب در محل تالار اجتماعات کتابخانه‌ی سهروردی زنجان برگزار خواهد شد و شرکت در آن برای عموم علاقه‌مندان آزاد است.

جلسه‌ی یادشده با حضور نویسنده‌ی این کتاب و سخنرانی میهمان برنامه، دکتر قدمعلی سرامی مدیر نشر ترفند و ناشر این اثر، جریان خواهد یافت.

گفتنی است زهرا فتحی نویسنده‌ی زنجانی این اثر تحقیقی، دانشجوی دکتری شرق‌شناسی در ارمنستان، و عضو هیأت علمی دانشگاه ایلام است و مقالات متعددی در همایش‌های داخلی و خارجی ارائه کرده است. وی در این کتاب کوشیده است علاوه بر بررسی زوایای زندگی و آثار عین‌القضات همدانی، اندیشه‌های عرفانی و سیر و سلوک او را بازنماید. وی در متن کتاب خاطر نشان کرده است که عین‌القضات تمام سال‌های پس از بلوغ را در جهان معنوی درون خویش زیسته و اصلاً به زندگی مادی این جهان بهایی نداده است؛ به همین‌روی همواره خود را در غربت احساس می‌کرده است و این احساس غریب وی در همه‌ی نوشته‌های منظوم و منثور او علی‌الخصوص در شکوی‌الغریب بازتاب یافته است. این کتاب کوششی است در جهت شناختن و شناساندن این غربت.

«پژوهشی در اندیشه‌های عرفانی عین‌القضات همدانی» با ویراستاری زینب یزدانی در سال 1384 در قطع رقعی و با جلد شومیز در 216 صفحه و به تیراژ 2000 نسخه توسط نشر ترفند در تهران منتشر شده و اکنون در دست چاپ دوم است.


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

چهارشنبه 8 آبان1387

بیش از دو ماه از برگزاری آخرین نشست گروه ادبیات عصرکتاب می‌گذرد. در این تأخیر لازم اما اندکی طولانی یک‌ماهی به رمضان گذشت و همچون روال گذشته و به سنت دیگر گروه‌های حلقه‌ی عصرکتاب، این تعطیلی طبیعی می‌نمود؛ اگرچه پذیرفتنی نمی‌بایست بود.

در این فرصت اما نشانی‌های پستی افرادی که تا کنون برایشان دعوت‌نامه‌ای ارسال می‌شد، دست‌چین شدند و پیگیرترین‌ها که به دعوت‌هامان پاسخ داده بودند، باقی ماندند. حذف شده‌ها هم لابد اصلاً علاقه‌ای به ادبیات ندارند و نشانی‌شان به اشتباه به فهرست نشانی‌ها راه یافته است؛ یا که اصلاً مجتهدند و بی‌نیاز از این‌گونه نقد و نشست‌ها! باری. اگر برای شما که علاقه‌مند به شرکت در جلسات گروه ادبیات عصرکتاب زنجان هستید، دعوت‌نامه‌ای برای آگاهی ارسال نمی‌شود و یا نشانی‌تان تغییر کرده، در بخش نظرات وبلاگ به همراه نشانی پست الکترونیک‌تان برایم بنویسید.

برنامه‌های آتی جلسات گروه ادبیات عصرکتاب همچنان با تمرکز و اولویت‌دهی بر نویسندگان و مؤلفان زنجانی برگزار می‌شود و در همفکری با سایر اعضای هیأت امنای این گروه احتمالاً ـاگر اتفاق خاصی روی ندهدـ به همین شرح و روال زیر است:

 

شنبه 25 آبان 1387:

پژوهشی در اندیشه‌های عرفانی عین‌القضات همدانی، تحقیق، مریم فتحی، ترفند، 1384

آذرماه 1387:

پسته‌ی لال سکوت دندان‌شکن است، مجموعه شعر، اکبر اکسیر، مروارید، 1387

دی‌ماه 1387:

خاله بازی، رمان، بلقیس سلیمانی، ققنوس، 1387

بهمن‌ماه 1387:

عشق در ادیان و ملل و عرفان اسلامی در ایران، تحقیق، م. توسلی افشار، نیکان کتاب، 1386

اسفندماه 1387:

حوای دور، مجموعه‌ی داستان، پرچین شاهمحمدی، نیکان کتاب، 1387


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

جمعه 15 شهریور1387

به عشق توجه

آریو ساسانی

 

این نوشته را برای بخش فرهنگ و ادب ایسنا با ایمیل فرستادم تا برسانند به آقای حسن ذوالفقاری، چون ایمیلی از ایشان نداشتم. خواستم شرط ادب را رعایت کرده باشم، بی‌خبر از این‌که پناه بر خدا آقایان از سایه‌ی خودشان هم واهمه دارند و ایمیل‌شان فقط یک دکور است؛ ایمیل برگشت شد که «مسدود است»! جل الخالق!

::

حسن ذوالفقاری با اعلام این خبر که «انجمن نقد ادبی ایران تأسیس شد»، به خبرنگار بخش ادب خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، گفت: مجوز تأسیس انجمن نقد ادبی ایران از طرف وزارت علوم، تحقیقات و فناوری صادر شده است، تا با تأسیس انجمنی برای نقد ادبی، منتقدان ادبی نیز صاحب انجمن شوند. او از رضا سیدحسینی، محمد صنعتی، سیروس شمیسا، كاووس حسن‌لی، ‌علی‌محمد حق‌شناس، ناصر نیكوبخت، ابراهیم خدایار و خودش به‌عنوان اعضای هیأت‌مؤسس این انجمن نام برد.

مسؤول پی‌گیری تأسیس انجمن نقد ادبی ایران، هدف از تشكیل این انجمن را توسعه‌ی مباحث‌ نظری و نقد ادبی دانست و افزود: انتشار فصل‌نامه‌ی نقد ادبی از اهداف انجمن است و همچنین پیشنهاد و پی‌گیری راه‌‌اندازی رشته‌های مورد نیاز در حوزه‌ی نقد ادبی، از دیگر اهدافی است كه در انجمن دنبال می‌شود. از سویی، سعی داریم با برگزاری سلسله نشست‌ها و همایش‌ها‌ی مرتبط با نقد، نهادینه كردن مباحث نقد ادبی را در ایران دنبال كنیم.  


ادامه‌ی نوشته را بخوانيد...


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

چهارشنبه 6 شهریور1387

چـون‌ داد عـادلان‌ بـه‌ جـهـان‌ در بـقا نكرد

بيداد ظـالمان شما نـيـز بـگذرد.

سیف فرغانی

 

یکشنبه شب، سوم شهریورماه برای اولین‌بار نشست به اصطلاح هم‌اندیشی هنرمندان با مدیران ارشاد اسلامی استان زنجان ساعت 30/19 در رستوران سلوی (salva) در تفریحگاه گاوازنگ برگزار شد.

چند نفری از هنرمندان استان در رشته‌های مختلف هنری را دست‌چین کرده بودند و «کاسه‌ی چه‌کنم چه‌کنم» دست گرفته بودند که: برای نشاط و رونق فرهنگی این استان چه باید بکنیم و چگونه به تولید اندیشه و ایده‌ی جدید بپردازیم؛ آخر ناسلامتی امسال سال نوآوری و شکوفایی است!

آقای رضا دینی معاون فرهنگی پیشین اداره‌ی‌کل اطلاعات استان که یکسال و نیم از تصدی پست مدیرکلی ارشادش می‌گذرد، تازه یادش افتاده که اتاق فکری تشکیل بدهد و از هنرمندان نظر بخواهد.

در این جلسه که متظاهران دغل‌پیشه و یکی دو هنرمند بی‌خایه و مزوّر که هوار صلوات‌شان عجیب عُق‌آور بود، جمع‌شان جمع بود، فرصتی به دست‌شان افتاد تا با آیه و حدیث، سالوس و منبر و قرآن‌شان را به رخ بکشند؛ انگار مسجد است و مجلس روضه!

من تنها به یکی دو مورد بسنده کردم و تریبون را وانهادم، که حالا همین‌جا تکمله‌اش را می‌نویسم:


ادامه‌ی نوشته را بخوانيد...


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

دوشنبه 21 مرداد1387

سخنرانی سعید سلطانی‌طارمی در موضوع

عرصه‌های نوآوری نیما و زمانه‌ی‌ ما

 

سعید سلطانی طارمیچهل و پنجمین نشست نقد و بررسی گروه ادبیاتِ حلقه‌ی عصرکتاب اداره‌ی کل کتابخانه‌های عمومی استان زنجان روز سه‌شنبه 29 مردادماه با حضور و سخنرانی سعید سلطانی طارمی با موضوع «عرصه‌های نوآوری نیما و زمانه‌ی‌ ما» در محل قرائت‌خانه‌ی کتابخانه‌ی عمومی سهروردی زنجان برگزار می‌شود.

در این نشست همچنین تازه‌ترین مجموعه‌ی شعر سعید سلطانی‌طارمی با نام «از زلف‌های خورشید گرفتن» به نقد و معرفی گذاشته خواهد شد.

این آیین ساعت 17 عصر روز سه‌شنبه 29 مردادماه در زنجان، سعدی وسط، کتابخانه‌ی عمومی سهروردی برگزار می‌شود.

گفتنی است، سعید سلطانی طارمی متولد 1333 طارم زنجان است. در سال 1357 در رشته‌ی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران پذیرفته شد اما در جریان انقلاب فرهنگی از این دانشگاه اخراج گردید. در دی‌ماه 1375 مجموعه‌ی شعری از او با نام «من زمینی هستم»  خمیر می‌شود و سپس در سال 1377 مجموعه‌ی «رجزخوانی مستانه‌ی قابیل» او، توسط نشر اشاره منتشر می‌گردد.

تازه‌ترین آثار شعری او «بدایع شکوهمند زن و زمین» و «از زلف‌های خورشید گرفتن» است که هر دو در سال 1385 توسط انتشارات روشنگران و مطالعات زنان منتشر شده‌اند.

سعید سلطانی طارمی اکنون مدیر سایت دینگ‌دانگ است.


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

پنجشنبه 17 مرداد1387

هوا برداشتگی

ص. ناظرزاده

 

به هوابرداشته‌هاشاید نام دیگرش از خود متشکربودن است.  

نه کسی ما را مجبور کرده، و نه قرار جیره و مواجبی بوده است که ما گاه در حد یک کار تمام وقت full time روی سایت‌هایمان وقت بگذاریم، تا بتوانیم با ارائه‌ی مطالبی متنوع با مخاطبین‌مان در تماس باشیم و در راه  یاری‌رسانی به ادبیات تحت ستم‌مان کاری انجام بدهیم. این دیگر پز دادن و خود را گم کردن و برای دیگران فخر فروختن ندارد.

حالت و وضعی که پاره‌ای از وبلاگ‌داران به خود گرفته‌اند. این سروران بی‌توجه به همه‌ی تلاش‌ها فقط خودشان را می‌بینند؛ خودشان چند نفر را. این از آن می‌گوید و آن از این... و متأسفانه چون به وقت زمین خوردن همه به سراغ‌شان می‌روند که از زمین برشان دارند، هوا برشان می‌دارد . و عنایت ندارند که این یاری دسته‌جمعی ـ که هرگز از سوی خودشان دیده نشده است ـ برای جلوگیری از دشمن شاد شدن است. اینان به گستردگی و تنوع رسانه‌های دیگر توجه ندارند، آن‌ها را نمی‌بینند، و می‌اندیشند که فقط خودشان هستند و بس و هر چه هست از آن‌هاست.


ادامه‌ی نوشته را بخوانيد...


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

یکشنبه 6 مرداد1387

کتیبه‌ها ناپدید شده‌اند، سنگ‌ها را  با پتک شکسته‌اند

ستون‌ها بر اثر آتش‌سوزی فرو ریخته‌اند و تخریب هم‌چنان و هر روزه ادامه دارد

شهرام زارع، پژوهشگر و باستان‌شناس

در گفت‌وگو با کمیته‌ی بین‌المللی نجات پاسارگاد 

 

شوشدر یکی دو دهه‌ی گذشته، به دلیل ضعف مدیریتی سازمان میراث فرهنگی استان خوزستان، شوش هم مثل دیگر محوطه‌های مهم خوزستان هم‌چون «گندی شاپور»، «ایوان کرخه»، «ارجان» و... وضع نامناسبی داشته است. اما شوش از آن رو که محوطه‌ای گسترده، بزرگ و با اهمیت جهانی است، آسیب‌های بیش‌تری دیده؛ به ویژه که توسعه‌ی بی‌مهار شهری بر مصائب شوش افزوده است.

شهرام زارع، باستان‌شناس، در گفت‌وگویی ویژه با خبرنگار کمیته‌ی بین‌المللی نجات پاسارگاد با اعلام این مطلب افزود: مجموعه‌ی باستانی شوش در طی سال‌های جنگ تحمیلی و توسط متجاوزان عراقی، زیر آتش خمپاره و موشک بود و آسیب‌های بسیاری دید. شاید نخستین توجه جدی به شوش در سال‌های پس از انقلاب، در آغاز دهه‌ی 1370 بود. در این زمان شادروان مهندس شیرازی قلعه‌ی شوش را برای برپایی نخستین همایش باستان‌شناسی پیشنهاد داد. به دنبال آن استاد مهدی رهبر مأموریت یافتند قلعه‌ی شوش را - که توسط فرانسوی‌ها ساخته شده- برای برپایی «نخستین گردهمایی باستان‌شناسی ایران پس از انقلاب اسلامی» مرمت و احیا کنند. فعالیت‌هایی آغاز شد و در سال 1373 این گردهمایی در قلعه‌ی شوش برپا شد. از همان زمان هم نخستین هیأت باستان‌شناس ایرانی به سرپرستی استاد میرعابدین کابلی کاوش‌های خود را در شوش آغاز کرد که به تناوب تا سال 1385 ادامه یافت و به دلیل ناهماهنگی‌ها و فراهم نبودن زمینه‌های لازم متوقف شد.


ادامه‌ی نوشته را بخوانيد...


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

جمعه 31 خرداد1387

هنوز هم فکر نمی‌کنم که روش دانشجویان دانشگاه زنجان در بهانه کردن برای بیان اعتراضاتِ صنفی و دانشگاهی، (که در این مورد خاص، بیش‌تر به انتقام‌گیری ناجوانمردانه شباهت می‌بُرد)، منطقی و اخلاقی بوده باشد.

هتک، بی‌آبرو و محکوم کردن یکی، آن هم بدون محاکمه در مراجع قانونی، شایسته‌ی جامعه‌ی آزاداندیش و حقیقت‌جوی دانشگاهی نیست و تنها ارمغان آنارشیسم و بی‌قانونی است. این ماجرا اگرچه نتیجه‌ی منطقی سخت‌گیری‌ها و امنیتی کردن فضای دانشگاهی و اجتماعی امروز است، اما به نظر نمی‌رسد که مورد حمایت عقلای جامعه در بی‌آبرو کردن استادی خوشنام، و معاونی هرچند غیرقابل دفاع بوده باشد.

ما اگر به سردمداران منادی اخلاق جمهوری اسلامی می‌تازیم که این وعظ و حصر و منبرهای اخلاقی‌شان را بشکنند، مقصودمان نه این است که به تعرض‌ها و بی‌اخلاقی‌ها دامن زده باشیم؛ چه، که همگان و از جمله همان مدعیانِ دین‌خو و دین‌پرور که ارزش‌های خویش را برابر با ارزش‌های جهان می‌پندارند، گناه‌کار‌ترند که به شیوه‌هایی غوغاسالار و هتاکانه دامن می‌زنند.

باری، این ماجرا برای برخی تیولی شد که عرض اندامی کرده باشند و رسانه‌های پیزُری‌‌شان را به رخ بکشند و بادی به غبغب بیندازند که: «ما که قبلاً می‌گفتیم و هیشکی گوش شنوا نداشته بودا!» و یا دیگران را از این که سهمی در بی‌آبروتر کردن آن دکتر بخت‌برگشته نداشته‌اند، سرزنش کنند.

کام‌شان از اقبال به رسانه‌هاشان خوش‌تر! انسان استبدادزده‌ی ایرانی از تخریب دیگران لذت می‌برد.


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

شنبه 25 خرداد1387

آسیب‌شناسی نقد ادبی در ایران

 

مجتبی بشردوست

گروه ادبیات حلقه‌ی عصرکتاب اداره‌ی‌کل امور کتابخانه‌های عمومی استان زنجان در نخستین آیین خود در سال 1387، نشستی با موضوع «آسیب‌‌شناسی نقد ادبی در ایران» با سخنرانی دکتر مجتبی بشردوست، برگزار می‌کند.

این جلسه‌ی سخنرانی روز دوشنبه 27 خردادماه 1387 ساعت 16 در زنجان، سعدی وسط، تالار اجتماعات کتابخانه‌ی عمومی سهروردی برگزار خواهد شد که حضور برای عموم آزاد است.

گفتنی است مجتبی بشردوست استادیار دانشگاه زنجان و صاحب کتاب‌هایی چون: در جست‌وجوی نیشابور (زندگی و شعر محمدرضا شفیعی‌کدکنی، نشر ثالث 13۷۹)، سودایِ حقیقت (هستی‌شناسی مولانا در مثنوی معنوی، نشر روزگار 1381)، افسون هدايت (نشر ورجاوند 13۸۳)،  و کتاب در دست انتشاری با موضوع پایان‌نامه‌ی مقطع دکتری او «نقد ادبی در ایران (57-1320)» است.

يادآور می‌شود، حلقه‌یِ عصرکتاب اداره‌ی‌کل امور کتابخانه‌های عمومی استان زنجان، هر ماه در گروه‌های شش‌گانه‌یِ ادبیات، تاریخ، علوم سیاسی، فلسفه، کلیات و کودک و نوجوان، به برگزاری جلسات نقد و معرفی کتاب می‌پردازد.


ادامه‌ی نوشته را بخوانيد...


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

پنجشنبه 23 خرداد1387

سعيد متين‌پور به ۸ سال حبس تعزيری محکوم شد

خبرنامه‌ی گویا

 

سعید متین‌پورشعبه‌ی ۱۱۵ دادگاه انقلاب تهران، احکام اوليه‌ی ۹ تن از فعالين سياسی و فرهنگی و حقوق بشر آذربايجان را صادر کرد.

صلواتی، قاضی شعبه‌ی ۱۱۵، سعيد متين‌پور، روزنامه‌نگار و فعال حقوق بشر را به اتهام ارتباط با بيگانگان به ۷ سال و به اتهام تبليغ عليه نظام جمهوری اسلامی به يک‌سال و مجموعاً به ٨ سال حبس تعزيری محکوم کرد.

 بر اساس حکم صادره، صالح کامرانی فعال حقوق بشر و وکيل مدافع زندانيان سياسی آذربايجان نيز به اتهام تبليغ عليه نظام به يک‌سال حبس تعزيری محکوم شده است.

دادگاه دو استاد دانشگاه و فعال سياسی آذربايجان، عبدالله عباسی‌جوان و دکتر محمدعلی حيدری و همچنين جليل غنی‌لو، عليرضا متين‌پور، يعقوب سالکی‌نيا، ميرقاسم سيدين‌زاده، بهروز صفری و ليلا حيدری از فعالين سياسی و فرهنگی را به اتهام تبليغ عليه نظام به يک‌سال حبس محکوم گرداند که اين حکم به مدت ۵ سال به حالت تعليق خواهد بود.


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

چهارشنبه 22 خرداد1387

همایش «كتاب، كودك، خانواده»

 

محمدربیع احمدخانیاداره‌ی‌كل امور كتابخانه‌های عمومی استان زنجان در راستای ارتقاء فرهنگ مطالعه، همایش «كتاب، كودك، خانواده» را برگزار می‌كند.

محمدربیع احمدخانی، مدیركل امور كتابخانه‌های عمومی استان زنجان، در گفت‌وگو با خبرگزاری كتاب ایران (ایبنا)، با اعلام این خبر توضیح داد: این همایش آذرماه در راستای تحقق ارتقاء فرهنگ عمومی و مطالعه در میان اقشار مختلف، به عنوان یكی از اصلی‌ترین برنامه‌های میان‌مدت نهاد كتابخانه‌های عمومی کشور برگزار می‌شود و  به زودی فراخوان ارسال مقاله در اختیار اهالی فرهنگ و محققان سراسر كشور قرار می‌گیرد.

احمدخانی یادآور شد: سال 1385از سوی این اداره‌ی‌كل، همایش «راه‌های ترویج فرهنگ مطالعه و كتابخوانی» برگزار شد كه استقبال بسیار خوب شهروندان را به دنبال داشت. تجربه‌ی موفق این همایش ما را در برپایی همایشی مشابه با محوریت كودك و خانواده تشویق كرد.

وی خاطرنشان كرد: «راهبردهای كتابخوانی كودكان»، «خانواده و توسعه‌ی فرهنگ»، «دشواری‌ها و مسایل كتاب كودك در ایران»، «ویژگی‌های كتاب كودك»، «رسانه‌ها»، «نهادهای عمومی و كتاب كودك»، «كتابخانه‌های عمومی، مدارس و كتاب كودك»،‌«كودك، خانواده و حق دانستن» و «كودك،‌ كتاب، خانواده و مهارت‌های زندگی» محورهای اصلی این همایش خواهند بود.

به گفته‌ی احمدخانی‌ در برگزاری همایش از داوری و پیشنهادهای متخصصان عرصه‌ی آموزش و پرورش و استادان دانشگاه در حوزه‌های روان‌شناسی و علوم تربیتی استفاده می‌شود.


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

سه شنبه 14 خرداد1387

نقد و معرفی کتاب

انقلاب اسلامی در زنجان

 

انقلاب اسلامی در زنجان، دکتر مسعود بیاتانقلاب اسلامی در زنجان

تألیف: مسعود بیات

تاریخ انتشار: ارديبهشت 1386

قيمت: 51000 ريال

نوبت چاپ: اول

شمارگان: 1000 جلد

 

گروه تاریخ عصرکتاب اداره‌ی کل امور کتابخانه‌های عمومی استان زنجان در اولین نشست خود در سال 1387 عصر روز دوشنبه بیستم خردادماه به نقد و معرفی کتاب «انقلاب اسلامی در زنجان» با حضور نویسنده‌ی کتاب مسعود بیات خواهد پرداخت. این آیین ساعت 5 عصر در محل تالار اجتماعات کتابخانه‌ی عمومی سهروردی زنجان برگزار خواهد شد که شرکت در آن برای عموم آزاد است.


ادامه‌ی نوشته را بخوانيد...


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

دوشنبه 6 خرداد1387

سخنی در باب «محکمه‌ی الهی» خلیل جوادی

سالار عبدی

 

خلیل جوادیاین روزها کم‌تر کسی هست که شعر طنز محکمه‌ی الهی سروده‌ی خلیل جوادی را نشنیده باشد. این سروده‌ی طنز که گویا در مراسم «شکرخند» با اجرای خود جوادی اول‌بار ارائه شده، واکنش‌های بعضاً متفاوتی در این چند ماه پس از شنیده شدن‌اش به همراه داشته است. اصولاً آن‌چه قبل از این شعر از جوادی می‌دانیم این است که وی شاعر بی‌پروا، معترض و صریح‌اللسانی است. در مجموعه‌ی خیابان‌خواب‌ها هم به کرّات شاهد این خصیصه‌ی شعری وی هستیم.

زبان وی زبانی صریح و گویاست که بی‌هیچ ملاحظه‌ای آن‌چه در خور گفتن و شنیده شدن می‌داند، با صدای بلند می‌گوید.

شاید دغدغه‌ی خیلی از انسان‌ها، خاصه در عصر معاصر، همین مسأله‌ی قیامت و حساب و کتاب باشد. از خود شاعر شنیدم که از سال‌های کودکی به این مضمون می‌اندیشیده است و این امری طبیعی است. چه، سرانجام و عاقبت و هدف، مرحله‌ی غایی تمامی ممکنات است. و چه موضوعی از غایت و نهایت زندگی بشری مهم‌تر؟ در ادبیات عرفانی ما همواره دراویش و صوفیان با اندیشه و زبانی متمایز شناخته شده‌اند. این فرقه‌ی قدرتمند و مؤثر، تحت نام‌های متعدد، اما با مضمونی تقریباً یکنواخت، اندیشه‌ای را مطرح کرده‌اند که غالباً با اندیشه و تفکر حاکم بر عصر و زندگی خود هم‌خوان نبوده است. به بیانی واضح‌تر، بالاترین نمود و نمونه‌ی آوانگارداندیشی و پارادوکس‌محوری را می‌توان در آرا و اندیشه‌های جمعیت متصوّفه سراغ گرفت.


ادامه‌ی نوشته را بخوانيد...


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

دوشنبه 23 اردیبهشت1387

چون باد، که می‌سزد به ذات‌اش که وزد،

هزّالی تو ذاتِ تو را نیک سزد.

نیشم زنی و از تو ندارم گله‌ای:

پشّه چه کُند که تخم آدم نگزد؟!

اسماعیل خویی

 

در وبلاگی جعلی با مدیریتی بی‌نام و نشان، نوشته‌ای مستأصل و سخیف و سست زده‌اند در باب حاشیه‌های چهارمین آیین پاسداشت حسین منزوی، که به زنجموره‌های طفل بی‌سلاحی شبیه است تا یک گزارش از حاشیه‌ها. بالای آن نوشته هم فحشی از طرف من به نویسندگان‌اش نثار شده است، در حالی که آن وبلاگ از بیخ محلی برای نظردهی ندارد تا بر فرض محال آن فحش‌ها را من حواله‌ی ایشان کرده باشم! پس کاملاً پیداست که این سناریوی مضحک را از پیش و با قصد و کینه‌ای دشمن‌خُو ساخته و پرداخته‌اند.

وجدان‌های آگاه حاضر در آن آیین که اجرای آن بر عهده‌ی من بود، خوب می‌دانند که آن‌چه نویسندگان کم‌مایه و سفله‌پرور با آن نثر آبکی و پُرخشم‌شان نوشته‌اند، هیچ‌اش درست نیست و سراسر دروغ‌پردازی و قلب واقعیت است به قصد تسویه حساب‌های شخصی و خالی کردن عقده‌های کم‌محلی و بی‌چیزی.

آرزوی تسلی و تشفی دارم برای روح و روان بیمار همه‌ی وجیزه‌نویسان آن سفاهت، که به قول نیمای بزرگ: الک‌دار از پس کاروان روان است!


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

جمعه 13 اردیبهشت1387

معجزه‌ی باران مهربان، بوی کاغذ را به بازی زیبایی دعوت کرده. گفته از دوست دارم‌ها بنویسم.

 

1.       دوست دارم، یا مزد گورکن را کم کنند یا... [مزد گورکن از آزادی آدمی افزون است. احمد شاملو]

2.       دوست دارم، سانسور و فیلتر و حذف و ممنوع (همه و همه) ممنوع و حذف و فیلتر و سانسور شوند!

3.       دوست دارم هر چه زودتر ظلم از این سرزمین دیرپا قالش کنده شود؛ سگِ زرد، برادر ساواک است! نعره‌ی تبعیض و محرمات فاشیسم مذهبی، به مراتب خطرناک‌تر از هوار چکمه‌ی آدمخواران است؛ گرفتن جان‌های آگاه را به حکم و خواستِ آسمان و الله می‌دانند جهان‌خواران.

4.       دوست دارم بیش از سه میلیون ایرانی خارج از ایران، برای چهار سال هم که شده (یعنی برابر با سال‌های ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد) به ایران برگردند.

5.       دوست دارم به خیلی‌ها بفهمانم که خیلی چیزها بد نیستند آن‌گونه که گمان می‌کنند؛ در بدی‌ها بهشتِ گمشده‌ای هم هست!

6.       دوست دارم همه‌ی انسان‌ها، زبان لال ِ احساس‌شان را بچرخانند و به دهن نگیرند؛ باور کنید، همه‌ی سوءتفاهم‌ها از همین لالی‌هاست! گرچه در بی‌اعتمادترین لحظه‌ها هم باید به واژه‌ها پناه برد. چاره‌ی تنهایی، دیگری نیست! بانی رفع کدورت‌ها همین نوشتن‌هاست.

7.       دوست دارم کسی در گوش‌ام بگوید: «رؤیاست و توهّم، این‌که فکر می‌کنی فرق داری»!


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

چهارشنبه 28 فروردین1387

حتماً با این پرسش درونی و دائمی روبه‌رو شده‌اید که اصلاً این نوشتن‌ها از رفتارها و روزمرگی‌ها در ریزتر و جزیی‌تر کردن امور را منظور چیست؟ می‌پرسید حتماً که از کجاست و یا چراست که این‌همه فردیت خویش را به مخاطره می‌اندازیم و خلوت‌هامان را آسیب‌پذیرتر و علنی‌تر می‌کنیم؟

همین یکی دو روز پیش که برای اولین بار آلبوم عكاسی‌ام را به شکلی نه حرفه‌ای در آلبوم گوگل به نمایش گذاشتم، چند نفری پرسیدند که چه لزوم و هدفی هست از این کار؟ یکی هم نسبت‌اش داده بود به تیرماهی بودن‌ام که: متولدین تیرماه از عکس خوش‌شان می‌آید و به آلبوم‌هاشان دلبستگی دارند!

من اما پیش‌تر، این کوشش‌ها در نوشتن از فردیت و واکاوی حس‌ها و درونیات را بررسیده‌ام که: تنها غایت اصلی برای کسانی چون من، همان لذت است و بس! کسانی که لذت نوشتن را چشیده‌اند، آیا آن را با دیگر لذت‌ها برابرش می‌دانند؟


ادامه‌ی نوشته را بخوانيد...


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

یکشنبه 18 فروردین1387

پرگار مترجم و حد زدن مفسر

رئوف طاهری

 

رئوف طاهریز دین ریا بی‌نیازم، بنازم

به کفری که از مذهبم می‌تراود

 

گویا دیگربار سروش به عمق دریا زده و صید معانی کرده وگرنه چراست که چنین بی‌محابا منجنیق فلک، به سنگ تهمت و تکفیر و ارتداد نشانه‌اش رفته است؟ 

صالح و طالح متاع خویش نموده‌اند و بساط‌ دار حلاجی و شوکران سقراطی به پا کرده تا با هیزم کوته‌آستینی مستظهر به قدرت قدّار آتش خشمی به نشانه‌ی غیرت دینی شعله‌ور و عین‌القضاتی دیگر شمع‌آجین کنند.  


ادامه‌ی نوشته را بخوانيد...


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

دوشنبه 20 اسفند1386

داستان‌های بومی، تأثیر محیط بر نویسنده است

 

یوسف علیخانی، عکس از: مرتضی الیاسی«اگر بگویم داستان‌های من هیچ ربطی به روستای محل زندگی‌ام ندارد، دروغ گفته‌ام چرا که داستان‌های بومی همین‌طور شکل می‌گیرند».

یوسف‌ علیخانی، داستان‌نویسی که تاکنون دو مجموعه داستان "قدم ‌بخیر مادربزرگ من بود" و "اژدهاكشان" را در حال و هوای بومی به چاپ رسانده معتقد است، سکوی پرش هر داستان‌نویس، رویدادهایی است که درمحل زندگی‌اش اتفاق افتاده است.

انجمن ادبی اشراق زنجان، عصر روز پنج‌شنبه 16 اسفندماه در تالار اجتماعات کتابخانه‌ی سهروردی، گرد هم ‌آمدند تا علیخانی نقش اقلیم در ادبیات معاصر ایران را توضیح دهد. اما او که از ابتدا تصمیم گرفته بود به سخنرانی جدی نپردازد، از سفرهایش به اقصا نقاط ایران صحبت و تأثیر این سفرها را در داستان‌هایش بازگو کرد.


ادامه‌ی نوشته را بخوانيد...


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

دوشنبه 13 اسفند1386

داستان بومی

و نقش اقلیم در ادبیات معاصر ایران

 

یوسف علیخانیانجمن ادبی اشراق زنجان در ادامه‌ی سلسله نشست‌های فصلی خود، روز پنج‌شنبه شانزدهم اسفندماه به تبیین و بررسی «داستان بومی و نقش اقلیم در ادبیات معاصر ایران» با سخنرانی یوسف علیخانی می‌پردازد.

انجمن ادبی اشراق که فعال‌ترین انجمن ادبی استان شناخته می‌شود، در ادامه‌ی نشست‌های ادبی فصلی خود در فصل زمستان به بررسی وضعیت و ویژگی‌های داستان بومی در ایران و نقش اقلیم در ادبیات داستانی معاصر با سخنرانی یوسف علیخانی، داستان‌نویس پُرکار و از روزنامه‌نگاران موفق ادبی، خواهد نشست.

این جلسه‌ی سخنرانی ساعت 5 عصر روز پنج‌شنبه در محل تالار اجتماعات کتابخانه‌ی سهروردی زنجان برگزار خواهد شد و شرکت برای عموم آزاد است.

گفتنی است یوسف علیخانی صاحب مجموعه‌ی داستان "قدم بخیر مادربزرگ من بود"، به تازگی مجموعه‌ی داستانی با نام "اژدهاکشان" توسط نشر نگاه منتشر ساخته که به چاپ دوم رسیده و با اقبال مخاطبان داستان کوتاه فارسی مواجه شده است.

علیخانی پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی در روستای زادگاهش (ميلك در رودبار و الموت) به قزوین رفت و پس از اتمام دوره‌ی متوسطه، سال 1373 برای ادامه‌ی تحصیل در رشته‌ی زبان و ادبيات عرب راهی دانشگاه تهران شد. دغدغه‌ی تمام این سال‌های رفته‌ی او، داستان‌نویسی و تحقیق در این زمینه بوده ‌است.

از دیگر کتاب‌های منتشر شده‌ی او می‌توان به نسل سوم داستان نویسی امروز ایران (مجموعه‌ی گفت‌وگو)، حسن صباح، صائب تبریزی، ابن بطوطه، و عزیز و نگار (بازخوانی یک عشقنامه) اشاره کرد.

انجمن ادبی اشراق پیش‌تر و در فصل پاییز به بررسی وضعیت شعر معاصر فارسی با سخنرانی حافظ موسوی، پرداخته بود.

 

انعکاس در دیگر رسانه‌ها: خبرگزاری مهر، خبرگزاری مهر (زنجان خبرگزاری آنا، خبرگزاری میراث فرهنگی، خبرگزاری کتاب، تقریب‌نیوز، سوره‌ی مهر


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

شنبه 11 اسفند1386

اولین مجموعه‌ی آثار «برای روزهای مبادا» در حالی برگزیدگان خود را معرفی می‌كند كه بیش از 400 اثر ادبی به دبیرخانه‌ی انتخاب آثار این مجموعه رسیده بود كه عمدتاً مربوط به نویسنده‌هایی بود كه آثارشان را در فضای وب نیز منتشر می‌كردند.

اولین جلد مجموعه‌ی «برای روزهای مبادا» در یك جلد و در دو بخش داستان و شعر، در نمایشگاه كتاب تهران (اردیبهشت 1387) رونمایی خواهد شد.  با سپاس از نویسندگان محترمی كه آثارشان را برای انتشار در این مجموعه برای دبیرخانه‌ی انتخاب آثار ارسال نمودند.

با احترام

محسن سراجی

داستان‌های منتخب:

1. شوکا داعیه 2. سروش امامی‌راد 3. لیلا بابایی فلاح 4. مصطفی قوانلو قاجار 5. نگار شبان 6. میلاد کریمی 7. مریم غلامی 8. محمود قلی‌پور 9. محمد صفاجویی 10. رضا بهاری‌زاده 11. حسن بزمه 12. صادق عسگری 13. علی رشوند 14. امیر مولایی 15. میلاد ظریف 16. نجمه مولوی 17. آراز بارسقیان

 

شعرهای منتخب:

1. بهار افسری 2. صنم ملک‌افضلی 3. باران آرام 4. آتنا فرهی 5. فاطمه عباسی 6. شیدا محمدی 7. نیلوفر خدابخشی 8. مانی جاوید 9. معصومه حاجی‌ابولحسن 10. عباس رجب‌سلمانی 11. شمس‌الدین عراقی 12. مهسا ابوم‌گر 13. پوریا عالمی 14. مه‌رو جعفری 15. مجید اسطیری 16. مینا(نرگس) حسنی 17. نسیم امید یزدانی 18. کیانا آرین 19. نلیکا امانی 20. مهدی جلیل‌خانی 21. فاخته ادیب 22. سجاد شریفی 23. مرکبیان 24. حامد فهیمی‌راد 25. وحید طلعت 26. مژگان مشتاقی


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

پنجشنبه 9 اسفند1386

بهاریه‌های نیمایی تا نیمه‌ی اسفند از راه می‌رسد

 

سعید سلطانی طارمیدومین شماره از مجله‌ی اینترنتی دینگ دانگ 12 اسفند با محوریت اشعاری بهاری و مقالاتی درباره‌ی شعر فارسی منتشر می‌شود.

به گزارش خبرنگار مهر، دومین شماره‌ی این نشریه‌ی اینترنتی به مقاله‌هایی درباره‌ی شعر نیمایی اختصاص دارد.

«شعر میوه‌ی زندگی است» از مهدی اخوان ثالث، «نیما مردی بود مردستان» از محمدرضا شفیعی‌کدکنی، «نگاهی به قالب آزاد شعر فارسی» از سیاوش کسرایی، «شیفتگان ناشناخته» از داریوش آشوری، «صیاد لحظه ها»، «شعر مقدم است یا نظریه» و «صورت در شعر نیمایی» از سعید سلطانی‌طارمی و «مسأله‌ی وزن در شعر بی‌وزن» از عنایت سمیعی از جمله مقالاتی است که در این شماره ارائه خواهد شد.

«پیش به سوی نیما» نوشته‌ی مهدی عاطفی‌راد، «کارگاه عروضی» از سعید سلطانی‌طارمی، «نقد، بوطیقای شعر نیمایی» نوشته‌ی مهدی جلیل‌خانی، «در حاشیه‌ی بدایع شکوهمند زن و زمین» از شهلا لاهیجی و «تفسیری بر شعر داروگ» از اصلان قزل‌لو دیگر مقالات این شماره‌ی نشریه‌ی «دینگ دانگ» را تشکیل می‌دهد.

یک گفتگوی خیالی با نیما یوشیج از کبوتر ارشدی، گفتگویی با جعفر کوش‌آبادی، شاعر، و بهاریه‌های نیمایی از شاعرانی چون سیاوش کسرایی، محمدرضا شفیعی‌کدکنی، فریدون مشیری، عمران صلاحی، احمد حیدربیگی، اسماعیل خویی، اقبال مظفری، م. آزاد، جعفر کوش‌آبادی، حمید مصدق، احمد شاملو و... از جمله مطالبی است که در این شماره منتشر خواهد شد.

دومین مجله‌ی ادبی اینترنتی «دینگ‌دانگ» به مدیر مسؤولی سعید سلطانی‌طارمی و همکاری مهدی عاطفی‌راد و جعفر کوش‌آبادی 12 اسفند روی سایت قرار می‌گیرد.


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

شنبه 4 اسفند1386

محمدرضا پریشی به همراه دو مجموعه‌ی داستان كوتاه، یك مجموعه‌ی شعر و یك رمان را برای انتشار آماده دارد.

به گزارش خبرنگار بخش كتاب خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، مجموعه‌های داستان «لیلی شب‌های تار» با 13 داستان و «نقطه‌ای وسط پیشانی» با 12 داستان، مجموعه‌ی شعری با عنوان احتمالی «مهره‌های سوخته» و رمانی نیز با نام احتمالی «قاسم باید بمیرد» از آثار آماده برای انتشار این نویسنده‌اند.

«پرنده‌ی قاب‌گرفته» هم مجموعه‌ی مقالات پریشی درباره‌ی آزادی اندیشه و بیان است كه در خارج از كشور منتشر شده و او قصد تجدید چاپ كتاب (چاپ اول آن در ایران) را دارد.

محمدرضا پریشی متولد سال 1354 در تهران و ساكن خرم‌دره‌ی زنجان است.

او پیش‌تر برخی از داستان‌های كوتاهش را در زمان حیات هوشنگ گلشیری در نشریه‌ی كارنامه و نیز در نشریات دیگری از جمله آدینه، دنیای سخن و گردون منتشر كرده است.


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com