تبليغاتX
بوی کاغذ
پنجشنبه 22 اسفند1387

مهدی جلیل‌خانی:

تفکر انتقادی در جامعه‌ی استبدادزده سرکوب می‌شود

 

اشاره: «مدیران ما هنوز به فکر نیفتاده‌اند که جز چاروق و چاقو، گنجینه‌ها و ذخایر و هنرهای فراوان و بی‌بدیلی در این استان به خاک یادها سپرده شده‌اند».

این‌ها گفته‌های مهدی جلیل‌خانی، سرگروه ادبیات عصرکتاب می‌باشد. وی یکی از فعالان عرصه‌ی فرهنگی و ادبی شهر زنجان است. گروه ادبیات عصرکتاب مدیون تلاش‌های بی‌شائبه‌ی مهدی جلیل‌خانی است. با وی درباره‌ی موفقیت‌ها و کاستی‌های این گروه به گفت‌وگو نشسته‌ایم:

 

جلسات عصرکتاب تمرینی مداوم برای نقد کتاب است. این جلسات در این پنج سال چه مقدار به این مهم دست یافته است؟

عصرکتاب شاید در دوره‌ای به تمرین نقد کتاب نظر داشته، اما به گمانم امروز نه تنها این دوره طی شده، بلکه نمونه‌ها و الگوهایی هم در نقد، به جامعه پیشنهاد شده است. اما اگر نظر شخصی مرا بپرسید خواهم گفت که هنوز در این مدت پنج سال، به نقد و انتقاد به معنای واقعی و اصلی آن دست نیافته‌ایم، اگرچه گاه نزدیک شده‌ایم.

پس شاید بد نباشد که ابتدا اندکی درباره نقد سخن بگوییم تا ببینیم آیا در سطحی بالاتر، در کشور، به اهداف نقد دست یافته‌ایم یا نه.


ادامه‌ی نوشته را بخوانيد...


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

شنبه 13 مهر1387

طنز امروز ایران؛ بدون امضاء

محمدرضا پریشی

 

عمران صلاحیعمران صلاحی متولد 10 اسفند 1325 تهران، امیریه (جوادیه). همکاری با توفیق از سال 1345، چاپ اولین شعر نیمایی در خوشه‌ی شاملو در سال 1347 و نویسنده‌ی کتاب‌های طنزآوران امروز ایران، گریه در آب، قطاری در مه، ایستگاه بین راه، هفدهم، پنجره‌دَن داش گلیر، رؤیاهای مرد نیلوفری، شاید باور نکنید، حالا حکایت ماست، آی نسیم سحری، ناگاه یک نگاه، ملا نصرالدین، از گلستان من ببر ورقی، باران پنهان، هزار و یک آینه و... دوازدهم مهرماه سال 1385 درگذشت.

خودش در مورد تولدش می‌گفت: درباره‌ی زندگی ما روایات مختلفی وجود دارد. شناسنامه‌مان می‌گوید اسفند 25 متولد شده‌ایم. مادرم می‌گوید تابستان بود نه زمستان. روز و ساعتش را هم ندارد. خاله‌مان می‌گوید دهم تیرماه ساعت ده صبح. همسرمان اسفند را ترجیح می‌دهد . زیرا در این صورت سن شوهرش نه ماه کم‌تر می‌شود و او هم می‌تواند با همین نسبت از سن خودش کم کند. عقیده‌ی پدرمان را هم نمی‌توانیم بپرسیم. چون در سال چهل بی‌خبر به سرای باقی شتافته است و نمی‌توان از یابنده تقاضا کرد که خانواده‌ای را از نگرانی برهاند و مژدگانی دریافت دارد.

وقتی پرسیدم کجا متولد شده‌اید، گفت: در مورد محل تولدمان اختلاف عقیده‌ای وجود ندارد و همه معتقدند که در تهران خیابان امیریه چهار راه مختاری؛ البته نه وسط چهارراه.


ادامه‌ی نوشته را بخوانيد...


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

پنجشنبه 26 اردیبهشت1387

طنز، تلنگری به تفكر مخاطب است

شاعران جوان زنجانی، با تمام وجودشان برای شعر تلاش می‌كنند

 

خلیل جوادیشاعر مجموعه‌ی «خیابان خواب‌ها» گفت: لازمه‌ی شعر طنز، ایجاد تفکر و تبسم در مخاطب است. شعر طنز، تلنگری به تفكر مخاطب می‌زند و در عین حال، بعضی از مفاهیم را به گونه‌ای بیان می‌كند كه خنده‌ای هم بر لب می‌نشاند.

خلیل جوادی در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه‌ی زنجان، پیرامون طنز در شعر افزود: به گفته‌ی مولیر، طنز، اصلاح حماقت‌های جامعه است. زمانی كه نمی‌توان با بیان جدی به نقد جامعه پرداخت، قالب طنز با شیرینی خاص خود تلخی مطلب را تعدیل و مخاطب بیش‌تری پیدا می‌كند.

وی در خصوص لزوم ساده‌گویی در شعر معاصر گفت: در طول تاریخ ادبیات، شاعران بزرگی چون خاقانی را داشته‌ایم كه چون ساده شعر نگفته‌اند، مخاطبان خاصی داشته‌اند. از طرفی، شاعرانی چون سعدی را داریم كه به دلیل سادگی و روانی اشعارشان، تمام اقشار جامعه كلام‌شان را می‌فهمیدند. ساده‌گویی در جذب مخاطب بیش‌تر، مؤثر است. وظیفه‌ی شاعر  ساده‌گویی است، زیرا مردم باید شعر او را بفهمند. در عین حال می‌توان مفاهیم عمیق را در بیان ساده گنجاند و شعر را به گونه‌ای گفت كه علاوه بر این‌که خواص از آن بهره‌مند ‌می‌شوند، عوام نیز از آن لذت برده و آن را درك كنند. در سال‌های اخیر، سعی‌ام بر ساده‌گویی و داشتن قالب طنز در اشعارم بوده است.


ادامه‌ی نوشته را بخوانيد...


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

دوشنبه 19 فروردین1387

ادعا در فرهنگ مردم ‌بی‌معناست‌

یوسف علیخانی

 

ذبیح‌اله شاهمحمدیجام‌جم آنلاین: غروب یك روز اسفند در كتابخانه‌ی سهروردی زنجان با كسی آشنا شدیم كه آشنای فرهنگ مردم بود و یك جلد از كارهایش در این حوزه را به همراه داشت.

ذبیح‌الله شاه‌محمدی، محقق 75 ساله‌ی زنجانی و فاطمه شاه‌محمدی، برادرزاده‌اش ضرب‌المثل‌های تركی (در گویش زنجانی)‌ را گردآوری و با حمایت اداره‌ی كل فرهنگ و ارشاد اسلامی این استان به وسیله‌ی انتشارات نیكان کتاب، این كتاب را در 383 صفحه و با تیراژ 3 هزار نسخه روانه‌ی بازار كتاب كرده‌اند.

شاه‌محمدی در تمامی شماره‌های مجله‌ی فرهنگ زنجان در بخش‌های تاریخی و فرهنگی، مقاله داشته و كتاب تاریخ زنجان به قلم او آماده‌ی انتشار است. به بهانه‌ی انتشار «ضرب‌المثل‌های تركی در گویش زنجانی» با ذبیح‌الله شاه‌محمدی، یكی از گردآورندگان این كتاب گپ كوتاهی داشتیم.


ادامه‌ی نوشته را بخوانيد...


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

یکشنبه 26 اسفند1386

محدودیت و سانسور دور از ذات وبلاگ است

غافلگیری بیش‌تر و دلپذیرتر، ویژگی بارز داستانک‌های علمی‌ـ‌تخیلی است

مهدی جلیل‌خانی

 

علیرضا ملیحی

آقای ملیحی! اندکی درباره‌ی خود بگویید.

علیرضا ملیحی هستم. متولد سال 1354 در تهران. لیسانس رشته‌ی فیزیک کاربردی از دانشگاه زنجان. یکی دو رتبه‌ی کشوری در دوره‌های دبیرستان و راهنمایی در زمینه‌ی داستان دارم و شرکت و برگزیده شدن در یکی دو نمایشگاه و مسابقه‌ی کاریکاتور در داخل و خارج کشور. همین!

 

شما اکنون زبان کاریکاتور و داستان مینی‌مال را برای بیان هنری خود انتخاب کرده‌اید. این هر دو خیلی به هم نزدیک‌اند. چه تعریفی از این هر دو هنر تأثیرگذار دارید و چرا این دو نوع (ژانر) را انتخاب کرده‌اید؟

کاریکاتور و داستانک در ایجاز و بیان هنری در کم‌ترین حجم از خطوط و کلمات مشترک هستند. هر دو آن‌ها سعی دارند در کم‌ترین فضا و حجم منظور خود را به مخاطب رسانده و بیش‌ترین تأثیر را بر او بگذارند. تفاوت‌هایی هم هست؛ عنصر اغراق در کاریکاتور حرف اول را می‌زند و پرهیز از اغراق و زیاده‌گویی در داستانک یک اصل است. ارتباط با خواننده و رساندن پیام به خواننده در کاریکاتور اغلب در یک‌مرحله صورت می‌گیرد ولی در داستانک طی چند مرحله انجام می‌شود. با این‌حال در ایجاد ارتباط با مخاطب در کم‌ترین زمان ممکن و به فکر فرو بردن او هر دو موفق هستند.


ادامه‌ی نوشته را بخوانيد...


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

پنجشنبه 23 اسفند1386

اكثر هنرمندان اروپایی به دنبال هنر ایرانی هستند

 

رضا صفری بعد از سفر به ترکیه، یونان و ایتالیا، اکنون مقیم شهر بازل سوییس استما در پی چیزی هستیم كه هنرمندان اروپایی دارند و آن‌ها نیز به دنبال چیزی هستند كه هنرمندان ایرانی دارند. اروپایی‌ها از كارهای ما، چیزهای خوبش را می‌گیرند و اروپایی می‌كنند. اكثر هنرمندان اروپایی به دنبال ذهنیت و هنر ایرانی هستند.

رضا صفری نقاش و گرافیست زنجانی مقیم سوئیس در گفت‌وگو با خبرنگار فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه‌ی زنجان، با بیان مطلب فوق افزود: آثار هنرمندان شرقی تأثیرگذاری بیش‌تری در ذهن انسان غربی دارد زیرا او فضای شرقی را تجربه نكرده است. لذا تأثیری كه فضای جامعه‌ی ایرانی بر آثارم گذاشته است تا ابد در ذهن آن‌ها حضور خواهد داشت.

وی اذعان داشت: سعی‌ام بر این بوده كه كارهایم تلفیقی از هنر ایرانی و اروپایی باشد، زیرا این تلفیق تأثیرگذاری اثرم را دو چندان خواهد کرد.


ادامه‌ی نوشته را بخوانيد...


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

چهارشنبه 8 اسفند1386

حسین نظریان:

شاعر باید در جهت كشف ظرفیت‌های جدید گام بردارد

به جز دو کتاب‌فروشی زنجان، بقیه از پخش کتاب امتناع ورزیدند

 

حسین نظریان، متولد 1363وظیفه‌ی شاعر به تعویق انداختن و ایجاد فاصله در انگاره‌های پیشینی است كه در ذهن مخاطبش شکل گرفته است. شاعر امروزی باید در جهت كشف ظرفیت‌های جدید گام بردارد.

حسین نظریان شاعر جوان زنجانی در گفتگو با خبرنگار فرهنگی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه‌ی زنجان، ضمن بیان مطلب فوق افزود: «در تدوین و گردآوری اولین مجموعه‌ی شعرم با عنوان "صبح خواب مانده است" سعی‌ام بر این بود كه به سمت ساده‌نویسی حركت كنم و قافیه و اسلوب غزل، زنگ مطلب نباشد. بسته به حال و هوایی كه در هنگام نوشتن اشعار داشتم، هر كدام از كارها، برخورد متفاوتی داشته‌اند. سبك و سیاق خاصی را در نظر نگرفتم و قالب خاصی را طراحی نكردم. کوشیده‌ام كه فرم روایی مجموعه نیز حفظ شود. گاه طرح كار براساس یك سیر فكری مشخص یا روایت خاص و گاهی نیز وزنی بود كه شعر را به چالش می‌كشید».


ادامه‌ی نوشته را بخوانيد...


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

یکشنبه 21 بهمن1386

انقلاب در زنجان، انقلابی مردمی و غیرمسلحانه بود

مسئولین استان نسبت به احداث بنیاد زنجان‌شناسی اقدام كنند

 

انقلاب در زنجان یك انقلاب غیرمسلحانه قلمداد می‌شود.

دکتر مسعود بیات، استاد دانشگاه و نویسنده‌ی کتاب «تاریخ انقلاب اسلامی در زنجان» در گفتگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه‌ی زنجان، ضمن بیان مطلب فوق افزود: علاقه‌مندی به تاریخ زنجان موجب شد كه نوشتن كتاب تاریخ انقلاب اسلامی در زنجان را بر عهده بگیرم.

بیات با اشاره به این‌كه مباحث كتاب با توجه به اسناد تاریخی نوشته شده است، افزود: امیدوارم روزی فرا برسد كه بتوانیم شناسنامه‌ای برای زنجان تدوین كنیم.

وی با بیان این‌كه در این كتاب نقش زنجان را از زمان مشروطه مورد بررسی قرار داده است، یادآور شد: امیدوارم نقش زنجان از وقایع زمان صفویه تا مشروطه نیز گردآوری شود و به این كتاب اضافه گردد.

بیات گفت: از سال 1376 مركز اسناد انقلاب اسلامی در راستای پیام حضرت امام خمینی (ره) شروع به تدوین تاریخ انقلاب اسلامی نمود و به مرور زمان به این نتیجه رسید كه تاریخ منطقه‌ای هر شهر نیز نگاشته شود.

وی ادامه داد: در همین راستا با توجه به نقشی كه شهر زنجان در جریان انقلاب اسلامی داشت در اولویت قرار گرفت و نوشتن این كتاب به من پیشنهاد شد.


ادامه‌ی نوشته را بخوانيد...


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

پنجشنبه 18 بهمن1386

دکتر مسعود بیاتدیروز با دکتر مسعود بیات، پژوهشگر و منتقد تاریخ، پیرامون کتاب پُرقدر و ارجمند «تاریخ انقلاب اسلامی در زنجان»اش گفت‌وگو می‌کردم. او با درایت و تیزبینی‌اش، تا از خاموش بودن دستگاه ضبط صوت‌ام اطمینان پیدا می‌کرد، به بیان زوایای پنهانی از تاریخ پرفراز و نشیب زنجان و نقش زنجانی‌ها در تحولات مهمی همچون انقلاب مشروطه و انقلاب مذهبی 1357 می‌پرداخت.

پاسخ بسیاری از پرسش‌ها را ضبط نکردم. از او درباره‌ی همکاری‌اش با مرکز اسناد انقلاب اسلامی که روح‌الله حسینیان ریاست آن را بر عهده دارد، و رفیق شفیق سعید امامی، و مشاور سیاسی محمود احمدی‌نژاد هم هست، پرسیدم. او مهربانانه تنها به اهداف علمی و واکاوی‌های تاریخی خویش تکیه داشت و نه به همسویی‌ها یا اختلافاتِ سیاسی با این مرکز و رییس ضد آزادی و اقتدارگرای آن.

نکته‌ای که به گمانم از میان همه‌ی گفته‌های او مهم‌تر آمد، نقش زنجانی‌ها در برخی ترورهای مهم تاریخ ایران در دوره‌ی مشروطه، پهلوی و انقلاب اسلامی بود. نویسنده، ترورهایی را که در دوره‌ی مشروطه به دست زنجانی‌ها رخ داده بود، به طور مشروح در صفحاتِ 54 و 53 کتاب «انقلاب اسلامی در زنجان» آورده است که در زیر می‌خوانید، اما علاوه بر ترور نافرجام سیدعزالدین حسینی زنجانی، از ترورهای دوره‌ی معاصر که ردّّ پای زنجانی‌ها نیز در آن مشهود است، یکی هم به گفته‌ی او، ترور سعید حجاریان است!


ادامه‌ی نوشته را بخوانيد...


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

شنبه 13 بهمن1386

برای بازشناسی و آسیب‌شناسی فرهنگ ملّی خویش می‌کوشیم

فقر خردگرایی و سلطه‌ی تقلید مهم‌ترین عامل عقب‌ماندگی ایرانیان است

 

مسعود لقماناشاره: چندگاهی است که مسعود لقمان و تارنمای وزین روزنامک‌‌اش را که سردبیری آن را نیز بر عهده دارد، می‌خوانم و علایق و اهداف روشنگرانه‌اش را می‌ستایم. آن‌چه در پی می‌خوانید، گفت‌وگوی این قلم با اوست.

 

آقای لقمان! اندکی درباره‌ی خود برای خوانندگان ما بگویید.

به سان همه که روزی متولد می‌شوند، من نیز در 16 آذر سال 1361 در کاشان، چشم‌ام به جمال این جهان روشن شد.

دانشجوی کارشناسی ارشد علوم ارتباطات اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی‌ام و اکنون مشغول تدوین پایان‌نامه‌ام با موضوع «ایران‌گرایی و منطقه‌گرایی در مطبوعات دوره‌ی قاجار (تحلیل محتوای مطبوعات آذربایجان از آغاز 1230 تا کودتای سوم اسفندماه 1299 خورشیدی)» هستم.

روزنامه‌نگارم و برخلاف بیش‌تر همکارانم، روزنامه‌نگاری برایم هدف نیست، بلکه ابزاری است برای رسیدن به هدف.


ادامه‌ی نوشته را بخوانيد...


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

یکشنبه 17 دی1385

کامپیوتر قاتل زبان است؟ *

سهیلا بهزادنیا

 

اول آذرماه همزمان با چهاردهمین دوره‌ی هفته‌ی کتاب جمهوری اسلامی ایران در آیینی در تهران از خادمان عرصه‌ی کتاب تجلیل شد.

در این آیین، استان زنجان در همه‌ی گروه‌ها به جز شهردار نمونه، حداقل یک فرد برتر در میان برگزیدگان به خود اختصاص داده بود و نام زنجان بارها برای دریافت جایزه در این مراسم برده شد.

در این میان برای اولین بار در سال 85 و در اجرای طرح آزمایشی ِ سراسری انتخاب کتابخوانِ برتر، در حوزه‌ی کتابخانه‌های عمومی، با هماهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از میان اعضاء برگزیده‌ی استانی، 10 نفر از اعضای کتابخانه‌های عمومی کشور معرفی گردیدند که در آن میان، دو نفر از استان زنجان نیز حائز ملاک‌ها و معیارهای تعیین شده برای انتخاب کتابخوانِ نمونه‌ی کشوری شناخته شدند: مهدی جلیل‌خانی از زنجان و محمدنقی آقامیری از خدابنده.

مهدی جلیل‌خانی متولد 28 تیرماه 1361 است. از سال 77 پا به عرصه‌ی علاقه‌ی خود یعنی شعر و ادبیات نهاده و اولین قدم فرهنگی خود را پایه‌گذاری و انتشار هفته‌نامه‌ی «مهر زنجان» می‌داند. از سال‌های 81 تا 84 دبیر گروه ادبیات و فرهنگ این هفته‌نامه بوده و برای مدتی کوتاه، دبیری گروه حوادث مهر زنجان را نیز بر عهده داشته است. وی در شهریورماه 1383 در پاگیری و قوام گروه نقد کتاب، تلاش‌های فراوانی را از خود نشان داد که با نام گروه «عصر کتاب» مشهور شد. او با کسب بیش‌ترین آراء اعضاء به عنوان عضو مؤثر جمع مشورتی و هیأت مدیره‌ی این گروه به شمار می‌رود.


ادامه‌ی نوشته را بخوانيد...


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

جمعه 8 دی1385

فرانو، لحنی تازه در شعر امروز *

مهدی جلیل‌خانی

 

اشاره: آستارا، سخت‌كوشانی پیگیر و منظم دارد. این را به عینه دیده‌ام و به جرأت می‌گویم كه تلاش‌هایشان را سرانجامی بایسته و درخور سراغ می‌گیرم.

اکبر اکسیراكبر اكسیر هم از جنس همین سخت‌كوشان است. متولد 1332 كه اولین مجموعه شعرش را با نام «در سوگ سپیداران» توسط انتشارات امیركبیر، در سال 61 عرضه كرد و دومین دفتر خود را با نام «بفرمایید بنشینید صندلی عزیز!» در بهار 82 از سوی نشر نیم‌نگاه چاپ و منتشر ساخت. آنچه خواهید خواند، متن گفت‌وگویی است كه به صورت كتبی انجام گرفته است. با سپاس از اكبر اكسیر و دوست مهربانم عارف دستوری كه زحمت ارتباط را به دوش گرفت، این گفت‌وگو را با هم می‌خوانیم:

 

آقای اكسیر شعر «فرانو» كه در كتاب جدید شما با نام «بفرمایید بنشینید صندلی عزیز!» به عنوان جریانی جدید در شعر امروز پیشنهاد شده، دارای چه مشخصه‌هایی است و اصولاً با چه هدفی این جریان را پیشنهاد كرده‌اید؟

 

فرانو یك پدیده یا جریان در شعر امروز نیست؛ نه سبك است نه مكتب، یك نام است بر نوعی از شعرهای فراتر از نو، اكثر شاعران در این زمینه آثاری دارند. من با طرح این نام فقط به یك پازل گسسته انسجام بخشیده‌ام؛ در حد یك معرفی به جامعه‌ی ادبی آن هم به خاطر رفع بحران مخاطب، هدفی كه ما را به انقلاب نیماخان نزدیك می‌سازد. ویژگی این نوع شعرها كه 80 نمونه‌ی آن در مجموعه‌ی «بفرمایید بنشینید صندلی عزیز!» آمده است سادگی زبان، كوتاهی، طنزی نهان، عینی بودن، دوری از شعارهای عاشقانه ــ سیاسی ( و به طور اخص دوم شخص مفرد مؤنث مفلوك!) همراه با شگردهای خاص زبانی كه عام و خاص را ارضا نماید و كلاً نگرشی نو به اطراف و اشیا و مفاهیم داشته باشد و یكی از وظایف شعر را كه واداشتن زبان به گفتن چیزهایی است كه به گفتن آن‌ها عادت نداشت، می‌باشد. همان مؤلفه‌هایی كه سینمای هنری بعد از انقلاب ما را جهانی كرد. حلقه‌ی فرانو در آستارا با تلاش دوستان شاعرم منصور بنی‌مجیدی، داوود ملك‌زاده، آرش نصرت‌اللهی و افشین خدامرد شكل گرفت و به طور جدی با مقالات و شعرهای درج شده در مطبوعات ادبی كشور مطرح شد. نمونه‌ای از آثار شاعران كه در حیطه‌ی فرانو می‌باشند نیز در دست تدوین است تا جامعه‌ی ادبی متوجه بشود فرانو یك شبه اتفاق نیفتاده است و از پیش، این نوع شعر در ادبیات ما سابقه داشته است.


ادامه‌ی نوشته را بخوانيد...


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

شنبه 17 تیر1385

زمان تنظیم و تصحیح گذشته، باید شاهنامه و اساطیر را شناخت

 

آرش شريف‌زاده عبدی

اشاره: آرش شریف‌زاده عبدی متولد 1351 خورشیدی است. او 21 سال است که در دانمارک زندگی می‌کند. آرش شریف‌زاده، از اوایل سال 2003 میلادی با دریافت درجه‌ی لیسانس در کرسی ایرانشناسی از دانشگاه کپنهاگ، دست به قلم می‌برد، و قریب به 10 سال است که به صورت جدی و مستقل به خواندن و شناخت ادبیات، فلسفه و دانش جهان می‌پردازد.

نخستین اثر ادبی او مجموعه شعری است با نام "کدخدا، عشق، کدبانو" که در سال 2003 میلادی در کپنهاگ به چاپ می‌رسد. شریف‌زاده در این مجموعه، دید عرفانی نوین اما کمی آرکائیک را ارائه می‌دهد. هم اکنون دو سال است که این کتاب در صف صدور مجوز چاپ در وزارت ارشاد اسلامی خوابیده و ناشر آن در ایران نیز هیچ خبری از آن دریافت نکرده است. به این دلیل یک سال پیش آرش عبدی تمام این مجموعه را از طریق وب‌سایت شخصی‌اش به آدرس: arashabdi.com منتشر کرد که امروز در دسترس خوانندگان است.

گفت‌وگوی زیر که به بهانه‌ی نقد و معرفی کتاب مهم و پژوهشی او با نام "شناخت شاهنامه" در گروه عصر کتاب زنجان، از طریق ایمیل صورت گرفته است، به سایر جنبه‌های زندگی او و شناخت فرهنگ کشور دانمارک نیز می‌پردازد. از آرش شریف‌زاده عبدی سپاسگزارم که با صبر و حوصله به تک‌تک ایمیل‌های من پاسخ گفت.


ادامه‌ی نوشته را بخوانيد...


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

پنجشنبه 17 آذر1384

بخشی از گفت وگوی منتشر نشده‌ای با منوچهر آتشی در روزنامه‌ی ایران (ش 3326، جمعه 11/آذر/1384):

 

خيلى‌ها هستند كه در چهل سالگى و پنجاه سالگى‌شان مانده‌اند ولى شما در اين سن و سال هنوز نوگرايى مى‌كنيد. اين نوگرايى نتيجه‌ی چه چيزى است؟ آسيب‌شناسى كرديد يا...

منوچهر آتشی...من خوشبختانه جامعه و شعر معاصر را آسيب‌شناسى كرده‌ام و اين‌ها در پنج جلد منتشر شده است. آمده‌ام شعر معاصر را آسيب‌شناسى كرده‌ام كه چرا اخوان آن‌گونه شعر مى‌گويد و چرا شاملو اين راه را مى‌رود و چرا فروغ به آن شيوه گرايش پيدا مى‌كند. در عين حال من اهل مطالعه‌ی وسيع هستم. كتاب فلسفه‌ی جديدى نيست كه در خانه‌ام نباشد و من آن را نخوانده باشم. انديشه‌هاى جديد بشرى نيست كه من نخوانده باشم و در عين حال ادبيات كلاسيك‌مان را هم بسيار خوب و عميق خوانده‌ام و هرگز بين اين‌ها گسست نگذاشتم. يعنى گذشته‌ی عظيم ما خوب و قابل ستايش است و من پيوندش دادم به امروز. من شالوده‌ام محكم است كه مى‌توانم نوگرا باشم. تنه و ريشه‌ام محكم است. خوب و بادقت مى‌خوانم. همين الان دارم كتاب تأثير بودا در فرهنگ و ادبيات اسلامى را مى‌خوانم. اين كتاب «بازتاب اسطوره‌ی بودا در ايران و اسلام» بسيار كتاب درخشانى است. نويسنده‌ی آن آقاى "سيد حسن امين" است كه چند كار برجسته انجام داده است. منظور اين است كه اگر شاعرى نگذارد ريشه‌ی دانش‌اش و ريشه‌ی فرهنگ‌اش بى‌آب بماند، يك جا نمى‌ماند. اما اگر بماند در كلاسيسيسم، هيچ چيزى نخوانده باشد بپرد برود آگاهى‌هاى اخبارى ژورناليستى را بگيرد، هر دو بى‌پايه مى‌شوند. يا او غرق كلاسيسيسم مى‌شود مثل مرحوم اخوان كه مى‌رود سراغ غزل پس از شصت سال شعر مترقى، يا اين‌ور هم شاعر ديگر كه شعرش اصلاً ريشه و پايه‌اى ندارد و اصلاً ربطى به فرهنگ ما ندارد و پيوندى ندارد. اگر كسى هم لحظه‌اى موفق شود، موج است و زود پايان مى‌گيرد و از مد مى‌افتد. اما من اين پيوستگى را حفظ كرده‌ام و حالا هم در هفتاد و چهار سالگى مى‌توانم نوگرايى كنم.


ادامه‌ی نوشته را بخوانيد...


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com