تبليغاتX
بوی کاغذ
شنبه 16 آبان1388

داد خواهیم این بیداد را

 

به نام خداوند جان و خرد

مأموری که دختر جوان را در روز 13 آبان 1388 با ضربه‌ی باتوم به سرش بی‌هوش کردپس از کودتای رسوای انتخاباتی در دوره‌ی دهم ریاست جمهوری و رویدادهای دلخراش و ناگوار پس از آن، که بانگ مهیب بر زمین خوردن تشت رسوایی کودتاگران به واسطه‌ی حماسه‌ی وصف‌ناپذیر ملت ایران، در تمامی جهان پیچید، شاهدیم شمار زیادی از هم‌وطنان‌مان پس از گذشت ماه‌ها هم‌چنان، بند در پای و تازیانه بر گرده در زیر شدیدترین فشارها، محبوس تمامیت‌خواهی کودتاگران هستند. آزاداندیشانی چون احمد زیدآبادی، عبدالله مومنی، محمد ملکی، کیوان صمیمی، مجید دری و گروه بسیاری از هم‌وطنان‌مان و همچنین فعالان سیاسی اصلاح‌طلب از شمار زندانیانی هستند که در شرایطی دشوار بدون آن‌که از سوی حاکمیت و قوه‌ی قضاییه‌ی منسوب آن، اندک وقعی به حقوق این افراد وجود داشته باشد ماه‌هاست به شکل غیرقانونی و در پی دادگاه‌های نمایشی در زندان به‌سر می‌برند.

پیمان عارف دانشجوی نخبه‌ی ایران، نفر سوم کنکور کارشناسی‌ارشد علوم سیاسی دانشگاه تهران، برنده‌ی مدال نقره‌ی المپیاد فیزیک و مبارزی شناخته شده در جنبش دانشجویی، تنها به دلیل اعتراض به محرومیت از تحصیل بیش از چهار ماه همراه با سایر بازداشت‌های وقایع پس از انتخابات در شرایط بسیار دشوار در زندان به‌سر می‌برد. در طول دوران تبلیغات ریاست جمهوری که محمود احمدی‌نژاد از عدم وجود دانشجوی ستاره‌دار در برابر دیدگان ملت سخن می‌راند، پیمان عارف به همراه بیش از پنجاه دانشجوی سه ستاره و محروم از تحصیل، همه‌روزه اعتراض خود را بیان داشت تا سندی دیگر از دروغ‌پردازی‌های کودتاگران برملا گردد.


ادامه‌ی نوشته را بخوانيد...


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

جمعه 3 مهر1388

شکنجه‌ی روزنامه‌نگاران زندانی در

«آزادترین کشور جهان»

 

سازمان ملل متحد باید برای بازدید از زندان‌های ایران و به ویژه زندان اوین هیأت تحقیق به این کشور اعزام کند. جان بسیاری از روزنامه‌نگاران زندانی در خطر است.

در حالی که محمود احمدی‌نژاد و ولی‌فقیه جمهوری اسلامی ایران آیت‌الله خامنه‌ای همچنان تکرار می‌کنند که "ایران آزادترین کشور جهان است" روزنامه‌نگاران زندانی ایران قربانی بدرفتاری و شکنجه و در شرایط اسفباری به‌سر می‌برند. احمد زیدآبادی چهره‌ی مشهور روزنامه‌نگاری در ایران برای خواندن نامه‌های دیکته شده از سوی بازجویان تحت فشار قرار دارد، پرونده‌ی بهمن احمدی‌امویی "گم" شده است اما او هم‌چنان در زندان است، و سعید متین‌پور شدیداً بیمار اما از درمان پزشکی محروم شده است. 

گزارشگران بدون مرز در این باره اعلام می‌کند: «روزنامه‌نگاران زندانی در ایران از همه‌ی حقوق ابتدایی خود محروم، وکلا و خانواده‌هایشان تهدید می‌شوند و از هیج حمایتی برخودار نیستند. محمود احمدی‌نژاد باید بر مبنای شهادت روزنامه‌نگاران شکنجه شده برای آن‌چه بر زندان‌های ایران در بعد از ٢٢ خرداد، گدشته است، حساب پس دهد. سازمان ملل متحد باید برای بازدید از زندان‌های ایران و به ویژه زندان اوین هیأت تحقیق به این کشور اعزام کند. جان بسیاری از روزنامه‌نگاران زندانی در خطر است».

احمد زیدآبادی در تاریخ ٢٤ خردادماه بازداشت و به مدت ٣٥ روز را در سلولی "قبر مانند" گذرانده است. این روزنامه‌نگار برای نوشتن نامه به رهبر جمهوری اسلامی و عذرخواهی از او شدیداً تحت فشار قرار دارد. نامه‌ی احمد زیدآبادی به آیت‌اله خامنه‌ای دو سال پیش در مطبوعات انتشار یافت و در آن این روزنامه‌نگار نوشته بود: «سؤال این است که به چه علت شرعی، عقلی، قانونی و یا عرفی و بر اساس کدام مصلحت عمومی، پرسش علنی از رهبری و یا نقد گفته‌ها و عملکرد وی، عملاً در جامعه‌ی ایران ممنوع است؟» بنا بر گفته‌های مهدیه محمدی همسر این روزنامه‌نگار، بازجو به  زیدآبادی گفته است که: «دستور داریم تو را له کنیم و اگر همکاری نکنی هر کاری دلمان خواست با تو می‌کنیم».


ادامه‌ی نوشته را بخوانيد...


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

یکشنبه 29 شهریور1388

اجازه‌ی شرکت دادن خودسرانه‌ی آثارمان را در مسابقات ندارید

 

پایِ آزادی چه بندی؟

گر به جایی رفت، رفت!

 

آن‌چه پس ازانتخابات ریاست جمهوری بر مردم ایران می‌گذرد، امروز از چشم هیچ شهروندی در جهان پنهان نمانده است؛ مردم آرمان‌خواه ایران که در جریان انتخابات با سبابه‌های جوهری به سمت تغییر برای دموکراسی و صلح اشاره کردند، متأسفانه در پاسخ به این خواست قانونی خود با مصادیقی از ظلم مواجه شده‌اند.

روایت قساوت‌هایی که بر ما مردم ایران در این صحنه می‌رود، هر کدام شعری ناسروده است. در روزهای پس ازانتخابات نیز هر چهره‌ی شکسته و هر نفس داغداری که در شعری جان گرفت بیش از پیش زیر تیغ سانسور رفت و در این وانفسا عده‌ای از شاعران نیز تهدید و زندانی شدند.

حبس و ارعاب و شکستن قلم شاعران یک سرزمین همانا حبس و ارعاب و شکستن غرور ساکنان آن سرزمین است. چراکه شاعر همواره از هوای بازدم مردم سرزمینش تنفس می‌کند؛ هوایی که در آن روح انسانیت، آزادی‌خواهی و حقیقت‌طلبی جاری‌ست و در این هوا شاعر جز از حقیقت نمی‌گوید و جز از برای حقیقت نمی‌سراید.

اما امروز و در چنین فضایی در آستانه‌ی برگزاری مسابقه‌ها و جوایز شعر دولتی، مانند جایزه‌ی شعر فجر، جایزه‌ی کتاب سال شعر، جایزه‌ی شعر شب‌های شهریور، جایزه‌ی شعر بانوی فرهنگ و... هستیم. ما شاعران امضاکنندگان این بیانیه به نشان اعتراض به فضای حاکم بر کشور و همدلی با مردم، شرکت در این مسابقات را تحریم کرده و به برگزارکنندگان این جوایز نیز اجازه‌ی شرکت دادن خودسرانه‌ی آثارمان را در این مسابقات نخواهیم داد.


ادامه‌ی نوشته را بخوانيد...


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

پنجشنبه 12 شهریور1388

در اعتراض به خشونت‌های رخ داده علیه مردم در وقایع اخیر

 

بهشت من جنگل شوکران‌هاست

و شهادت مرا پایانی نیست.

احمد شاملو

 

حقیقت گاهی آن‌چنان تلخ است که به سختی می‌توان با آن رو‌به‌رو شد. حقیقتِ ستمی که در حوادث اخیر بر مردم به ویژه جوانان این مرز و بوم رفته، چنین است.

خبر وقایعی که به دنبال اعتراض‌های قانونی مردم و جوانان این سرزمین در بازداشتگاه‌‌ها و زندان‌ها رخ داد، هرچند بی‌سابقه نبود، اما به سبب وسعت و شدتی که داشت، اهل فرهنگ و ادب را بیش از پیش متأثر ساخت. تجاوز به شرافت و حیثیت جوانان پرشور این سرزمین تنها نشان از عناد با یک حزب یا گروه خاص ندارد و نمی‌توان آن را در لوای درگیری دو جناح سیاسی برای انتخاب شدن یا نشدن در انتخابات توضیح داد، بلکه چنین حادثه‌ای نشان‌دهنده‌ی دشمنی با مردمی است که سابقه‌ی چند هزار سال تمدن و فرهنگ جایگاه والای ایشان را در جهان مشخص کرده است.

ما شاعران و نویسندگان امضاکننده‌ی این متن از قربانیان این فجایع و خانواده‌هایشان دلجویی می‌کنیم و جسارت‌شان را در بازگویی آن‌چه بر ایشان رفته، می‌ستاییم  و به کسانی که با اعلام این فجایع و پیگیری آن مصلحت مردم را بر مصلحت خود مقدم دانسته‌اند آفرین می‌گوییم و بر سر آن‌ها که با هر مصلحتی در برابر این فجایع سکوت کرده‌اند فریاد می‌زنیم که وجدان انسانی‌تان کجا رفته است؟! کتمان این فاجعه از سوی هر کسی ظلمی‌ست که در حق شرافت انسانی روا می‌شود و راهی‌ست که برای مرتکبین، جهت تکرار آن گشوده می‌شود، چه بسا کسانی که امروز با سکوت خود مهر خاموشی بر این فجایع می‌گذارند فردا خود و خانواده‌هایشان قربانی ارتکاب چنین عمل شنیعی باشند و شک نداریم حتا اگر امروز همه‌ی کسانی که دست‌شان آلوده‌ی این زشت‌كاری‌هاست،  با هر ابزاری امکان کتمان این وقایع را فراهم کنند؛ تاریخ و آینده به بهترین شکل پاسخ آن‌ها را خواهد داد.


ادامه‌ی نوشته را بخوانيد...


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

چهارشنبه 4 شهریور1388

افشای تجاوزهای جنسی

مصداق بارز پای‌بندی به آزادی بیان است

 

بر اساس موازین مبتنی بر حقوق ِِ به ‌رسمیت‌ شناخته‌شده‌‌‌ی انسان و حتا قانون اساسی حاكمیت كنونی، ولو این‌كه جرم فردی در دادگاه به اثبات رسیده باشد، مجازات آن فرد، نافی حقوق انسانی‌اش نیست.  به بیان ساده‌تر، حتا مجرمان - چه رسد به متهمان ـ را نیز نباید و نمی‌توان از حقوق انسانی‌شان محروم كرد. حال آن‌كه ـ اگر نخواهیم در مورد رژیم پیشین سخن بگوییم ـ حدود سی سال است كه ما در جامعه‌ی ایران شاهد آن‌ایم كه حقوق زندانیان به طور كلی و زندانیان سیاسی به طور خاص، حتا در جایگاه متهم یعنی پیش از آن كه جرم آنان در دادگاه به اثبات برسد، به شدید‌ترین نحو نقض می‌شود.  از جمله‌‌ی این مواردِ‌ نقض آشكار حقوق و پایمال كردن حیثیت انسان‌ها، تجاوز جنسی به دستگیرشدگان حوادث اخیر است كه اكنون به‌درستی مورد بحث و گفت‌وگوی عموم مردم قرار گرفته است. البته تجاوز جنسی به زندانیان سیاسی برای درهم‌شكستن و وادار كردن آن‌ها به اعتراف علیه خود به هیچ وجه محدود به حوادث اخیر نیست و گزارش‌های بسیاری در مورد انجام این عمل با زندانیان سیاسی به‌ویژه زندانیان دهه‌ی شصت وجود دارد كه بی‌تردید باید به همه‌ی آن‌ها رسیدگی شود.

ویژگی این شكل از هتك حرمت انسان كه دست بازجویان شكنجه‌گر را در انجام آن باز می‌گذارد این است كه فرد قربانی از بیان آن‌چه بر او رفته‌ است شرم دارد. در واقع، شكنجه‌گرانی كه مرتكب این عمل ننگین و ضدانسانی می‌شوند با تكیه بر همین كتمان واقعیت توسط قربانی است كه از آن به عنوان حربه‌ای برای به تسلیم كشاندن زندانی استفاده می‌كنند. اما خوشبختانه اكنون مردم می‌بینند كه افرادی كه مورد تجاوز جنسی قرار گرفته‌اند آن را با شجاعت اخلاقی نزد افكار عمومی افشا می‌كنند و از این كار هیچ ابایی ندارند، كه امری است ستودنی و در راستای معرفی و مجازات آمران و عاملان این گونه نقض حقوق و حیثیت انسان.

كانون نویسندگان ایران كه پیش از این خواستار مجازات تمامی مسببان كشتارها و پایمال‌شدن حقوق انسان‌ها در هر رده و مقامی شده است،‌ از این حركت دستگیرشدگان، به‌ویژه جوانانِ قربانی تجاوز، استقبال می‌كند و خطاب به آنان اعلام می‌دارد كه بیان واقعیتِ این تجاوز برای مردم نه‌تنها كوچك‌ترین خدشه‌ای به شخصیت آنان وارد نمی‌سازد بلكه كمك می‌كند كه جامعه از این گونه غده‌های چركین پاك شود. این جوانان باید بدانند كه در قلب تك‌تكِ انسان‌های شریف و آزاده قرار دارند و جامعه به گرمی آنان را در آغوش خود جای خواهد داد و گل نثارشان خواهد كرد.

افشای تجاوزهای جنسی مصداق بارز پای‌بندی به آزادی بیان است!

 

کانون نویسندگان ایران

3 شهریور 1388


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

چهارشنبه 14 مرداد1388

کانون نویسندگان ایران

خواهان احقاق حقوق همه‌ی سركوب‌شدگان و پناه‌جویان است

 

این روزها بار دیگر چرخه‌ی محاكمات فرمایشی و اعتراف‌گیری‌های ضدانسانی به گردش افتاده است. پیشینه‌ی این محاكمات و اعتراف‌گیری‌ها به رژیم گذشته برمی‌گردد. خواستِ مبرم مردم آن بود كه با سقوط رژیم پیشین بساط این روش‌های ضدانسانی برای همیشه برچیده شود، اما طی دهه‌ی ۱۳۶۰ با ابعادی گسترده‌تر و هولناك‌تر از سر گرفته شد و تا به امروز به شیوه‌‌های گوناگون هم‌چنان ادامه یافته‌ است. آن‌چه در این محاكمات و اعتراف‌گیری‌های فرمایشی پایمال می‌شود ابتدایی‌ترین حقوق و آزادی‌های انسانی است. تاریخ ما گواه آن است كه صحنه‌گردانان و مجریان این نمایش‌ها سرانجام خود نیز قربانی این تبهكاری خواهند شد.

هم‌زمان، رژیم دست‌نشانده‌ی عراق نیز پناه‌جویانی را كه دست‌شان از همه‌جا كوتاه است در شهر اشرف به سبعانه‌ترین شیوه مورد حمله و سركوب و سلاخی قرار داد. این‌جا نیز آن‌چه پایمال می‌شود، بدیهی‌ترین حقوق انسانی است.

كانون نویسندگان ایران صرف‌نظر از دیدگاه‌های سیاسی و سوابق قربانیان محاكمات اخیر و بدون توجه به مواضع سیاسی سازمان مجاهدین خلق ایران، اعتراف‌گیری‌ها و پروژه‌ی پلشتِ توّاب‌سازی و نیز حمله به ساكنان شهر اشرف را محكوم می‌كند و خواهان احقاق حقوق همه‌ی سركوفتگان و پناه‌جویان است.

کانون نویسندگان ایران

۱۳ مرداد ۱۳۸۸


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

پنجشنبه 8 مرداد1388

مسببان کشتارهای اخیر در هر رده و مقامی باشند

باید به مردم معرفی شوند و در دادگاه صالح به مجازات برسند

 

مردم داغ‌دیده و آزاده!

سرکوب و کشتار مردم معترضدستگیری، ضرب و شتم، شکنجه و کشتار وحشیانه‌ی مردم معترض چنان ابعاد گسترده‌یی یافته و وجدان عمومی را چنان جریحه‌دار کرده که حتا صدای کسانی را درآورده است که خود در این جنایت کم‌سابقه شریک جرم‌اند. در روزهای آغازین این سرکوب گمان می‌رفت که شمار جان‌باختگان، دستگیرشدگان و ناپدیدشدگان چندان زیاد نباشد.

البته سانسور خبری و تحریف واقعیتِ این کشتارها در پیدایش این تصور بی‌تأثیر نبود، اما به تدریج روشن شد که شمار قربانیان به مراتب بیش از آن است که تصور می‌شد. ابتدا به بسیاری از خانواده‌هایی که با مراجعه به دادسرا و زندان پی‌گیرِ سرنوشت وابستگان خود می‌شدند گفته می‌شد که دستگیرشدگان به زودی با قرار تأمین آزاد خواهند شد.

اما چندی نگذشت که به جای آزادی، اجساد قربانیان را تحویل خانواده‌ها دادند. ولی در واقع، قربانیان یا در خیابان‌ها با شلیک مستقیم گلوله از پا درآمده‌اند یا در اثر ضرب و شتم، تجاوز و شکنجه‌های بربرمنشانه در زندان‌ها، کلانتری‌ها، خانه‌های مخفی و... جان باخته‌اند یا نیمه‌جان به بیمارستان‌ها برده شده و در آن‌جا به خانواده‌ها تحویل شده‌اند.

هم از این روست که با روشن شدن ابعاد پشت پرده‌ی این جنایت‌های عظیم، اکنون خواست معرفی و مجازات آمران و عاملان این کشتار به خواست عموم مردم تبدیل شده است. کانون نویسندگان ایران که از جمله‌ی نخستین نهادهای آزادی‌خواه است که این خواست را مطرح کرد، اکنون در کنار مردم همان خواست را به گونه‌یی قاطع‌تر، صریح‌تر و شفاف‌تر مطرح می‌کند:

مسببان کشتارهای اخیر در هر رده و مقامی باشند باید به مردم معرفی شوند و در دادگاه صالح به مجازات برسند.

 

کانون نویسندگان ایران

۶ مرداد ۱٣٨٨


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

پنجشنبه 1 مرداد1388

به مناسبت نهمين سالگردِِ درگذشت احمد شاملو

 

احمد شاملو  1379-1304چند دريا اشک می‌بايد

تا در عزای اردو اردو مرده بگرييم؟

چه مايه نفرت لازم است

تا بر اين دوزخ دوزخ نابه‌کاری‌ بشوريم؟

 

نُه سال از خواب ابدی شاعر بزرگ ما گذشت، اما شور و بيداری و اميد در ترانه‌های رهایی او هم‌چنان موج می‌زند و شايد هيچ‌گاه مانند امروز به ما نزديک نبوده است. شاملو، شاعر آزادی، شاعر آينه‌ها و رؤياها، شاعر تعهد به انسان و بيزاری از وَهنی که بر تبار انسان می‌رود، حضور انسان را بر آفاق روشن ِ آگاهی و رهایی، حياتی جاودانی بخشيد. او بود که در دشوارگذرترين گريوه‌ها و گردنه‌های خطرخيزْ مردمان را صلا در داد: من درد مشترکم، مرا فرياد کن!

احمد شاملو در سراسر زندگی پُرفراز و نشيب خود هرگز در برابر ستم‌کاران و دشمنان آزادی، نه سکوت را برتابيد، نه سرسپردگی را، نه گردن خم کردن در برابر نواله‌ی ناگزير را. شعر بلند او، «شعری که زندگی است»، جز در ستايش آزادی نبود و هيچ‌گاه برای خاموشی و فراموشی سروده نشد.

او از هنگام سرودن مرغ دريا در ۱۳۲۶ تا واپسين شعرش در ۱۳۷۸، در همه حال، در زندان و شهر و خانه، با کلامی جادویی آميزه‌ای غرورآفرين از عشق، دادخواهی، آزادگی و مردم‌دوستی سر داد. شگفتا که در آخرين قطعه‌ی آخرين شعرِ به‌چاپ‌رسيده‌اش گفته است: «آن‌گاه دانستم/ که مرگ/ پايان نيست.» و شگفت‌تر آن‌که در نخستين سروده‌اش آورده ‌است که: «خاموش باش، مرغ! دمی بگذار/ امواج سرگردان شده بر آب/ کاين خفتگان مرده/ مگر روزی/ فريادشان برآورد از خاک.»

شاملو در کنار سرودن شعر، با دفاع ِ عملی از آزادی بيان از طريق انتشار نشرياتی چون خوشه و کتاب‌جمعه از پيشتازان ترويج فرهنگ و ادبيات پيشرو بود. کلام و کردار آزادی‌خواهانه‌ی او که به‌حق سرمشق و منش ِ نسل پُر اميدِ امروز ماست، ما را جز به راه مبارزه برای تحکيم و گسترش ِ آزادی بيان و انديشه نمی‌خواند.

کانون نويسندگان ايران بر اين باور است که گرچه ممکن است چندگاهی آزادی در بندِ حنجره‌ی خاموش ِ روزگار قادر به خواندن نباشد، بی‌گمان پرندگان قفس‌شکن‌اش... سرانجام آسمانِ چشم به‌ راه خود را باز خواهند يافت- چنان‌که روزگار ما گواه آن است.
در نُهمين سالگرد درگذشت شاعر بزرگ ايران و جهان، در دوم مرداد
۱۳۸۸ همراه با ديگر دوستداران شاملو در ساعت پنج عصر بر مزارش گرد می‌آييم و ياد جاويدش را گرامی می‌داريم.

 

کانون نويسندگان ايران

30 تیرماه 88


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

چهارشنبه 17 تیر1388

به سرکوب‌ها، بی‌درنگ پایان دهید!

 

پرتاب سنگ از سوی یک بسیجی به معترضان در حوادث اخیرطی هفته‌های گذشته و در پی اعتراضات مسالمت‌آمیز خردادماه، برخوردهای خونین و خشونت‌آمیز و موج کشتار و دستگیری و سرکوب دامنه‌ای گسترده یافته است. دور تازه‌ای از اعتراف‌گیری و تواب‌سازی از سر گرفته می‌شود؛ از سرنوشت بسیاری از دستگیرشدگان و ناپدیدشدگان اطلاعی در دست نیست؛ خانواده‌های جان‌باختگان اجازه‌ی برگزاری مراسم پیدا نمی‌کنند؛ نگرانی‌ها فزونی می‌گیرد؛ سانسور و عوام‌فریبی بیداد می‌کند و در رسانه‌های فرمایشی، با تحریف و قلب واقعیت، جای جانی با قربانی عوض می‌شود.

کانون نویسندگان ایران وضعیت موجود را به‌شدت محکوم می‌کند و خواستار توقف هر چه سریع‌تر چرخه‌ی سرکوب و کشتار است. آزادی سریع و بی ‌قید و شرط بازداشت‌شدگان، پایان بخشیدن به فضای آکنده از رعب و وحشت، توقف آزار و شکنجه‌ی دستگیرشدگان، و معرفی و محاکمه آمران و عاملان فجایع اخیر خواست فوری ما است.

به سرکوب‌ها بی‌درنگ پایان دهید!

 

کانون نویسندگان ایران

16 تیرماه 1388


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

جمعه 12 تیر1388

امید به آینده، رساترین اعتراض ماست

 

جنبش سبزتمامی تلاش‌هایی که این روزها در مخالفت با شما صورت می‌گیرد برای آن است که از ثمربخش بودن اعتراضات قانونی خود ناامید شوید، زیرا تا ما ناامید نشویم این دولت از اعتبار واقعی برخوردار نخواهد شد. امید به آینده، رساترین اعتراض ماست.

به سابقه‌ی دیرینه‌ی این سرزمین نگاه کنید. در زندگانی ما مردم که از کهن‌ترین تمدن‌ها زاده شده‌ایم، فراز کنونی جزئی از یک تاریخ طولانی است. ما در جاده‌ای به درازای تاریخ همه‌ی بشریت قدم می‌زنیم. در این جاده چه بسیار ملت‌ها که منقرض شدند و جز داستانی از آنان باقی نماند. آن چیزی که ملت ما را به خلاف آنان و علی‌رغم سخت‌ترین رویدادها زنده نگه داشت امید بود، زیرا آفت این راهپیمایی هزاران‌ساله، ناامیدی است. مردم ما می‌توانستند با بدبینی و ناامیدی حوادثی شبیه به آن‌چه را که در جریان انتخابات گذشته با آن روبرو شدیم پیش‌بینی کنند و به صحنه نیایند. آیا آنان اشتباه کردند که به این پیش‌بینی‌ها اعتنا نکردند؟ نه! آنان به مقتضای روح امیدی که هسته‌ی درونی هویت ملی ما را شکل داده و ما را در طول هزاره‌ها زنده نگه‌ داشته است، چنین کردند. به‌ویژه با جوانان می‌گویم که اگر می‌خواهید ایرانی باقی بمانید از شعله‌ی امید در سینه‌های خود محافظت کنید، زیرا امید بذر هویت ماست؛ بذری که با نخستین باران شروع به روییدن می‌کند و جان هرکسی را که هنوز ایرانی باقی‌مانده است، در هر کجای جهان که بیتوته کرده باشد به اهتزاز در می‌آورد، تا از نو خود را در سرنوشت این خاک شریک بداند.

 

متن کامل بیانیه‌ی شماره‌ی نهم میرحسین موسوی: این‌جا


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

چهارشنبه 10 تیر1388

v       تغییری در شرایط کشور و روحیات جامعه و آگاهی مردم بیش از آن‌چه تصور می‌شد، صورت گرفت، و اذعان می‌کنم که این تغییر به مراتب فراتر از تصمیم من بود.

v       ... همه برای تغییر بود و تغییر برای ایران؛ حاصل همه‌ی این آمدن‌ها که زمان وسیعی را به همراه اراده و ارادت به ملت بود، آن شد که توانستیم و فضای یخ‌زده‌ی کشور را شکستیم. مطالباتی که حق مردم بود بازگو و بازتعریف کردیم، افق نقد را به طلوع سپیدی نزدیک‌تر ساختیم، جرأت گفتن و شنیدن را برای مسؤولان و نامزدها به اوج رساندیم، شجاعت دیدن واقعیت‌ها را در همه‌ی زمینه‌ها ارتقا بخشیدیم، گفت‌وگو با همسایگان، آمریکا، اعراب و مسلمانان را به جایگاه مطمئنی نزدیک ساختیم و با ارائه‌ی برنامه‌ها، بیانیه‌ها، اعلام مواضع و دیدگاه‌ها، ناگفته‌های بزرگی را با عظمت گفتیم و جامعه را از ترس‌های غیرمنطقی دور کردیم و همگان را این‌سو و آن‌سوی مرزهای ایران به گفت‌وگو ترغیب کردیم.

v       با چکمه و باتوم به جان و مال مردم هجوم بردند، صدها نفر سازماندهی شده به خوابگاه دانشجویان حمله کردند و قلب دختر جوان را با گلوله شکافتند و از پشت بام مسجد با یونیفرم، مردم را به گلوله بستند و صدها نفر را در خانه و خیابان دستگیر کردند و تا سر حد مرگ کتک زدند و چه زشتی‌هایی که در کلام در حق آن‌ها روا داشتند. ده‌ها نفر از رجال مذهبی و سیاسی را شبانه دستبند زدند و، وااسفا که چه زود انتقام دو ماه آزادی نسبی را گرفتند و همه را روانه‌ی زندان‌ها و سلول انفرادی کردند تا در چنین شرایطی سخت، لب به سخن بگشایند و به انقلاب مخملی اعتراف کنند!

v       این چه انقلاب مخملی است که رهبران آن دو تن از زنده‌ترین و باسابقه‌ترین یاران امام‌اند [...] رؤیای انقلاب مخملی در ذهن این‌ها بوده، یا آن‌ها که کابوس آن را می‌دیدند و نیرو به همسایه‌ی شمالی گسیل داشتند که آموزش ببینند تا چگونه مردم را با حالت ارعاب و قیافه‌ی مهیب و هجوم موتور و زدن باتوم و پرتاب گاز فلفل و زدن کابل بر سر پیر و جوان و زن و مرد و اتومبیل و مغازه بترسانند تا مبادا کسی جرأت حضور آرام و در صحنه‌ی اعتراض ماندن را به خود بدهد و بعدها هم با همان روش‌های تبلیغاتی و در بوق کردن حرف‌های غیر واقعی، همه را محکوم به اغتشاش، انقلاب مخملی، تخریب و ده‌ها اتهام دیگر نموده و تا جایی پیش رفتند که مردم را به قتل یکدیگر و رفتن در لباس بسیج برای زدن خودشان هم متهم کردند!

v       هم ما و هم مردم بر اساس وعده و وعیده‌ها و نمایش فضای دموکراسی بر این باور بودیم که هنوز کف‌گیر منافع مادی به ته دیگ امانت‌داری و دیانت و اخلاق اجتماعی نخورده و ته‌مانده‌ای از پاکی و صداقت می‌تواند از رأی مردم صیانت و آن را همان‌گونه که بود اعلام کند. در این‌جا باید اذعان کنم که مردم و برخی کارشناسان و صاحب‌نظران بهتر از ما شرایط انتخابات را می‌شناختند و به کرات بی‌حاصلی برگزاری انتخابات و حساب کردن روی آرای مردم را یادآوری می‌کردند که مجدانه بابت این حسن ظن به مسؤولین از مردم عذرخواهی می‌کنم.

v       با ساز و کاری که قبل از انتخابات و توسط دولت و شورای نگهبان و برخی نهادهای عمومی انجام شده و نیز نحوه‌ی اجرای انتخابات و دخالت‌های دولت و نمایش شکایت‌پذیری و بازشماری آرای شورای نگهبان و وقایع بعد از آن را عاملی در جهت باطل بودن انتخابات می‌دانم و بر همین اساس دولت برآمده از آن را دارای مشروعیت و مقبولیت نمی‌دانم و در هیچ برنامه‌ای از جمله تنفیذ و تحلیف آن شرکت نخواهم کرد.

v       ضروری‌ترین مسأله در شرایط کنونی حفظ روحیه‌ی انقلابی و سیاسی در برابر کسانی است که می‌خواهند مردم ناامید شده و از صحنه‌ی انتخابات خارج شوند. همه باید وحدت انقلابی و روحیه‌ی سیاسی را حفظ کرده و با جریان عظیمی که در این انتخابات به حرکت در آمده و خودآگاهی خود را بازیافته به تشکیل و تقویت تشکل‌های مدنی و حضور در احزاب و گروه‌های سیاسی اصلاح‌طلب و تحول‌خواه و امیدوار به آینده بپردازند.


ادامه‌ی نوشته را بخوانيد...


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

پنجشنبه 4 تیر1388

به خواست مردم برای آزادی گردن نهيد!

 

مردم شريف و آزاده!

طی نزديک به دو هفته‌ای که از اعلام نتيجه‌ی انتخابات ۲۲ خرداد ٨٨ می‌گذرد، ده‌ها تن از مردم بی‌گناه بر اثر يورش وحشيانه‌ی نيروهای سرکوب‌گر به قتل رسيده‌اند. افزون بر اين، شمار بسيار بيش‌تری مجروح و بازداشت شده‌اند. کانون نويسندگان ايران بی‌آن‌که بخواهد وارد بحث ماهيت انتخابات و درستی يا نادرستی شرکت در آن شود بنا بر منشور و اساسنامه‌ی خود از آزادی بيان بی‌هيچ حصر و استثنا برای همه‌ی مردم و معترضان و سرکوب‌شدگان، صرف‌نظر از عقايد سياسی آنان، پيگيرانه دفاع می‌کند و، ضمن محکوم کردن کشتار سازمان‌يافته‌ی مردم حق‌طلب ايران و تسليت و همدردی با خانواده‌های بازماندگان و مردم داغ‌ديده، خواهان آن است که:

 

1.       به حمله‌ی وحشيانه به تظاهرات و راه‌پيمايی آرام و مسالمت‌آميز و متمدنانه‌ی مردم پايان داده شود.

2.       اسامی همه‌ی کشته‌شدگان، مجروحان و دستگير‌شدگان اعلام، و بازداشت‌شدگان بی‌قيد و شرط و بی‌درنگ آزاد شوند.

3.       امکان برگزاری آزادانه‌ی مراسم بزرگ‌داشت جان‌باختگان راه آزادی فراهم آيد.

4.       سانسور خبری مطبوعات و رسانه‌ها هر چه زودتر برچيده شود.

5.       به اشغال نظامی تهران و ديگر شهر‌های کشور پايان داده شود.

6.       آمران و عاملان کشتار مردم معرفی، محاکمه و مجازات شوند.

 

بساط سرکوب را برچينيد!

مردم حق‌طلب و آزادی‌خواه را اراذل و اوباش و آشوب‌گر نخوانيد!

به خواست مردم برای آزادی گردن نهيد!

 

کانون نويسندگان ايران

2 تیر 1388


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

سه شنبه 2 تیر1388

سرکوب مردم ایران را متوقف کنید!

 

صدای آزادی‌خواهی امروز مردم ایران که واکنشی برخاسته از سی سال سرکوب آزادی بیان و حقوق طبیعی آن‌ها است، همه‌ی آزادی‌خواهان و نهادها و دولت‌های دموکراتیک را به‌هم‌صدایی و همراهی فرامی‌خواند.

ما نویسندگان، که طی سال‌های گذشته شاهد بیدادهای فراوان از سوی حکومت جمهوری اسلامی در پایمال کردن ابتدایی‌ترین حقوق انسانی مردم سرزمین‌مان بوده‌ایم و امروز، ناگزیر در مهاجرت و تبعید زندگی می‌کنیم، ضمن همراهی و هم‌صدایی با مردم شریف ایران، به‌ویژه جوانان هوشمند، که برای برقراری آزادی، عدالت اجتماعی و دموکراسی در ایران با مسالمت‌آمیزترین روش صدایشان را بلند کرده‌‌اند، از شما نویسند‌گان و فرهیختگان جهان می‌خواهیم که به یاری آن‌ها برخیزید و در اعتراض به حکومت اسلامی که برای خاموش کردن صدای آزادی‌خواهانه‌ی مردم، سرکوب‌های گسترده‌‌ای را آغاز کرده است، با ما همراه شده و خواستار توقف این سرکوب‌ها شوید.

 

مهدی استعدادی‌شاد، رضا اغنمی، رضا براهنی، روشنک بی‌گناه، شهرنوش پارسی‌پور، کوشیار پارسی، علی‌اصغر حاج‌سیدجوادی، حسن حسام، منصور خاکسار، نسیم خاکسار، وازریک درساهاکیان، مهرانگیز رساپور، منیرو روانی‌پور، ناصر زراعتی، علی زرین، اکبر سردوزامی، فرج سرکوهی، اسد سیف، بهروز شیدا، قادر عبداله، رضا علامه‌زاده، احمد کریمی‌حکاک، منصور کوشان، عباس معروفی، فرشته مولوی، باقر مؤمنی، مجید نفیسی، علی نگهبان، پرتو نوری‌علا، محسن یلفانی

 

برای پیوستن به ‌این همبستگی به میل‌های زیر اطلاع دهید:

 

jong-zaman[@]hotmail.com

 mansourkoushan[@]yahoo.no


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

چهارشنبه 27 خرداد1388

درباره‌ی‌ رويدادهای خونين اخير

 

شلیک یک نیروی عضو پایگاه گردان ۱۱۷ عاشورا، ناحیه‌ی مقاومت بسیج ویژ‌ه‌ی قدس، به تظاهرکنندگانسرانجام، انتخابات نمايشی و غيردموکراتيک خردادماه به خون مردم رنگين شد. فرجام اين سناريوی ضددموکراتيک چيزی جز اين نمی‌توانست باشد.

روزنه‌ی کوچکی مانند اين انتخابات، که حاکميت ناگزير از گشودن آن بود، کافی بود تا خواسته‌های سرکوب‌شده و انباشته‌ی مردم از آن فوران کند و به موجی گسترده بدل شود که در روزهای گذشته شاهد آن بوده‌ايم. ما بدون توجه به بازی قدرتی که ميان نامزدها و جناح‌های مختلف ساختار قدرت در جريان است، و جدا از سوداهايی که گردانندگان نمايش انتخابات در سر دارند، سرکوب مردم و به خاک و خون کشيدن جوانان آزادی‌خواه اين سرزمين را محکوم می‌کنيم و بر اين باوريم که تا آزادی بی‌قيد و شرط احزاب، سنديکاها،‌ اتحاديه‌ها و انجمن‌های آزاد و مستقل تأمين نشود، تا آزادی انديشه و بيان بی‌هيچ حصر و استثنا محقق نشود، تا بساط سرکوب به طور جدی و کامل برچيده نشود، مشکل مرحله‌ی کنونی تاريخ جامعه‌ی ما حل نخواهد شد.

به سرکوب و کشتار مردم پايان دهيد! به اراده‌ی مردم گردن نهيد!

 

کانون نويسندگان ايران

۲۶ خرداد ۱۳۸۸


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

یکشنبه 24 خرداد1388

کارمندان وزارت کشور خبر داده‌اند:

 

می‌خواهند جمهوری اسلامی را به حکومت اسلامی تغییر دهند

افراد واجد شرایط رأی: 49322412

افراد شرکت‌کننده در انتخابات: 42026078

تعداد آرای باطله: 138716

 

میرحسین موسوی‌خامنه: 19075623

مهدی کروبی: 13387104

محمود احمدی‌نژاد: 5698417

محسن رضایی‌میرقائد: 3754218

 

لطفاً در اطلاع‌رسانی این خبر ما را یاری کرده و به دیگران خبر دهید.

 

تهران صحنه‌ی درگیری خونین جوانان با پلیس ضدشورش شده است، شبکه‌ی پیامک و تلفن همراه در تهران قطع شده، شبکه‌های ماهواره‌ای مختل شده، اینترنت در بسیاری از مناطق قطع است، بسیاری از فعالان سیاسی دستگیر شده‌اند، کروبی و موسوی تحت محاصره‌ی نیروی ویژه هستند و اجازه‌ی انجام هیچ کاری را ندارند، تنها راه این است که این اطلاعات را سریع‌تر از هر راهی که می‌توانید، منتقل کنید.


ادامه‌ی نوشته را بخوانيد...


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

یکشنبه 17 خرداد1388

۲۸مین سالگرد اعدام سعید سلطانپور

 

مردم شریف و آزاده!

سعید سلطانپوربیست و هشت سال پیش، در چنین روزهایی، در ٣۱ خرداد ۱٣۶۰، سعید سلطانپور، شاعر، نمایش‌نامه‌نویس، منتقد، کارگردان تئاتر و عضو هیأت دبیران کانون نویسندگان ایران که در رژیم گذشته نیز بارها زندانی شده بود، پس از تحمل شکنجه‌های سنگین، همراه با ۱۴ تن دیگر به جوخه‌ی‌ اعدام سپرده شد. اما سعید فقط یک شاعر، نویسنده یا نمایشگر ساده نبود. شاید به جرأت بتوان گفت که او جلوه‌گاه تمامی ویژگی‌های برجسته‌یی بود که در هر عصر، تنها در تنی چند از روشنفکران به نمود در می‌آید؛ روشنفکری متعهد، انترنالیست، فروتن در برابر مردم و خروشان در مقابل قدرت ستم‌بارگان؛ نویسنده و شاعری که التزام‌اش به آزادی و برابری، حقیقت و همه‌ی ارزش‌های انسانی و پاک، تا دم مرگ با او بود. شک نداریم که شاملو‌ها، پوینده‌ها، مختاری‌ها و... در فضایی دم زدند و بالیدند که سلطانپور و سلطانپورها به وجود آورده بودند؛ با سنتی رشد کردند که در آن نوشتن و گفتن جدا از انسان و سرنوشت و آینده‌ی او معنایی ندارد.

کانون نویسندگان ایران در بیست‌ و هشتمین سالگرد اعدام تبهکارانه‌ی سعید سلطانپور هم‌چنان بر خواسته‌ی بر حق همیشگی خود پا می‌فشارد که پرونده‌های کشتارهای دهه‌ی ۱٣۶۰ و از جمله پرونده‌ی سعید سلطانپور را بگشایند.

آرزوی ما این است که شرایطی فراهم آید که بتوانیم بزرگداشتی شایسته‌ی این روشنفکر آزاده و بزرگ برگزار کنیم، و از تشکل‌هایی که در خارج کشور در تدارک مراسمی برای بزرگداشت یاد و خاطره‌ی سعید سلطانپور و راه و روش اجتماعی او هستند قدردانی می‌کنیم.

 

کانون نویسندگان ایران

۱۷ خرداد 1388


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

یکشنبه 20 اردیبهشت1388

هشدار درباره‌ی تشدید سرکوب و سانسور

 

روز یازدهم اردیبهشت ۱۳۸۸ کسانی که فقط برای بزرگ‌داشتِ روز جهانی کارگر در پارک لاله‌ی تهران گرد آمده بودند مورد هجوم و ضرب و شتم صدها نفر از مأموران علنی و مخفی قرار گرفتند که از پیش سازمان‌دهی شده و در محل آب‌نمای پارک منتظر ایستاده بودند. در جریان این هجوم حدود یک‌صد نفر بازداشت شدند. بسیاری از این بازداشت‌شدگان از رهگذرانی بودند که بی‌خبر از همه‌جا آمده بودند تا ساعتی از بعد از ظهر روز جمعه‌ی خود را در پارک بگذرانند، اما اکنون همه‌ی آن‌ها در بند ۲۴۰ زندان اوین در انتظار اتهام‌های سنگین و عجیب و غریب‌اند.

در همان روز در یورش دیگری به کارگران فلزکار در تعاونی آن‌ها، واقع در نعمت‌آباد در جاده‌ی ساوه، ده‌ها تن دیگر دستگیر شدند. شمار دیگری نیز در جریان برگزاری مراسم اول ماهِ مه در سنندج بازداشت شده‌اند.

افزون بر این، روز چهاردهم اردیبهشت در همان حال که به مناسبت هفته‌ی معلم، بانگ و غوغای ستایش از مقام معلم و قدردانی از نقش اجتماعی او از رسانه‌های تبلیغاتی گوش فلک را کر می‌کرد، معلمان تهران در جریان تجمع مسالمت‌آمیزشان برای طرح مطالبات خود کتک خوردند و شماری از آنان بازداشت شدند.

طُرفه آن که طی همین روزها که متولیان دولتی و معرکه‌گردانان نمایشگاه سالانه‌ی کتاب، به مناسبت برگزاری این نمایشگاه، در تشویق کتاب‌خوانی و فرهنگ‌پروری با ارائه‌ی آمار و ارقام بلند بالا داد سخن می‌دادند، شماری از قدیمی‌ترین و خوش‌نام‌ترین ناشران کشور را به علت ناهماهنگی با سیاست‌های فرهنگی دولت از شرکت در نمایشگاه محروم کردند و زیر فشار قرار دادند.

کانون نویسندگان ایران بر پایه‌ی تعهدی که در زمینه‌ی آزادی بیان و اندیشه و مبارزه با سانسور دارد، فشار آوردن بر ناشران مستقل و جلوگیری از فعالیت صنفی کارگران و معلمان برای بیان خواسته‌های واقعی‌شان را محکوم می‌کند و نسبت به تشدید عمومی فضای سرکوب و خفقان هشدار می‌دهد.

 

كانون نویسندگان ایران

۱۳۸۸/۲/۱۷


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

پنجشنبه 17 اردیبهشت1388

اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر

تصويب شده در سازمان ملل متحد، 10 دسامبر 1948

ترجمه‌ی محمدجعفر پوینده

 

نشان سازمان ملل متحد ديباچه

از آن‌جا که شناسايی حيثيت و کرامت ذاتی تمام اعضای خانواده‌ی بشری و حقوق برابر و سلب‌ناپذير آنان اساس آزادی، عدالت و صلح در جهان است؛ از آن‌جا که ناديده گرفتن و تحقير حقوق بشر به اقدامات وحشيانه‌ای انجاميده که وجدان بشر را بر آشفته‌اند و پيدايش جهانی که در آن افراد بشر در بيان و عقيده آزاد، و از ترس و فقر فارغ باشند، عالی‌ترين آرزوی بشر اعلام شده است؛ از آن‌جا که ضروری است که از حقوق بشر با حاکميت قانون حمايت شود تا انسان به عنوان آخرين چاره به طغيان بر ضد بيداد و ستم مجبور نگردد؛ از آن‌جا که گسترش روابط دوستانه ميان ملت‌ها بايد تشويق شود، از آن‌جا که مردمان ملل متحد، ايمان خود را به حقوق اساسی بشر و حيثيت و کرامت و ارزش فرد انسان و برابری حقوق مردان و زنان، دوباره در منشور ملل متحد اعلام و عزم خود را جزم کرده‌اند که به پيشرفت اجتماعی ياری رسانند و بهترين اوضاع زندگی را در پرتو آزادی فزاينده به وجود آورند؛ از آن‌جا که دولت‌های عضو متعهد شده‌اند که رعايت جهانی و مؤثر حقوق بشر و آزادی‌های اساسی را با همکاری سازمان ملل متحد تضمين کنند؛ از آن‌جا که برداشت مشترک در مورد اين حقوق و آزادی‌ها برای اجرای کامل اين تعهد کمال اهميت را دارد، مجمع عمومی اين اعلاميه‌ی جهانی حقوق بشر را آرمان مشترک تمام مردمان و ملت‌ها اعلام می‌کند تا همه‌ی افراد و تمام نهادهای جامعه اين اعلاميه را همواره در نظر داشته باشند و بکوشند که به ياری آموزش و پرورش، رعايت اين حقوق و آزادی‌ها را گسترش دهند و با تدابير فزاينده‌ی ملی و بين‌المللی، شناسايی و اجرای جهانی و مؤثر آن‌ها را، چه در ميان خود مردمان کشورهای عضو و چه در ميان مردم سرزمين‌هايی که در قلمرو آن‌ها هستند، تأمين کنند.


ادامه‌ی نوشته را بخوانيد...


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

سه شنبه 15 اردیبهشت1388

او تعهد به ادبیات را از تعهد اجتماعی جدا نمی‌دانست

 

رضا سیدحسینی، عکس از ابراهیم حسینیرضا سیدحسینی مترجم نامدار، خادم راستین فرهنگ و معلم ادبیات داستانی درگذشت.

سیدحسینی در میان نسلی از مترجمان بافرهنگ بالید که تعهد به ادبیات را از تعهد اجتماعی جدا نمی‌دانستند و در فضای ترقی‌خواهی روشنفکرانِ اصیل ایران در یک‌صد سال اخیر، هرگز به انتخاب و ترجمه‌ی اثری نمی‌پرداختند مگر که آن را برای پرورش ذوق سلیم، التزام اجتماعی و روحیه‌ی آزادگی خوانندگانِ خود سودمند می‌یافتند. کامو، سارتر، گورکی، دوراس، مالرو، ناظم حکمت، یاشار کمال و... تنها بخشی از نویسندگان بزرگی هستند که زنده‌یاد رضا سیدحسینی آثارشان را با رعایت دقت و امانت به فارسی درآورد.

سیدحسینی سربلند زیست و با عزّت رفت. کانون نویسندگان ایران درگذشت رضا سیدحسینی را به خانواده‌اش و جامعه‌ی فرهنگی مستقل کشور تسلیت می‌گوید و در مجلس بزرگ‌داشتِ او در کنار بازماندگان‌اش حضور خواهد یافت.

 

کانون نویسندگان ایران

۱۳۸۸/۲/۱۳


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

سه شنبه 18 فروردین1388

در هر شرایطی رأی دادن مهم‌ترين وظيفه‌ی ملی و تاريخی ماست

 

تحریم رأی یک استراتژی است. هر استراتژی در شرایط و موقعیت‌های خاصی کاربرد دارد. هیچ استراتژی‌ای وجود ندارد که در هر شرایطی بتوان آن را پیاده کرد. به‌طور مثال اگر اعتصاب نتواند باعث بر ضرر مالی و تبلیغاتی بشود، به هیچ‌وجه استراتژی مناسبی نیست. یا اگر در یک کشور مستبد مثل برمه، سودان یا چین بخشی از جمعیت رأی دادن را تحریم کنند نه تنها کوچک‌ترین اثری ندارد، بلکه یک حرکت کاملاً بی‌معنی و بی‌تأثیر است و چه بسا حکومت از آن استقبال خواهد کرد. ما از جبهه‌ی مخالف و بسیاری از موافقان حکومت به شما هشدار دادیم که حرکت آقای احمدی‌نژاد را دست‌کم نگیرید. ایشان یک نظامی شخصی‌پوش هستند در پناه رهبری، فقط در فکر تصرف هستند و از عقب‌نشینی شما استقبال خواهند کرد. ولی شور التهابی  که از عدم اطلاعات کافی و محدود برمی‌خیزد باعث بر  پشتیبانی از تحریم شد و سنگر را در مقابل دشمن بسیار ناقابل خالی کردید.

مهم‌ترین علت پیاده کردن یک استراتژی دانش به پیامد آن است. هیچ‌کدام از منابعی که با تحریم اعلام موافقت کردند، پیش‌بینی نکرده‌اند که چه پیامدی خواهد داشت. استراتژی باید با شناخت از موقعیت و حریف باشد. دارودسته‌ی آقای احمدی‌نژاد به هر وسیله‌ای قصد بردن انتخابات را داشتند و دارند و حتا با همکاری شورای نگهبان حاضر به تقلب و تخلف به حقوق عناصر بسیار نزدیک به جمهوری اسلامی به مانند آقای کروبی می‌باشند، تصور می‌کنید از تحریم چگونه بهره‌برداری می‌کنند؟

ما توسط آمار محاسباتی ثابت کرده‌ایم عدم شرکت در انتخابات برابر است با شرکت کردن به نفع نیروهای مخالف. به‌طور مثال علت انتخاب آقای احمدی‌نژاد بیش‌تر به علت تحریم انتخابات بوده است.

«من رأی می‌دهم» به یک  تیم یک‌نفره و یا دونفره که این موضوع را به‌وسیله‌ی آمار و یا تحقیق در عملیات و یا مقاله‌ای علمی ثابت کنند جایزه‌های تحصیلی اهداء می‌کند؛ اطلاعات بیش‌تر در مورد این جایزه

برای شرکت در این آزمون ابتدا ثبت نام بفرمایید. در انجمن آزمون با ذکر منبع و روش اعلام آمادگی کنید. ابتدا نوشته‌های زیر را مطالعه و نظر خود را ابراز کنید: چرا تحریم رأی اشتباه است، باید در انتخابات شرکت کرد، چه باید کرد

اگر اثبات ما مورد توجه شما قرار گرفته، منشأ این حرکت شوید و این پست را برای دیگران ارسال کنید.


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

پنجشنبه 29 اسفند1387

بهاران خجسته باد!

مردم آزاده

نوروزتان مبارک!

در سالی که گذشت باز هم مردم در معرض انواع ناملايمات، قيد و بندها و حق‌کشی‌ها قرار داشتند. فشار بر نويسندگان و هنرمندان فزونی يافت و ادبيات و هنر بيش از گذشته در محاق سانسور فرو رفت. دانشجويان، معلمان، زنان و کارگران بيش از پيش سرکوب شدند و آزادی بيان و تشکل و تجمع همچنان از آنان دريغ شد. حقوق اقليت‌های عقيدتی و قومی پايمال شد و شمار احضارها، بازداشت‌ها و احکام زندان افزايش يافت. با اين همه ما اميدمان را به فردای آزادی از دست نداده‌ايم و اينک مصمم‌تر و استوارتر از پيش برای تحقق خواسته‌های خويش به سال نو گام می‌گذاريم.

در آستانه‌ی نوروز، عيد مهربانی‌های مردم ايران، تلخکامی‌ها را به نيروی مبارزه در راه آزادی بيان تبديل می‌کنيم و سرشار از اين نيرو به پيشباز روزهای تازه می‌رويم.

در سالی که گذشت، کانون نويسندگان ايران به دست‌آوردهای در خور ‌توجهی دست يافت. مهم‌ترين اين دست‌آوردها آن بود که کانون پس از تحمل پنج سال فشار و محدوديت و ممانعت سرانجام توانست به شيوه‌‌ای ابتکاری هيئت دبيران خود را برگزيند.

افزون بر اين، چهلمين سالگرد تأسيس کانون نويسندگان ايران را نيز با برگزاری جلسه‌های متعدد شعر و داستان و تهيه‌ی پوستر و تی‌شرت گرامی داشتيم.

از ديگر دستاوردهای کانون در سال گذشته، تعيين روز ۱۳ آذر به عنوان «روز مبارزه با سانسور» و بسيج نيروهای اجتماعی درگير در مسير اين کارزار بود. اين دست‌آورد را ارج می‌گذاريم و در راه گسترش دامنه‌ی آن‌ پا می‌فشاريم.

در آستانه‌ی سال نو برای همه‌ی مردم ايران و جهان کاميابی، سربلندی و پيروزی آرزو می‌کنيم.

 

کانون نويسندگان ايران

۲۸ اسفند ۱۳۸۷


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

یکشنبه 20 بهمن1387

از برشت بیاموزیم

 

ما  تجاوز علنی، گستاخانه، و خودسرانه‌ی نهادهای «هرکه  هرکه» را در مورد فیلتر کردن ذهن و زبان و قلم، در سرزمین اجبار و زور، شدیداً محکوم می‌کنیم.

ما که خود از قربانیان سابقه‌دار! این سانسور و خفقان هستیم، و سال‌هاست که به جرم «گفتن» و نوشتن یوغ فیلتر را بر گردن داریم و صدایمان را از ورای فیلترشکن‌ها به گوش‌ها می‌رسانیم، فیلتر کردن سایت‌های پُرمخاطب و ارزشمند «والس» و «هفتان» را تقبیح می‌کنیم و به عاملین آن اطمینان می‌دهیم که  دارند آب در هاون می‌سایند.

تمام رسانه‌های فیلتر شده نه تنها در سراسر دنیا بی‌رادع و مانعی دیده می‌شوند، بلکه به راحتی در ایران نیز به مدد تکنولوژی غیرقابل مهار، حضوری فعال دارند.    

گناه از خود ماست، اگر روزی که «گذرگاه» و «زیتون» و بسیاری دیگر را فیلتر کردند، بی‌اعتنا و «به من‌چه‌گویان» دیده نمی‌بستیم، و بر قفل به دستان اگر نه «تاختن» ولی اعتراض می‌کردیم که  چرا قلم را به حبس می‌کشید، شاید امروز نیروی باز دارنده‌ای بودیم...

«مرگ خوب است ولی برای همسایه»، جانِ کلام «برشت» است.

هنوز هم نه تنها دیر نیست که واجب است، و می‌تواند دلیلی باشد برای بودن و قلم به دست گرفتن. پشت سر هر ادعا، و یال و کوپال پیشکسوتی، «این» هوا دل می‌خواهد. فراموش نکنیم که:

 

اظهار عجز پیش ستمگر ز ابلهی است

اشک کباب باعث طغیان آتش است.

شورای نویسندگان

سایت گذرگاه


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

پنجشنبه 17 بهمن1387

جنسیت جزء جداییناپذیر شخصیت بشر است كه توسعهی كامل آن به میزان كامیابی وی از نیازهای اولیهاش بستگی دارد. از جمله‌ی این نیازها میتوان به میل انسان در برقراری ارتباط با دیگران، ایجاد صمیمیت، ابراز احساسات، لذت بردن، حساسیت داشتن و در نهایت عشق اشاره كرد.

ارتباط متقابل فرد و ساختارهای اجتماعی است كه به جنسیت شكل میدهد. سلامت فرد، روابط بین فردی و اجتماع در كل، بدون توسعهی كامل جنسیتی امكانپذیر نمیباشد.

حقوق جنسی از جمله حقوق جهانی و مشترک بشری است كه ریشه در آزادی ذاتی انسان، شرافت و برابری انسانها با یكدیگر دارد. از آنجایی كه سلامت از جمله حقوق بنیادی بشر است، سلامت جنسی نیز در این مجموعه قرار میگیرد.

برای تضمین توسعهی سلامت جنسی انسانها و جوامع بشری، حقوق ذیل باید مورد شناخت قرار گرفته، در سطح جامعه مطرح شوند و مورد احترام واقع گردیده و به هر وسیلهای مورد حمایت جوامع مختلف قرار گیرند.

سلامت جنسی در محیطی توانایی رشد دارد كه این حقوق جنسی شناخته شده، مورد احترام بوده و به نحو مطلوبی رعایت شوند.


ادامه‌ی نوشته را بخوانيد...


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

چهارشنبه 9 بهمن1387

در ایران ده‌ها سایت اطلاع‌رسانی از جمله

سایت‌های فارسی رادیو بین‌المللی فرانسه و صدای آلمان مسدود شدند

 

گزارشگران بدون مرز موج تازه‌ی مسدودسازی سایت‌های اینترنتی اطلاع‌رسانی را که از تاریخ ٥ بهمن در ایران آغاز شده است، محکوم می‌کند. سایت‌های اطلاع‌رسانی داخلی مسدود شده مقالاتی در نقد عملکرد دولت احمدی‌نژاد که دوره‌ی ریاست جمهوری‌اش در خرداد ماه سال آینده به پایان می‌رسد، منتشر می‌کردند. از تاریخ ٦ بهمن سایت‌های فارسی رادیو بین‌المللی فرانسه و صدای آلمان و سایت فارسی العربیه مسدود شده‌اند.

گزارشگران بدون مرز در این باره اعلام می‌کند: دولت جمهوری اسلامی ایران بعد از حمله به مدافعان حقوق بشر و روزنامه‌نگاران در داخل کشور، سانسور بر روی اینترنت تنها فضای آزاد برای شهروندان را تشدید می‌کند. مسدودسازی سایت‌های اینترنت امری تازه در ایران نیست اما سانسور رسانه‌های بین‌المللی به شکل سراسری نگران‌کننده است. ما خواهان پایان دادن به ایجاد محدودیت برای منابع اطلاع رسانی هستیم.

از تاریخ ٧ بهمن ماه سایت‌های فارسی رادیو دویچه وله و رادیو بین‌المللی گزارشگران بدون مرزفرانسه و سایت فارسی شبکه‌ی تلویزیونی العربیه از سوی بسیاری از شرکت‌های خدمات‌دهنده‌ی اینترنتی مسدود شده‌اند. بنا بر آزمایش انجام شده از سوی گزارشگران بدون‌مرز در تاریخ ٦ و ٧ بهمن ماه این سایت‌ها در شهرهای تهران، کرج، قم، مشهد، تبریز، اهواز و بوشهر از سوی بسیاری از شرکت‌های خدمات‌دهنده‌ی اینترنتی و شرکت مخابرات مسدود بوده‌اند.

از تاریخ ٥ بهمن ماه چندین سایت اطلاع‌رسانی در ایران از جمله سایت فردا و پارسینه بدون هیج توضیحی از سوی مقامات مسئول مسدود شده‌اند. دو سایت مذکور نزدیک به مواضع محمدباقر قالیباف شهردار تهران و رقیب احتمالی محمود احمدی‌نژاد در انتخابات ریاست جمهوری خرداد ماه سال آینده هستند. از سوی دیگر سایت ادبی هفتان نیز در همین تاریخ از سوی بسیاری از شرکت‌های خدمات‌دهنده‌ی اینترنت مسدود شده است. سایت ادبی هفتان از سه سال پیش در عرصه‌ی فرهنگی فعالیت می‌کند و یکی از سایت‌های وزین نقد ادبی و مورد استقبال جوانان محسوب می‌شود.

بهمن هدایتی مدیر سایت پارسینه در مصاحبه‌ای با خبرگزاری ایلنا مسدود کردن سایت خود را "غیر قانونی" اعلام کرد. سایت فردا نیز با انتشار مطلبی در سایت خود اعلام کرد که "فعالیت‌های سایت در چارچوب قانونی بوده است".

 از سوی دیگر در تاریخ ٨ بهمن ماه چهار وب‌نگار فمینیست پروین اردلان، جلوه جواهری، مریم حسین‌خواه و ناهید کشاورز به شعبه ٣٤ دادگاه تجدید‌نظر استان تهران فراخوانده شدند.

این وب‌نگاران فمینیست در شهریورماه سال جاری از سوی شعبه‌ی ١٣ دادگاه برای نوشتن در سایت‌های تغییر برای برابری و زنستان که از حقوق زنان دفاع می‌کنند، هر کدام به شش ماه زندان محکوم شده‌اند.

نسرین ستوده یکی از وکلای این وب‌نگاران در این باره اعلام کرد: اين دو سايت که در زمينه‌ی مسائل اجتماعی و عمدتاً حقوق زنان فعاليت می‌کردند، هرگز در صدد براندازی و يا از مصاديق اقدام عليه امنيت کشور نبوده‌اند و از اين بابت تقاضای صدور حکم برائت برای موکلانم را کرده‌ام.


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

چهارشنبه 11 دی1387

به کشتار تبهکارانه‌ی مردم غزه پايان دهيد!

 

اهل قلم، نويسندگان، شاعران، روشنفکران، آزادی‌خواهان!

در برابر تروريسم دولتی و ماشين جهنمی کشتار و سرکوب رژيم اسرائيل از مردم غزه و فلسطين دفاع کنيم!

در برابر نژادپرستی و توسعه‌طلبی ارضی رژيم اسرائيل و جنگ مذهبی از مردم فلسطين و غزه پشتيبانی کنيم!

به هر گونه کشتار و تروريسم از هر دو سو اعتراض کنيم!

در برابر استفاده‌ی ابزاری مرتجعان سراسر منطقه از مردم فلسطين و ستم تاريخی که بر اين مردم می‌رود پايداری کنيم!

از جهانيان بخواهيم که برای پايان دادن به محاصره‌ی غزه و کشتار و سرکوب مردم به پا خيزند!

چنان که پيش از اين نيز گفته‌ايم، کانون نويسندگان ايران «خواهان منطقه‌ای عاری از جنگ و سلاح‌های کشتار جمعی و بمب اتمی و مسابقه‌ی تسليحاتی است؛ زيرا از اين همه جز فقر و مصيبت و نسل‌کشی و عقب‌ماندگی چيزی نصيب مردم منطقه نخواهد شد. ما خواهان فلسطينی متحد، دموکراتيک و متکی به خود هستيم.» *

به جنگ و کشتار و شکنجه‌ی مردم منطقه پايان دهيد!

 

* بیانیه‌ی کانون نویسندگان ایران خطاب به اتحادیه‌ی نویسندگان عرب مورخ 17/8/1379

 

خواهان آزادی فوری محسن حکيمی هستیم

 

بيش از يک هفته از بازداشت غيرقانونی محسن حکيمی، عضو کانون نويسندگان ايران و فعال شجاع اجتماعی، گذشت. محسن حکيمی ابتدا بازداشت شده و سپس برای او پرونده تشکيل داده و قرار بازداشت صادر کرده‌اند.

ما همچنان خواهان آزادی فوری و بی‌‌قيد و شرط محسن حکيمی هستيم.

 

کانون نويسندگان ايران

۱۰ دی‌ماه 1387


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

پنجشنبه 5 دی1387

کانون نويسندگان ايران

اين بازداشت خودسرانه را محکوم می‌کند

 

محسن حکیمی، مترجم و عضو کانون نویسندگان ایرانبه قرار اطلاع محسن حکيمی، عضو کانون نويسندگان ايران، شامگاه دوم دی‌ماه هنگامی که برای ديدار يکی از دوستان خانوادگی خود به منزل او می‌رود، از سوی مأمورانی که برای بازرسی به آن محل رفته بودند، بازداشت می‌شود. اين بازداشت در شرايطی انجام گرفته است که از پيش نه هيچ پرونده‌ای عليه او وجود داشته و نه اتهامی بر ضد او اقامه شده است.

کانون نويسندگان ايران اين بازداشت خودسرانه را محکوم می‌کند و خواهان آزادی فوری و بی‌‌قيد و شرط محسن حکيمی است.

 

کانون نويسندگان ايران

سوم دی‌ماه ۱۳۸۷

 

پی‌نوشت:

گفت‌وگو با منیژه گازرانی همسر محسن حکیمی که شاهد بازداشت او بوده: این‌جا


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

دوشنبه 11 آذر1387

عاملان قتل‌های زنجیره‌ای مجازات شوند

روز مبارزه با سانسور را زنده نگه دارید!

مردم آزاده!

محمدجعفرپوینده و محمد مختاریده سال پيش در پی بسترسازی سرکوب آزادی‌خواهان و روشنفکران از راه تدارک و پخش برنامه‌ی «هويت» از سيمای جمهوری اسلامی، طرح به دره انداختن اتوبوس حامل نويسندگان، احضار فعالان فرهنگی و روشنفکران مستقل و متعهد به دادگاه انقلاب اسلامی، تهديد و پاپوش‌دوزی و آدم‌ربايی و سرانجام سر به نيست کردن احمد ميرعلايی، غفار حسينی، حميد حاجی‌زاده و فرزند خردسال‌اش و...، فعالان کانون نويسندگان ايران، محمد مختاری و محمدجعفر پوينده، ربوده شدند و به فجيع‌ترين شکل به قتل رسيدند.

طی ده سالی که از قتل‌های سياسی خزان ۱٣۷۷ می‌گذرد نه تنها آمران و عاملان اين قتل‌ها به سزای اعمال تبه‌کارانه‌ی خود نرسيدند، بلکه ناصر زرافشان، وکيل شجاع خانواده‌های مقتولان نيز که «جرم‌اش اين بود که اسرار هويدا می‌کرد» بر اساس حکمی ظالمانه، پنج سال از عمر خود را در زندان سپری کرد. در اين ده سال، نه تنها کم‌ترين گشايشی در فضای جامعه پديد نيامد بلکه دامنه‌ی سرکوب و داغ و درفش، اين بار به شيوه‌های ديگر، بيش از پيش گسترش يافت و کارگران، زنان، دانشجويان، فعالان اجتماعی و فرهنگی و سياسی، روزنامه‌نگاران، وبلاگ‌نويسان و در يک کلام همه‌ی کسان و گروه‌هايی را در برگرفت که از وضع فلاکت‌بار موجود به جان آمده‌اند و در عين حال خواهان تنفس‌گاهی آزاد از سانسور، تعقيب، آزار و سرکوب فرهنگی، اجتماعی و سياسی‌اند.

مردم آزاده!

کانون نويسندگان ايران نيز همچون تمامی گروه‌های اجتماعی فوق زير انواع فشارها، تهمت‌ها، بازخواست‌ها، احضارها و به طورکلی برخوردهای سرکوبگرانه قرار داشته و دارد و در واقع تاوان دفاع از آزادی بيان و مبارزه با سانسور را می‌پردازد. با اين همه، و به رغم تحمل اين شرايط سخت و توان‌فرسا، کانون ضمن تأکيد و پافشاری بر خواست شناسايی و محاکمه و مجازات آمران و عاملان قتل‌های سياسی پاييز ۱٣۷۷ و کشتارهای سه دهه‌ی گذشته، به پاس جان‌فشانی اعضای برجسته‌ی خود، محمد مختاری و محمدجعفر پوينده، ۱٣ آذر را «روز مبارزه با سانسور» نام نهاده و بر آن است که هرسال اين روز را به اين مناسبت گرامی بدارد. انتظار کانون نويسندگان ايران از همه‌ی شما که استعدادها و خلاقيت‌هايتان از دم تيغ سانسور می‌گذرد و پرپر می‌شود آن است که برای پيشبرد مبارزه با سانسور و سرکوب، اين روز را به هر گونه که مقتضی می‌دانيد زنده نگه داريد و پيام آن را به چهار گوشه‌ی جهان برسانيد.

کانون نويسندگان ايران

۱۰ آذر ۱٣٨۷


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

شنبه 25 آبان1387

13 آذر روز مبارزه با سانسور

 

آزادی اندیشه و بیان حق طبیعی هر انسانی‌ست، زیرا به طور طبیعی هر انسانی می‌اندیشد و هیچ دلیل طبیعی نیز برای جلوگیری از بیان اندیشه‌ی او وجود ندارد. آن چه موجب سلب این حق از انسانی می‌شود، منافع نظام‌هایی است که برای تداوم خود در صدد حذف اندیشه‌ی مخالف برمی‌آیند. به این ترتیب اکنون این حق طبیعی، کم و بیش در سراسر جهان ـ‌گیریم به درجات مختلف‌ـ از سوی مراجع قدرت از افراد انسان سلب می‌شود. اما سلب آزادی بیان تنها با توقیف کتاب‌ها، نشریات و روزنامه‌ها یا جلوگیری از نشر و پخش آثار نویسندگان و اندیشمندان صورت نمی‌گیرد. حذف فیزیکی صاحبان قلم و اندیشه و تعقیب و آزار آنان نیز شکل دیگری از سرکوب آزادی بیان است. هرساله صدها اندیشمند، نویسنده و روزنامه‌نگار تنها به دلیل انتشار اندیشه‌ها و عقاید خود یا کوشش برای بیان و افشای واقعیت‌های اجتماعی به قتل می‌رسند، به زندان می‌افتند، یا به شکل‌های دیگر تحت فشار و تعقیب قرار می‌گیرند.

بنا به آمار گزارشگران بدون مرز، فقط در سال ۲۰۰۶، ۹۵ روزنامه‌نگار کشته و ۱٣۵ نفر زندانی شده‌اند. در مورد نویسندگان و اندیشمندانی که صرفاً به دلیل ابراز عقاید و بیان اندیشه‌های خود کشته یا زندانی شده‌اند آماری در اختیار نداریم، اما پیوسته شاهد اخبار پراکنده از این دست نیز هستیم.

اما وضع ایران از بیش‌تر کشورهایی که در آن‌ها آزادی اندیشه و بیان سلب می‌شود، وخیم‌تر است. البته جامعه‌ی ایران و به‌ویژه نویسندگان و هنرمندانِ آن سال‌‌هاست که با پدیده‌ی سانسور دست به گریبان‌اند؛ اما ظرف دو سه سال اخیر این پدیده چنان دامنه‌ی گسترده‌ای یافته است که جز قلع و قمع فرهنگی نامی بر آن نمی‌توان نهاد. انبوه کتاب‌هایی که ماه‌ها و سال‌ها در انتظار اخذ مجوز در ساختمان ارشاد بر روی هم انباشته می‌شوند گواه این مدعاست،‌ و این در حالی‌ست که متولیان سانسور مطالب بسیاری از کتاب‌هایی را هم که اجازه‌ی انتشار می‌یابند دستکاری و در آن‌ها اعمال نظر می‌کنند.


ادامه‌ی نوشته را بخوانيد...


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

چهارشنبه 22 آبان1387

شهروند امروز قربانی همان سياستی شده است

که خود مروج و پيرو آن بود

 

«من با نظر تو مخالفم اما حاضرم جانم را فدا کنم

تا تو بتوانی حرفت را بزنی!»

ولتر

 

هيئت نظارت بر مطبوعات نشريه‌ی «شهروند امروز» را توقيف کرد. پيش از هر چيز توقيف اين نشريه را محکوم می‌کنيم و خواهان انتشار مجدد آن هستيم.

اما آنان که اين نشريه را توقيف کرده‌اند همان تفکری را دنبال می‌کنند که «شهروند امروز» در برابر مخالفان خود، از جمله روشنفکران متعهد و مستقل دنبال می‌کرد. در واقع شهروند امروز قربانی همان سياستی شده است که خود مروج و پيرو آن بود. توقيف «شهروند امروز» با انعکاس گسترده‌ی رسانه‌ای روبرو شد، حال آن که تاکنون ده‌ها نشريه‌ی ديگر بی‌سروصدا و به بهانه‌های واهی مانند انتشار نامنظم و... از سوی هيئت نظارت به محاق رفته‌اند.

ما از آن رو خواهان انتشار «شهروند امروز» و همه‌ی نشريات توقيف و تعطيل ‌شده‌ی ديگر هستيم که به اصل آزادی انديشه و بيان بی‌هيچ حصر و استثنا برای همگان پای‌بنديم و معتقديم آزادی بيان تنها بستری است که آگاهی و حقيقت از دل آن بيرون می‌آيد.

 

کانون نويسندگان ايران

۲۱ آبان 1387


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

سه شنبه 14 آبان1387

هم‌ميهنان!

در آستانه‌ی دهمين سالگرد فاجعه‌ی قتل‌های سياسی آذر هزار و سيصد هفتاد و هفت، ياد جانباختگان اين جنايت‌ها، داريوش و پروانه فروهر، محمد مختاری و محمدجعفر پوينده را به همراه ياد يکايک قربانيان قتل‌های سياسی در ايران گرامی می‌داريم.

ما همچنان بر خواست خود برای افشای تمامی حقايق در مورد اين جنايت‌های ضدبشری و تشکيل دادگاهی صالح برای رسيدگی به اين جنايت‌ها پای می‌فشاريم. کشتار دگرانديشان در ايران که به صورت سازمان يافته و از درون نهادهای حکومتی انجام شده، زخم بازی است بر وجدان عمومی جامعه ايران. هر يک از ما در جايگاه خويش خود را مسؤول دادخواهی اين جنايت‌ها می‌دانيم.

 

با اميد به استقرار آزادی و عدالت در ايران!

خانواده‌های فروهر، مختاری، پوينده

 

برای اعلام پشتيبانی خود با ذکر نام و نام خانوادگی و شهر سکونت خود به آدرس زير يک ايميل بفرستيد:  daadkhahi@googlemail.com

و يا متن امضاء شده را با ذکر نام و نام‌خانوادگی و شهر سکونت خود به آدرس پستی زير ارسال نماييد:

تهران، خيابان سعدی، خيابان هدايت (شهيد قاعدی)، کوچه شهيد مرادزاده، پلاک ۲۲، منزل فروهر

 

منبع: گویا نیوز


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

شنبه 4 آبان1387

یاد پایدار اردشیر محصص

 

طرحی از اردشیر محصص (۱۸ شهریور ۱۳۱۷ در رشت - ۱۸ مهر ۱۳۸۷ در نیویورک)اردشیر محصص، چهره‌ی درخشان فرهنگ و هنر ایران معاصر درگذشت. محصص در جهان طراحی و طرح‌پردازی نامی شناخته بود و منتقدان و صاحبنظران او را از طراحان بزرگ معاصر به شمار می‌آوردند.

با نام او بود که هنر طرح‌پردازی ایران معاصر، در صفحات روزنامه‌ها و ماهنامه‌ها و هفته‌نامه‌های پر اعتبار جهان راه یافت. در طی سالیان، آثار او چه به هنگام نمایش در نمایشگاه‌ها و چه به صورت طبع و نشر در آلبوم‌ها و کتاب‌ها، تحسین و ستایش همگان را برمی‌انگیخت. چندین و چند بار جایزه‌ها و امتیازات هنری پر افتخار بین‌المللی به محصص تعلق گرفته بود.

با قلم او بود که طراحی جدید جهان در ایران راه یافت و از اقبال و تحسین روزافزونی برخوردار شد. هنر محصص در بستر تلاقی سنت‌های طراحی و تصویری ایرانی (از نقش‌های سفالینه‌ها و مجلس‌های مینیاتور گرفته تا تصاویر کتاب‌های چاپ سنگی) و دستاوردهای هنر گرافیک جهان امروز گسترش می‌یابد و بارور می‌شود. هنری بیگانه با رونویسی و تقلید کور. امروزین، ایرانی و جهانی.


ادامه‌ی نوشته را بخوانيد...


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

پنجشنبه 25 مهر1387

دفاع از آزادی بیان كسب و كار ماست

 

مردم شریف و آزاده!

دیری است كه به شیوه‌های گوناگون می‌كوشند كانون نویسندگان ایران را از انجام تعهدی كه در دفاع از آزادی اندیشه و بیان دارد بازدارند. برای چند سال مانع برگزاری مجمع عمومی كانون و انتخاب هیئت دبیران آن شدند، تا این كه سرانجام امسال كانون توانست به روش مكاتبه‌ای كه در واقع به آن تحمیل شد، هیئت دبیران خود را انتخاب كند. در پی این انتخابات، تهدید و سركوب و خط و نشان كشیدن نیز به اقدامات بازدارنده‌ی پیشین افزوده شد، به گونه‌ای كه از یك سو دوباره ساز «غیرقانونی» بودن كانون را كوك كردند و، از سوی دیگر، ضمن جلوگیری از برگزاری مراسم سالگرد شاعر آزادی، احمد شاملو، چند تن از اعضای كانون را احضار كردند و مورد بازجویی قرار دادند. هم‌زمان، با احضار یك عضو برجسته‌ی كانون هشدار داده شد كه كانون پا را از گلیم خود فراتر نگذارد.

اینك یادآوری این نكته را لازم می‌دانیم كه ما در منشور خویش «آزادی اندیشه و بیان و نشر در همه‌ی عرصه‌های حیات فردی و اجتماعی، بی‌هیچ حصر و استثنا» را حق همگان دانسته و خود را متعهد ساخته‌ایم كه بی‌هیچ مماشات و مصالحه‌ای از این حق مسلم همگان دفاع كنیم.


ادامه‌ی نوشته را بخوانيد...


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

جمعه 25 مرداد1387

درباره‌ی درگذشت محمود درويش

 

محمود درویشمحمود درويش، شاعر مقاومت فلسطين، شاعر صلح و آزادی، شاعر رنج‌کشانِ جهان، از دنيا رفت.

محمود درويش، «بامداد» شعر عرب با واژگان تابناک خويش، دنيای تيره­ی ستمگران را به چالش کشيد.

محمود درويش، هم‌چون لورکا، نرودا و البياتی، شاعر دوران‌سازی بود که با شعر خود جهان را به هم­دلی با مردم ديارش فراخواند.

کانون نويسندگان ايران درگذشت اين شاعر بزرگ را به مردم فلسطين و دوستداران‌اش در سراسر جهان تسليت می‌گويد.

 

درباره‌ی محکوميت يوسف عزيزی بنی‌طرف

 

یوسف عزیزی بنی‌طرفدر ادامه­ی صدور احکام زندان برای فعالان عرصه­های مختلف فرهنگی، اجتماعی و سياسی، شعبه­ی پانزده دادگاه انقلاب اسلامی آقای يوسف عزيزی بنی­طرف، عضو هيئت دبيران کانون نويسندگان ايران را به پنج سال زندان محکوم کرده است. اين حکم بر اساس اتهام بی­پايه­ی «اجتماع و تبانی برای اقدام عليه امنيت کشور» صادر شده است.

کانون نويسندگان ايران حکمِ زندان آقای عزيزی بنی‌طرف را محکوم می­کند و خواهان الغای بی­قيد و شرط اين حکم بی­اساس و  ناعادلانه است.

 

هيئت دبيران کانون نويسندگان ايران

22/مرداد/87


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

چهارشنبه 16 مرداد1387

فراخوان کانون نویسندگان ایران به اهل قلم

 

چهل‌سال از تأسیس و شکل‌گیری کانون نویسندگان ایران می‌گذرد. تاریخ کانون نویسندگان ایران تاریخ جنبش مردم ایران برای آزادی بیان است. این تاریخ، سرگذشت مبارزه‌ی آزادی‌خواهان ایران برای برچیدن بساط هر گونه سانسور و ممیزی است. این تاریخ، بازتاب زلالِ پیکار با استبداد در زمینه‌ی نشر آرا و عقاید است. تاریخ کانون نویسندگان ایران هم‌چنین داستان شب‌های شعر و قصه نیز هست.

پیشینه‌ی کانون به سال‌های دهه‌ی بیست باز می‌گردد. اما به طور مشخص در اردیبهشت سال ۱۳۴۷ است که کانون نویسندگان ایران با انتشار متن «درباره‌ی یک ضرورت» و با حضور چهره‌هایی چون جلال آل‌احمد و م. ا. به‌آذین اعلام موجودیت می‌کند. از آن زمان تاکنون، کانون سه دوره فعالیت را از سر گذرانده است: دوره‌ی اول از ۱۳۴۷ تا ۱۳۴۹، دوره‌ی دوم از ۱۳۵۶ تا ۱۳۶۰ و دوره‌ی سوم از ۱۳۶۸ تاکنون. البته در فاصله‌ی این دوره‌ها کانون دست‌خوش اُفت و فترت نیز بوده ‌است، افت و فترتی که بی‌شک باید به نقد و بررسی کشیده شود تا در پرتو آن، گذشته روشنی‌بخش آینده شود.


ادامه‌ی نوشته را بخوانيد...


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

چهارشنبه 2 مرداد1387

اعلام نگرانی نسبت به نابودی میراث فرهنگی

سازمان میراث فرهنگی، هرگز کارنامه‌ی روشنی

در پاسداری از گنجینه‌های کشورمان نداشته و ندارد

 

کاخ آپادانابدین‌وسیله، نگرانی شدید خود را از رویدادهای تلخی که این روزها در کشورمان رخ داده و گنجینه‌های باستانی و گران‌بهای میهن‌مان را یکی پس از دیگری به نابودی می‌کشد، اعلام نموده و ضمن یادآوری وظیفه‌‌ی دولت یعنی نگه‌داری و پاسداری از گنجینه‌های این سرزمین، از میان انبوه ویرانی‌هایی که این روزها دل هر ایرانی پاک‌نهادی را به درد آورده است، پنج پاره‌ی زیر را نگران‌کننده‌تر از همه دانسته‌ و آن‌ها را به آگاهی ملت گرامی ایران می‌رسانیم:

 

1. ما از هماهنگی‌های انجام‌شده میان سازمان میراث فرهنگی و مدیریت بریتیش‌میوزیوم لندن برای بازگشت ـ‌اگرچه موقت‌ـ استوانه‌ی خشتی کوروش بزرگ (منشور حقوق بشر کوروش) از موزه‌ی بریتانیا به گنجینه‌ی ملی ایران و نمایش همگانی آن، به شدت نگران بوده و از هم‌اکنون دلواپسی ژرف خود را از این موضوع، به آگاهی هم‌میهنان و نیز همه‌ی نهادهای فعال فرهنگی می‌رسانیم.

زیرا بر این باوریم که سازمان میراث فرهنگی، هرگز کارنامه‌ی روشنی در پاسداری از گنجینه‌های کشورمان نداشته و ندارد، و برای نمونه همان بس که نتوانسته تا از سنگ‌نوشته‌ی ارزشمند جزیره‌ی خارک، بیش از 199 روز نگهداری نماید. هم‌چنین هنوز هم مردم بزرگوار ایران، خاطره‌ی تلخ ربوده شدن «لوح زرین تخت‌جمشید» از همین گنجینه‌ی ملی ایران و سپس پخش خبری مبنی بر آب کردن آن را، از یاد نبرده‌اند.


ادامه‌ی نوشته را بخوانيد...


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

سه شنبه 1 مرداد1387

به مناسبتِ هشتمين سالگرد درگذشت

احمد شاملو

 

۲۱ آذر ۱۳۰۴ــ ۲ مرداد ۱۳۷۹کرج، شهرک دهکدهٔ فردیساگر چه هشت سال از وداع شاعر بزرگ ما با واژه‌ها گذشته است، اما اميد و زندگی هم‌چنان در ترانه‌های شورانگيز او ادامه دارد.

شاملو، شاعر آزادی، يکی از کم‌نظيرترين شاعرانِ متعهدِ روزگار ماست که حضور «انسان» را بر آفاقِ روشنِ آگاهی و رهائی، حياتی شريف و خلل‌ناپذير بخشيد. او بود که در دشوارترين شرايط، آيندگان را به درکِ درستِ راهِ مبارزه، دلاوری و خِرَد بشارت داد.

احمد شاملو پرستارِ بی‌خوابِ پروانه و شبنم، در سراسرِ زندگیِ پُر فراز و نشيبِ خود، نه سکوت را تاب آورد و نه سرسپردگی را. شعر رهائی‌بخش او، جز صلای آزادی، هرگز برای خاموشی و فراموشی سروده نشد. کلام و کردار آزادی‌خواهانه‌ی او که مَنِش و سرمشق نسل‌های پُر اميد امروزی ماست، ما را جز به راهِ مبارزه برای تحکيم و گسترش آزادیِ انديشه و بيان دعوت نمی‌کند.

شعرهای باشکوهی چون «بچه‌های اعماق»، «نوبتِ ماهی»، «فصل ديگر»، «شبانه»، «بر سرمای درون» و بسيار شعرهای از اين دست، از دلِ کدام بامداد برآمده، شب را شکسته و عظمتِ آزادی را نشان‌مان داده است جز همين «بامداد» که زنده و بی‌نظير مقابلِ ماست.

کانون نويسندگان ايران با تأکيد هميشگی بر فصل‌الخطابِ منشورِ ماندگارِ خود، يعنی آزادی انديشه و بيان، بر اين باور است که آزادی، هر چند در بندِ حنجره‌ی خاموشِ روزگار، قادر به خواندن نيست، اما پرنده‌ی قفس‌شکن‌اش... سرانجام آسمانِ چشم به راهِ خود را باز خواهد يافت.

هيأت دبيران

کانون نويسندگان ايران

يک مرداد ۱۳۸۷


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

یکشنبه 23 تیر1387

انتخابات مجمع عمومی

کانون نویسندگان ایران

 

بنا به اطلاعات واصله انتخابات مجمع عمومی کانون نویسندگان ایران مورخ 18/4/87 برگزار گردید. لازم به ذکر است که در انتخابات مذکور از روشی ابتکاری برای اخذ آرا استفاده شد. مجمع عمومی کانون نویسندگان ایران چهار سال متمادی اجازه‌ی تشکیل نداشت و سرانجام با آرای پستی انتخابات را برگزار کرد. نتایج حاصله به شرح زیر است:

 

اعضای منتخب هیات دبیران:

ناصر زرافشان

علی‌اشرف درویشیان

فریبرز رئیس‌دانا

جاهد جهانشاهی

اکبر معصوم‌بیگی


ادامه‌ی نوشته را بخوانيد...


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

پنجشنبه 30 خرداد1387

در ارتباط با آرامگاه کورش بزرگ از سوی بنیاد میراث پاسارگاد

به آقای کوئیچیرو ماتسورا، دبیرکل یونسکو

پانزدهم جون 2008

آقای ماتسورای عزیز!

آرامگاه کوروشهمان‌گونه که مسلماً اطلاع دارید، نزدیک به چهار سال است که بارها و بارها، از طریق نامه‌های سرگشاده و اختصاصی به شما، از خطراتی که سد سیوند برای آرامگاه کورش بزرگ به همراه دارد، خبر داده و نظرات کارشناسان و سدسازانی را که دلسوزانه نگران صدمات ناشی از رطوبت به این گنجینه‌ی بزرگ بشری هستند، برای شما فرستاده‌ایم. حتا، درست چند هفته پیش از آبگیری سد سیوند، کمیته‌ی نجات پاسارگاد نامه‌ی سرگشاده‌ای از سوی هزاران هزار انسان در سراسر جهان برای شما ارسال داشت و دست تمنا، برای رسیدگی به این امر خطیر، به سوی شما دراز کرد. در این نامه اظهارات شخص آقای رحیم‌مشایی، رییس سازمان میراث فرهنگی را، مبنی بر امکان تخریب آرامگاه به وسیله‌ی رطوبت، به عنوان سندی برای شما فرستادیم.


ادامه‌ی نوشته را بخوانيد...


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

جمعه 23 فروردین1387

درباره‌ی نامه‌ی اتحادیه‌ی‌ ناشران و کتاب‌فروشان

 

به تازگی اتحادیه‌ی ناشران و کتاب‌فروشان در اعتراض به سانسور و آشفتگی‌‌های حساب‌شده‌ی دستگاه‌های نظارت بر نشر آثار فرهنگی، نامه‌ی اعتراض‌آمیزی خطاب به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی منتشر کرده است. گرچه کانون نویسندگان ایران متولیان این وزارت‌خانه را که خود از عاملان اصلی سانسور و حذف فرهنگی به شمار می‌روند به هیچ رو مخاطب دادخواهی برای آزادی اندیشه و بیان نمی‌‌داند، از اعتراض اتحادیه‌ ناشران و کتاب‌فروشان پشتیبانی می‌‌کند.

ما پدیدآورندگان آثار فرهنگی، در پی کوشش‌های پیگیرانه‌ی چهل‌ساله‌ی اخیر، هم‌چنان خواهان لغو هر گونه سانسور در همه‌ی عرصه‌های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی هستیم و بر ضرورت آزادی اندیشه و بیان، بی هیچ حصر و استثنا، تأکید می‌‌کنیم.

 

به مناسبت درگذشت زنده‌یاد فریدون آدمیت

 

فریدون آدمیت، عضو دیرین کانون نویسندگان ایران، تاریخ‌نگار برجسته و پدیدآورنده‌ی امیرکبیر و ایران، اندیشه‌های میرزا فتحعلی آخوندزاده، آشفتگی در فکر تاریخی، اندیشه‌های میرزا آقاخان کرمانی و بسیاری آثار ارزنده دیگر، در دهم فروردین‌ماه امسال درگذشت.

آدمیت از سلاله‌ی تاریخ‌دانان شجاع و آگاهی چون احمد کسروی بود و در معرفی چهره‌های سرکوفته و دگراندیشی چون آخوندزاده و آقاخان کرمانی و... کوشش فراوان به کار برد. در روزگاری که گزمگان فرهنگی جز جعل و قلب و تحریف تاریخ معاصر ما وظیفه‌یی برای خود نمی‌‌شناسند، نوشته‌های او حکم نسیمی تازه داشت که بر هوای خفه‌ی تاریخ‌نگاری ایران وزیدن گرفت. یادش گرامی باد.

 

کانون نویسندگان ایران

۲۰ فروردین ۱٣٨۷


ادامه‌ی نوشته را بخوانيد...


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

سه شنبه 21 اسفند1386


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

شنبه 18 اسفند1386

ایران آزاد، ایران مدنی، ایران دمکراتیک

 

خود و دوستان خود را برای دادن رأی آماده كنيد و باعث و بانی آغاز حرکتی تازه شوید. چه اگر به آزمون انتخابات وارد نشويم فقط باعث تقويت نيروهای مخالف می‌شويم.

تحريم رأی در فقدانِ چاره‌ای بهتر، با توجه به منافع و خواسته‌های ما نه تنها مفيد نيست بلكه در جهت منافع دشمنان و كسانی است كه به بهانه‌ی دموكراسی يورش بيگانه را آرزو دارند، كه در نهايت با منافع ملی و انسانی ما در تناقض است. شايد بگوييد همه‌ی كانديداها از يك قماشند، هيچ كدام قادر به ايجاد تغییرات اساسی و برقراری اصلاحات نيستند. اما می‌دانيد در هر سيستمی در كنار كسانی که لیاقت نمایندگی شما را ندارند، كسانی هم هستند كه از كژی دور بوده و خواستِ اصلی‌شان بهبود وضع مردم و مملكت می‌باشد. گرچه کمیابند اما ما بايد درجست‌وجوی بهترين ممكن باشيم. برای شناخت بهتر از كانديداها، منابع بسياری وجود دارد. تاريخچه‌ی عملكرد سياسی و رشد عقيدتی آن‌ها به همراه گفته‌ها و سخنرانی‌های ايشان، مهم‌ترين معيار سنجش هر كانديدا می‌باشد.


ادامه‌ی نوشته را بخوانيد...


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

شنبه 27 بهمن1386

روز دوشنبه 8 بهمن 1386، در آستانه‌ی شانزدهمین سال انتشار بی‌وقفه‌ی «زنان»، هیأت نظارت بر مطبوعات با لغو امتیاز ماهنامه‌ی «زنان»، حکم مرگ این بانوی مطبوعات را صادر کرد.

دبیرخانه‌ی هیأت نظارت بر مطبوعات در اطلاعیه‌ی خود ضمن این‌که مجله‌ی «زنان» را یک «نشریه‌ی تند فمینیستی» خوانده است، ادعای خشونت علیه زنان و ناعادلانه خواندن قوانین مربوطه، سیاه‌نمایی وضعیت زنان در ایران و القای عدم وجود امنیت در جامعه و تخریب وجهه‌ی مقدس بسیج با درج توصیفات نامناسب را به عنوان دلایل لغو امتیاز این نشریه‌ی 16 ساله عنوان کرده است؛ در حالی که حتا بر اساس قانون مطبوعات فعلی که همه‌ی ما انتقادهای جدی بر آن داریم، لغو امتیاز نشریات جزو شرح وظایف هیأت نظارت بر مطبوعات نیست.

این اطلاعیه نشان داد که سقف تحمل مسئولان نسبت به طرح مطالبات زنان از حداقل‌های موجود نیز فروتر رفته و حتا انتشار ماهنامه‌ی «زنان» را نیز برنمی‌تابد. نشریه‌ای که نه تنها نهادی مستقل برای بسیاری از زنان ایرانی از هر گروه و تفکری است، بلکه همواره کوشیده است به دور از سطحی‌نگری و هیاهو در چارچوب قوانین موجود با عمیق‌ترین و اصیل‌ترین روش، یعنی فرهنگ‌سازی، به آگاهی‌بخشی و طرح مشکلات و مطالبات زنان بپردازد.


ادامه‌ی نوشته را بخوانيد...


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

شنبه 20 بهمن1386

فعالین ایرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و آمریکای شمالی گزارش ماهانه‌ی خود را در خصوص موارد نقض حقوق بشر در دی ماه ۸۶ در ایران منتشر کرد. متن این گزارش به شرح زیر است.

در این گزارش بخش بسیار کوچکی از موارد نقض حقوق بشر در ایران را که توسط این شبکه گردآوری شده است به اطلاع می‌رسانیم:

 

بین‌المللی

 

۱. دیده‌بان حقوق بشر با انتشار گزارشی اعلام کرد، حکومت ایران با اتکا به «قوانین امنیتی» که به‌طور وسیعی تعریف شده‌اند، تقریباً هر نوع ابراز علنی دگراندیشی را سرکوب می‌کند. این حکومت با استفاده از قوانین یادشده، افراد دستگیرشده را بدون اتهام و دسترسی به وکیل مشمول حبس‌های انفرادی و طولانی مدت می‌کند. این گزارش ۵۱ صفحه‌ای که به نام «شما هرکسی را به هردلیلی می توانید بازداشت کنید؛ ایران سرکوب فعالان مستقل را وسیع‌تر می‌کند» منتشر شده است. این گزارش به‌طور مستند به بررسی افزایش دامنه و تعداد افراد و فعالیت‌هایی می‌پردازد که طی دو سال گذشته تحت پیگرد قانونی قرار گرفته‌اند. مدیر بخش خاورمیانه‌ی دیده‌بان حقوق بشر می‌گوید: «قوانین متعددی در ایران به حکومت پوشش لازم برای سرکوب هرنوع فعالیت مسالمت‌آمیزی را که از نگاه منتقد به سیاست‌هایشان است می‌دهد». وی در ادامه می‌افزاید: «مسئولین می‌توانند حقوق اولیه‌ی مردم را پایمال کنند و همچنان ادعا نمایند که اقداماتشان قانونی است». قوانین مبهم امنیتی ایران به حکومت اجازه می‌دهد افراد را به خاطر تجمع، تشکل و فعالیت‌های سیاسی مسالمت‌آمیز، به‌طور خودسرانه سرکوب و تنبیه کند. (دیده‌بان حقوق بشر ۱۷/دی/۸۶)


ادامه‌ی نوشته را بخوانيد...


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

یکشنبه 20 فروردین1385

شاملو

سنگ ِ قبر احمد شاملو را تخریب کرده‌اند. تکه‌ای از امضایش به یغما رفته است. سنگ قبر سمبل است، نشانه‌ است، نشانی‌ست از احمد شاملو برای امروز - آن‌هم چه روزی! -  برای فردا. تا وقتی که  اندیشه هنوز معنایی داشته باشد.

سنگ ِ قبر احمد شاملو را شکستن، هر شکستنی نیست. بی‌حرمتی به سنگ قبر شاملو، هر بی‌حرمتی‌ای نیست. و این ربطی به نام ِ شاملو ندارد، بی‌حرمتی به میراثی‌ست که با نام ِ شاملو معنا می‌دهد: اندیشه‌ی مستقل، اندیشه‌ی متعهد، اندیشه‌ی جست‌وجوگر.

این روزها که سکوت راه را برای تجاوز هموار کرده، صدایمان را رسا می‌کنیم. این تکه سنگی در بیابان نیست که می‌شکند، امروز و فردای اندیشه‌های ماست که خش برمی‌دارد. نگذاریم بشکند، نگذاریم.

هم‌صدا می‌شویم، حافظ می‌شویم، حافظه می‌شویم و تجاوز به میراث فرهنگی‌مان را محکوم می‌کنیم.

  برای هم‌صدا شدن، برای افزودن نام‌تان، ایمیلی به contact@parham.ir ارسال کنید.


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com 

یکشنبه 29 آبان1384

درباره‌ی مشكلات اخیر جامعه

 

مردم شریف و آزاده‌ی ایران! فروهر

چنان كه می‌دانید مدتی است حلقه‌های فشار تنگ‌تر شده است. و هم‌چنین با نادیده انگاشتن تعمدی ویرانی‌ها، حمله به ارزش‌های فرهنگی و میراث ملی و دستگیری شهروندان فعال، ‌ابعاد گسترده و نگران‌كننده‌تری یافته است.

به نظر می‌رسد همه‌ی این اقدام‌ها با تصمیم‌های مشخص و هدایت‌شده صورت می‌گیرد. دادگاه‌های مطبوعات برای توقیف چند نشریه‌ی باقی‌مانده فعال شده‌اند. نشریه‌های موجود به بیش‌ترین حد تهدید كشانده شده‌اند. مسؤولان مربوطه از زائد و غیرلازم‌بودن مطبوعات سخن می‌گویند. حقوق زنان در تصمیم‌های جدید هم‌چنان نادیده انگاشته شده است. سایت‌های  اینترنتی هم‌چنان فیلتر می‌شوند. شورای عالی اتقلاب فرهنگی در برابر هنر و اندیشه از جمله سینما و پژوهش‌ها و آفرینش‌های آزاد و خلاقانه علناً موضع‌گیری رسمی می‌كند. سانسور و ممیزی كتاب‌ها تشدید شده است، وضعیت زندانی‌های سیاسی از جمله ناصر زرافشان، عبدالفتاح سلطانی، اكبر گنجی، مسعود باستانی و ... هم‌چنان در ابهام است. هر روز گزارش‌های تازه‌تری از دستگیری آزادی‌خواهان منتشر می‌شود، و خبر صاف‌سازی گورستان خاوران و قطعه 33 بهشت زهرا نیز در رسانه‌ها درج شده است.

ناامنی‌هایی كه جریان‌های مشكوك در پی تنش‌های سیاسی پدید می‌آورند،  امنیت جامعه را به خطر انداخته است.

حمله به روزنامه نگاران، از جمله معصومه باباپور (خبرنگار اهل تبریز كه با چاقو به شدت مجروح  و بستری شده است) ادامه دارد. در چنین شرایطی از وعده‌های امنیت و عدالت و مهرورزی و تأمین نیازهای مادی و فرهنگی هیچ خبری نیست. و می‌شنویم كه میراث‌های ملی كه در واقع به تمدن بشری تعلق دارند، در معرض نابودی است، و مردم از خود می‌پرسند غارتگران میراث ملی و حمله‌كنندگان به ارزش‌های فرهنگی و عاملان دستگیری اهل قلم و سركوب آزادی اندیشه، چه كسانی هستند كه مسؤولان از شناسایی و معرفی آن‌ها شانه خالی می‌كنند.

ما اعضای كانون نویسندگان ایران وظیفه داریم در راستای منشور خود هرگونه برخورد ضد فرهنگی را  هم‌چنان افشا كنیم.

کانون نویسندگان ایران
۱۱/۸/۱۳۸۴


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com