تبليغاتX
بوی کاغذ
جمعه 17 اسفند1386

در جست‌وجوی دموکراتیک‌ترین قالب ادبی

در نقد «كوتاه‌ترین داستان» اثر «استنلی بابین»، ترجمه‌ی مهران مرتضایی

 

چهل و دومین نشست گروه ادبیات عصر كتاب زنجان، عصر روز چهارشنبه هشتم اسفندماه در نقد كتاب «كوتاه‌ترین داستان» اثر استنلی بابین با ترجمه‌ی مهران مرتضایی مترجم و داستان‌نویس زنجانی در تالار اجتماعات كتابخانه‌ی سهروردی برگزار شد.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه‌ی زنجان، مهدی جلیل‌خانی، مجری جلسه، در ابتدا توضیحاتی را پیرامون هنر مینی‌مال ارائه داد و گفت: هنر مینی مال، حدوداً از دهه‌ی 1960 میلادی و پس از جنگ جهانی دوم، در آمریكا شكل گرفت. مینی‌مالیسم در هنر نقاشی عموماً ‌از اشكال ساده‌ی هندسی تشكیل شده است كه در آن مقدار محدودی رنگ مشاهده می‌شود.

در معماری مینی‌مال نیز دیوارها بدون كوچك‌ترین انحناء و جزئیات ساخته می‌شوند و سعی می‌شود كه با کم‌ترین امكانات بیش‌ترین بهره برده شود.

جلیل‌خانی ادامه داد: اصولاً فلسفه‌ی مینی‌مالیستی با روی آوردن به کم‌ترین امكانات زندگی و ساده بودن، بنیان نهاده شده است. در ادبیات نیز این تأثیر بسیار جذاب‌تر و واضح‌تر است؛ نویسنده با پرهیز از پرداختن به موارد غیرضروری، به خواننده این امكان را می‌دهد كه در بسیاری از موارد، داستان را با افكار شخصی خویش درك كند و مسیر را برای ادامه‌ی داستان، انتخاب كند.

او در پایان با بیان تعاریف مختلف از داستان کوتاهِ کوتاه یا مینی‌مال، از این قالب با عنوان دموکرات‌ترین شکل ادبی نام برد چراکه در ایجاز خود به خواننده احترام می‌گذارد. وی افزود: در روزگار کم‌حوصلگی‌ها و مشغله‌ها این ایجاز و مختصرگویی نیاز زمانه‌ی امروز است.

علیرضا ملیحی، داستان‌نویس و وبلاگ‌نویس زنجانی نیز، در خصوص نحوه‌ی ترجمه‌ی كتاب توسط مرتضایی، گفت: باید از هوشمندی مهران مرتضایی تقدیر كرد، زیرا وی این كتاب را در سال 1381 منتشر كرده است، یعنی زمانی كه بحث داستانك و داستان‌های ناگهانی، به تازگی در مجامع ادبی ایران مطرح شده بود. وی با این كار، این شاخه‌ی جدید از ادبیات را به ما معرفی كرده است. ولی به نظرم، بهتر بود نام كتاب را با توجه به توضیحات استنلی بابین، نویسنده‌ی كتاب، به صورت «بایت‌های داستانی» در نظر می‌گرفت تا خواننده دقیقاً بداند كه با چه داستان‌هایی روبه‌روست.

ملیحی در مورد بایت‌های داستانی توضیح داد: نسخه‌ی الكترونیكی این داستان‌ها را می‌توان از سایت Storybytes به دست آورد ولی متأسفانه این سایت از ماه می سال 2004 به روز نشده است. به توجه به توضیحات بابین در مقدمه‌ای كه این فرم داستانی را بیش‌تر مناسب كاربران اینترنت می‌داند، به روز نشدن سایت Storybytes را می‌توان مرگ مجازی این فرم داستانی تلقی نمود.

این داستان‌‌کوتاه‌نویس زنجانی اذعان داشت: عنوان یا نام، در بایت‌های داستانی نقش عمده‌ای دارد و قسمت اعظم بار داستان را به دوش می‌كشد، اما از سویی نیز صراحت عناوین داستان‌ها، راه را برای تخیل خواننده و تصورش از خود داستان بسته است، در حالی كه یكی از نقاط قوت یك داستانك، غافلگیری و ضربه‌ی انتهایی آن می‌باشد.

ملیحی پیرامون ترجمه‌ی برخی لغات در متن برخی داستان‌ها، اظهار داشت: در ترجمه‌ی چند واژه در كتاب، اشتباهاتی صورت گرفته است كه با توجه به این كه در داستانك هر كلمه در مفهوم كلی داستان، نقش عمده‌ای دارد، باید دقت بیش‌تری از سوی مترجم صورت می‌گرفت، ولی با این وجود كار ترجمه در كل كتاب بسیار چشمگیر است. همچنین در برخی داستان‌ها، نیاز به ارجاع بیرونی داریم. مخصوصاً هنگامی كه در متن داستان اسم شخصیت یا اصطلاحی خاص مطرح شده است، بدون دادن این اطلاعات به خواننده، او هیچ گاه نمی‌تواند به مفهوم داستان پی ببرد.

محمدعلی خامه‌پرست، داستان‌نویس زنجانی نیز  با ارائه‌ی توضیحاتی پیرامون داستانك گفت: برخی داستانك را به دلیل نداشتن شخصیت‌پردازی و فضاسازی، داستان نمی‌دانند و بیش‌تر به كاریكاتوری تشبیه می‌کنند كه با كلمات بیان شده است. انتظاری كه از داستان كوتاه داریم با انتظاری كه از داستانك داریم، یكسان نیست. شاید داستانك بیش‌تر شبیه به شعر باشد تا داستان.

وی نوشته‌های كتاب را به چهار گروه تقسیم كرد و اظهار داشت: گروه اول، داستانك‌های گنگ می‌باشد كه به فرهنگ و زبان مبدأ بازمی‌گردند و همان‌طور كه اشاره شد، نیاز به روشن كردن بیش‌تر اطلاعات كاربردی در آن‌ها از طرف مترجم برای خواننده‌ی فارسی زبان بود. گروه دوم، داستانك‌های لطیفه‌وار هستند كه دارای پیچیدگی و با ظرافت‌های كلامی سر و كار دارند. گروه سوم، طرح داده‌ها هستند كه صرفاً توصیفی از یك وضعیت و موقعیت هستند و بالأخره گروه چهارم، خود داستانك‌ به معنای واقعی كلمه می‌باشند كه در آن‌ها عناصر حادثه و موقعیت مؤثر است و فضای دراماتیك و تئاتری دارند.

در پایان سلمان كریمی، داستان‌نویس زنجانی، ضمن ارائه‌ی توضیحات تكمیلی در خصوص داستانك، گفت: داستانك، داستان كوتاهِ‌ كوتاه‌شده نیست و لزومی ندارد با معیارهای داستان كوتاه بررسی شود، زیرا كه خود، یك قالب ادبی مستقل است. داستانك فرزند خلف فرمالیست‌ها به حساب می‌آید و تجلی و بروز تلاش آن‌ها در ایجاد شكل‌های جدید است. البته عده‌ای ریشه‌ی آن را در مقاله ادگار آلن‌پو، می‌جویند یا آن را متأثر از تلاش‌های كافكا و برشت و... می‌دانند. ولی رونق گرفتن داستانك، بیش‌تر مدیون «ارنست همینگوی» است. او در دهه‌ی 20 تا 30 آثار خوبی را در این قالب ارائه كرد كه با شاخصه‌های مینی مالیستی قابل بررسی هستند.

كریمی در توصیف این قالب، ادامه داد: كوتاه بودن داستانك سبب می‌شود كه خواننده خیلی سریع‌تر از داستان كوتاه و رمان، در مورد آن‌چه خوانده است، به قضاوت بنشیند. ولی باید گفت كه حجم داستان بر خلاف تصور، از خصیصه‌های اصلی داستانك نیست بلكه طرح ساده و سر راست، محدودیت زمان و مكان، نشان دادن واقعه‌ی بیرونی، بیان داستان به زبان تصویری و استفاده از گفت‌وگو از شاخصه‌های اصلی آن می‌باشد.

 

پیوند‌های مرتبط:

نقد علیرضا ملیحی در وبلاگ شخصی‌اش

انعکاس گزارش در روزنامه‌ی مردم‌نو


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com