تبليغاتX
بوی کاغذ
جمعه 4 مرداد1387

قصه‌های شیخ‌اشراق از دید 2 منتقد

روزنامه‌ی مردم‌نو 

 

کتاب «قصه‌های شیخ اشراق» شهاب‌الدین یحیی سهروردی که توسط جعفر مدرس صادقی ویرایش متن شده است، موضوع چهل و چهارمین نشست عصر کتاب گروه ادبیات بود که با حضور اساتید، دانشجویان و ادب دوستان عصر روز 24 تیرماه در سالن آمفی تئاتر سهروردی زنجان برگزار شد.

این جلسه که طبق پوستر نصب شده بر روی سن باید ساعت پنج بعد ازظهر شروع و به معرفی، نقد و بررسی کتاب مزبور می‌پرداخت، با 20 دقیقه تأخیر آغاز شد و بیش‌تر به خود شیخ‌شهاب‌الدین سهروردی پرداخت تا قصه‌هایش.

در ابتدا مهدی جلیل‌خانی، مجری جلسه و مدیر گروه ادبیات به معرفی کتاب مزبور پرداخت و گفت: این کتاب اثر فیلسوف زنجانی، یحیی‌ابن‌حبش‌ابن‌ امیرک ملقب به شهاب‌الدین، شیخ اشراق یا شیخ مقتول است. وی در سهرورد یا قره‌قوش خدابنده‌ی زنجان زاده شد. حکمت و اصول فقه را نزد مجد‌الدین جیلی استاد فخر ‌رازی در مراغه آموخت و در علوم حکمی و فلسفه سر آمد شد. سهروردی پس از پایان تحصیلات رسمی، شروع به سفر در داخل ایران کرد و با مشایخ تصوف آشنا شد. وی شیفته‌ی تصوف گشت. سفرهای وی به آناتولی و شامات هم ادامه داشت، در یکی از سفرهایش به حلب با «ملک‌شاه» پسر «صلاح‌الدین‌ایوبی» (سردار معروف مسلمانان در جنگ‌های صلیبی) ملاقات کرد و او را مجذوب خود ساخت، به درخواست ملک‌شاه سهروردی در حلب ماندگار شد. اما جسارت سهروردی و بی‌احتیاط بودن او در سخن گفتن باعث شد تا به درخواست مکرر علمای حلب از «صلاح‌الدین ایوبی» شیخ‌شهاب‌الدین سهروردی در پنجم رجب 587 زندانی شود و در آن‌جا از دنیا برود. سهروردی در هنگام مرگ 38 سال داشته است.

جلیل‌خانی افزود: وی فلسفه‌اش را حکمت اشراق معرفی کرد که به معنای درخشندگی و برآمدن اشراق است. او به عقل اعتقاد دارد اما عقل را تنها مرجع شناخت نمی‌داند. سهروردی از منتقدان ابن‌سینا و از طرفداران افلاطون است.

 

سخنران اول: حکمت اشراق و معماری نور

در ادامه محمد فضلی، دانشجوی کارشناسی معماری به عنوان سخنران اول، به بررسی کتاب از دید معماری پرداخت و گفت: معروف‌ترین کتاب شیخ‌اشراق «حکمت اشراق» است و قصه‌های وی نسبت به کتاب مزبور از ارزش کم‌تری برخوردار است. علت علاقه‌مندی من به این قصه‌ها، کارهایی است که در زمینه‌ی معماری با الهام از قصه‌های وی و حکمتش اشراق انجام شده، برای مثال طرح چهارراه انقلاب زنجان که به نوعی تداعی‌گر خورشید است و طرح سبزه‌میدان که در حال اجراست.

فضلی در ادامه اشاره‌ی کوتاهی به خود کتاب داشت و یکی از هشت قصه‌ (قصه‌ی مرغان) را تشریح کرد و گفت: مرغانی به دام افتاده‌اند و برای نجات از بند تلاش می‌کنند و بند را با خود می‌برند و به ملک می‌رسند. ملک نیز رسولی را با آن‌ها می‌فرستد تا دام و بند را از پای مرغان باز کند. راوی یکی از مرغان است و داستان نوعی قصه‌ی مدرن است.

سپس جلیل‌خانی در ادامه اشاره‌ای به مقدمه کتاب شیخ‌اشراق ترجمه دکتر نجم‌الدین کیوانی کرد و گفت: تا نخبگان به دنیا می‌آیند رسم نخبه‌کشی هم با آن‌ها به دنیا می‌آید اگر از میان اندیشمندان دنیای اسلام برترین‌ها را برگزینیم سهروردی یکی از‌ آن‌هاست. شیخ زمان مرگ 38 سال بیش‌تر نداشته و تألیف حدود 20 کتاب در موضوعات پیچیده‌ی فلسفی خود به معجزه می‌ماند و اگر سهروردی عمر بیشتری می‌کرد، ما شاهد اندیشه‌های پخته‌تری از وی بودیم. جلیل‌خانی در ادامه به معرفی سخنران بعدی پرداخت و گفت: کریم حنفی دانش‌آموخته اطلاع‌رسانی از دانشگاه تهران و دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت منابع انسانی در دانشگاه تربیت مدرس است و کتاب واژه‌نامه‌ی اطلاع‌رسانی انگلیسی فارسی نیز از نوشته‌های اوست.

 

سخنران دوم: رد گفته‌های سخنران اول

کریم حنفی با انتقادهایی مباحث فضلی را رد کرد و گفت: سخنان آقای فضلی مبنی بر این‌که مرغان با شراکت هم دام را بردند درست نیست و تنها مرغی که از این دام جست خود راوی بود (شیخ شهاب‌الدین سهروردی) و مباحث ایشان با اصل داستان همخوانی ندارد.

در ادامه حنفی با اشاره به این‌که تخصص دانشگاهی در رابطه با ادبیات ندارد افزود: تخصص من جامعه‌شناسی است و من معتقدم جریانی که باعث تولید قصه می‌شود از دو عامل درونی و بیرونی نشأت می‌گیرد. عامل بیرونی می‌تواند از منابع عامل درونی باشد. عامل درونی تفکرات، دانش، معلومات و افکار شخصی می‌باشد که به قصه‌پردازی می‌پردازد و عامل بیرونی همان جامعه و محیط است. در جامعه‌شناسی ادبیات ما با سه موضوع روبه‌رو هستیم که عبارتند از: صاحب اثر، خود اثر و جامعه، من به این سه موضوع می‌پردازم.

 

اوضاع فکری زمان شیخ اشراق

اشاعره، نفوذ و قدرت کلام معتزله را به حد زیادی کاهش داده بود. نتیجه‌ی عقلانیت معتزله کلام اشعری بود، که راه را برای تفسیر صوری و عامیانه‌تر از اسلام آماده ساخته بود. در حالی که بحث و جدل در میان طرفداران علوم عقلی ادامه داشت، مکاتب فلسفی و کلامی نیز آماج چالش‌های مکاتب تجربی‌تر صوفیان واقع شد. صوفیانی که روش‌های معرفت‌شناختی آن‌ها درست همان بنیانی را مورد شک و اعتراض قرار می‌داد که مکاتب عقل‌گرایانه نظریه‌های خود را در باب علم بر آن نهاده بودند.

صوفیانی همچون منصور حلاج و بایزید بر سهروردی تأثیر‌گذاشته بودند. در این برهه‌ی تاریخی امام محمد غزالی به عنوان معتبرترین استاد علم کلام به فلاسفه که در اصول یقین، تنها به استدلال اکتفا می‌کردند زبان انتقاد گشود. بر اثر حمله‌ی غزالی به فلسفه کم‌کم تصوف به عنوان مکتبی به شمار آمد که باید شایستگی آن تصدیق می‌شد. در مرکز این کش و قوس‌ها ابن‌سینا با آن فلسفه‌ی فراگیر خود قرار داشت. فلسفه‌ی ابن‌سینا باعث به وجود آمدن شماری از افرادی بود که ابن‌سینایی نامیده می‌شدند. شیخ‌ شهاب‌الدین سهروردی هم تأثیر زیادی از ابن‌سینا پذیرفته و در جاهایی هم از او انتقاد کرده است.

حنفی افزود: اندیشه‌های سهروردی در فلسفه اسلامی نفوذ کرده و وسیله‌ای به دست فلاسفه شیعی داد تا با کمک آن جنبه‌های باطنی‌تر اسلام را در مقایسه با برداشت‌های ظاهری‌تر آشکار‌تر کنند.

 

معرفی کتاب

حنفی در رابطه با کتاب قصه‌های شیخ‌اشراق گفت: کتاب مزبور هشت قصه دارد که در کل آن‌ها را باید یک قصه دانست ولی شیخ آن‌ها را جدا از هم آورده است و مدرکی در رابطه با تقدم و تأخر قصه‌ها وجود ندارد و ویرایشگر متن جعفر مدرس‌صادقی قصه‌ها را براساس ارتباط داستانی با یکدیگر آورده است. قصه‌ها عبارتند از:

1.       قصه‌ی مرغان: این داستان تا حدودی برگرفته از داستان مرغان ابن‌سینا می‌باشد که با بیان هنرمندانه به سیر و سلوک معنوی به شیوه‌ی رمز‌آمیز، در قالب داستان می‌پردازد. اول از صیادان، بعد مرغان بی‌پروا و بعد از ملک سخن می‌گوید.

2.       عقل سرخ: پیری است با محاسن و رنگ و روی سرخ و ظاهری جوان اما دنیا دیده، برای راوی از عجایب جهان سخن می‌گوید که هفت چیز است که عبارتند از: کوه قاف، گوهر‌ شب‌افروز، درخت طوبی، دوازده کارگاه، زره داودی، تیغ بلارک و چشمه‌ی زندگانی، که در طول داستان هرکدام را تفسیر می‌کند. نتیجه‌ی داستان ما را یاد انسان‌هایی که به دنیا پرتاب شده‌اند و زادگاهشان یعنی بهشت را فراموش کرده‌اند می‌اندازد.

3.       فی‌حالت طفولیت: داستان طفولیت، راوی کودکانی است که به مکتب می‌روند که هدف از این داستان طفل بودن انسان در عالم تصوف است.

4.       روزی با جماعت صوفیان: در این داستان هرکس از شیخ خود سخن می‌گوید و راوی هم از شیخ خود سخن می‌گوید ولی اسمی از او نمی‌آورد.

5.       آواز پر جبرئیل: یکی از پیچیده‌ترین داستان‌های شیخ است. راوی این‌جا از حجره‌ی زنان و دایره طفلان بیرون می‌آید و در کنار سرای مردان با 10 پیر خوب‌سیما روبه‌رو می‌شود و با یکی از آن‌ها سخن می‌گوید، منظور از 10 پیر خوب‌سیما 10 عقل می‌باشد.

6.       لغت موران: در این قصه با ماجراهای متعددی رو‌به‌رو هستیم و شیخ می‌گوید در محضر خورشید چراغ بردن جایز نیست. در این داستان فلسفه‌ی نور به شکل استادانه ذکر شده است.

7.       صفیر سیمرغ: این داستان به عنوان پلی است بین شش داستان قبلی و داستان هشتم.

8.       فی‌حقیقت عشق: مقاله‌ای است در احوال اخوان تجرید که با مقدمه‌‌ای در توصیف سیمرغ آغاز می‌شود و به حقیقت و عشق و اندوه می‌پردازد.

 

نقدی بر کتاب

حنفی در ادامه به نقد کتاب پرداخت و گفت: کتاب چاپ پنجم است و در مقایسه با کتاب اصلی (نوشته‌های خود شیخ اشراق) جعفر مدرس‌صادقی در آن دست برده و ابیات آن را حذف کرده است.

نام نامه بخشی از کتاب است که در‌ آن اسامی افراد و مکان‌ها نوشته می‌شود که در این بخش کتاب کلمات نابجا زیاد است.


 .......................................................................................................  jalilkhani [at] gmail [dot] com